بن‌بست FATF؛ تشدید تحریم‌ها و گسترش انزوا

روز چهارشنبه(۸آبان) آمریکا به‌اتفاق ۶کشور عربی حوزهٔ خلیج‌فارس تحریم‌هایی را علیه ۲۱بانک، شرکت تجاری و ۴شخصیت حقیقی مرتبط با رژیم و حزب‌الشیطان اعلام کردند، آخرین باری که آمریکا تحریم‌های جدیدی را علیه رژیم اعلام کرد، سخنگوی وزارت‌خارجهٔ رژیم به‌طور رقت‌انگیزی گفت مگر چیز دیگری باقی مانده که آمریکا تحریم نکرده باشد؟! اما اعلام تحریم‌های اخیر دارای وجوه و نکات جدیدی است.

معنی سیاسی تحریم‌های جدید

مقدم بر عوارض اقتصادی محکم‌تر شدن طناب تحریم‌ها بر گردن رژیم، اثرات سیاسی این تحریم‌ها بایستی مد نظر قرار گیرد. اعلام تحریم‌های جدید که تقریباً یک پریود هفتگی دارد، حاکی از آن است که سیاست آمریکا، به‌رغم هیاهویی که گاهی بر سر مذاکره مستقیم و غیرمستقیم و واسطه‌گری این یا آن میانجی بالا می‌گیرد، هم‌چنان ادامهٔ فشار حداکثری بر رژیم است.

علاوه بر این، تحریم‌های اخیر ۲ویژگی مهم دارند؛ نخست آن‌که علاوه بر رژیم، حزب‌الشیطان لبنان هم هدف قرار گرفته؛ دوم، ۶کشور همکاریهای خلیج‌فارس شامل عربستان، کویت، امارات، قطر، عمان و بحرین هم در این تحریم‌ها همراه و متحد با آمریکا هستند.

به این ترتیب این اقدم مشترک، فراتر از تحریم اقتصادی، به‌معنای تقویت و استحکام ائتلاف کشورهای منطقه علیه رژیم است. این معنا به‌خوبی در سخنان وزیر خزانه‌داری آمریکا که به‌همین منظور به‌ این کشورها سفر کرده بود، دیده می‌شود. او گفت: «مختل کردن هماهنگ شبکه‌های مالی مورد استفاده رژیم ایران برای تأمین مالی تروریسم توسط مرکز هدف‌گیری تأمین مالی تروریسم، یک نمایش قوی اتحاد کشورهای خلیج است. این اقدام بیانگر موضع یکپارچه کشورهای خلیج و آمریکا است که به‌ ایران اجازه داده نخواهد شد که فعالیت‌های شرورانه خود در منطقه را افزایش دهد».

این تحول در شرایطی است که رژیم در تقلا برای سوراخ کردن و ایجاد شکاف در دیوار تحریم‌ها به‌ برخی از این کشورها، به‌خصوص قطر و عمان، چشم دوخته بود و طنز قضیه آنجاست که همزمان با اعلام این تحریم، ظریف وزیرخارجه آخوندها، به‌منظور دریوزگی و به‌بهانهٔ شرکت در یک کنفرانس امنیتی(کنفرانس جانبی اجلاس امنیتی مونیخ) در دوحه پایتخت قطر به‌سر می‌برد.

نکتهٔ قابل‌ توجه دیگر این است این تحریم‌های مشترک در شرایط ویژه‌ای که رژیم از جهات مختلف تحت فشارهای خردکننده است، به‌رژیم وارد می‌شود و آثار مرگبار این فشارها را مضاعف می‌کند.

معنی حمایت آمریکا از اقدامات FATF علیه رژیم

همزمان با اعلام این تحریم‌ها، وزارت‌خارجهٔ آمریکا نیز حمایت خود را از تدابیر و اقدامات کنوانسیون FATF برای حفاظت از نظام مالی بین‌المللی در برابر تهدیدات رژیم ایران اعلام نمود. وزارت‌خارجه در بیانیهٔ‌ خود، شکست رژیم در اتخاذ تصمیم در مورد تصویب لوایح FATF را عمدی دانست و تصریح کرد: «این رژیم عمداً می‌خواهد که هیچ شفافیتی در اقتصاد آن وجود نداشته باشد تا بتواند به‌صدور تروریسم ادامه دهد».

باید به‌یاد داشت که یکی از کانالهای مهم رژیم برای پولشویی، حزب‌الشیطان و شبکهٔ گستردهٔ پولشویی و قاچاق مواد مخدر و انواع قاچاق‌های دیگر این دارودسته است که آن را با قبضهٔ امکانات حکومت دولت لبنان شکل داده است.

تحریم‌های اعلام شده، شامل ۲۱فقره بانک و شرکت و ۴فرد حقیقی است که همه از اعضای حزب‌الشیطان هستند که پیش از این نیز در فهرست‌های تروریستهای جهانی لیست‌گذاری شده‌اند و در شبکهٔ قاچاق و پولشویی در ارتباط تنگاتنگ با رژیم آخوندی فعالیت می‌کردند.

تأثیر موضع‌گیری آمریکا بر مواضع FATF نیز امری بدیهی است. این کنوانسیون بین‌المللی تاکنون با مدارا و تساهل بسیار با رژیم برخورد کرده و ۴بار مهلت به‌ رژیم برای تصویب لوایح ۴گانهٔ FATF را تمدید کرده و از بردن رژیم به‌ لیست سیاه خود چشم‌پوشی کرده و آن را به‌تعویق انداخته است. اما موضع‌گیری آمریکا و وزیر خارجهٔ این کشور، به‌گفتهٔ ناظران می‌تواند به‌معنای آن باشد که FATF از این پس سیاست قاطعیت در برابر رژیم را در پیش بگیرد و در بهمن‌ماه که موعد تصمیم‌گیری در مورد بردن رژیم به‌ لیست سیاه است، دیگر مهلت رژیم را تمدید نکند. کما این‌که دژپسند، وزیر اقتصاد و دارایی رژیم نیز همین را پیش‌بینی کرده و به‌ رژیم هشدار داد: «این آخرین مهلت است و دیگر قابل تمدید نیست... و اگر در مهلت تعیین شده این کار (تصویب لوایح) انجام نشود، به‌صورت خودکار وارد بلک لیست می‌شویم که برای خروج از بلک لیست باید «برنامه اقدام» بنویسیم که امکان دارد شرایط سخت‌تری در آن مطرح شود».

۲ضربه سیاسی و اقتصادی در حساس‌ترین شرایط

آنچه ابعاد و آثار ضربه تحریم‌های اخیر را مضاعف می‌کند، شرایط فوق‌العاده وخیم نظام آخوندی در تمام زمینه‌هاست. برای پی بردن به‌ گوشه‌هایی از اوضاع به‌شدت بحرانی رژیم نیازی به‌تحقیقات کشاف یا دسترسی به‌ اطلاعات محرمانه نیست. اظهارات بالاترین سردمداران رژیم، خامنه‌ای و روحانی، به‌اندازه کافی گویاست.

روحانی با همهٔ وقاحتی که در دروغ‌درمانی دارد، اما در سخنرانی‌های اخیر خود از فرط استیصال ناچار اعتراف می‌کند: «کشور(که منظورش دولت و نظام است) تعطیل است. بانکها قفل هستند، صادرات قفل است، واردات قفل است، تولیدی در کار نیست و...».

خامنه‌ای را هم در آخرین سخنرانی‌اش خطاب به‌ نیروهای ارتشی دیدیم که چگونه به‌کرات از فرسایش نظام و ریزش نیروهای رژیم از صدر تا ذیل، با عباراتی نظیر «تغییر محاسبات مسئولان و مؤثران فکری و هم‌چنین آحاد مردم» ابراز نگرانی کرد و چقدر از شرایط و قیامهای عراق و لبنان و از این‌که عمق استراتژیک نظام در حال فروریختن است ابراز وحشت کرد و با اشاره به‌ قیام‌های عراق و لبنان گفت: «دشمنان چنین فکرهایی هم دربارهٔ ایران داشتند» و در حالی که به‌ شرایط انفجاری جامعه اشاره می‌کرد، چند بار خطاب به‌ نیروهای رژیم تکرار کرد: «همه آحاد مردم به‌ویژه نیروهای مسلح باید احساس تکلیف کنند و مراقب باشند» و این‌که «از حرکات دشمن نباید چشم برداشت باید دائم مراقب حرکات دشمن بود».

دربارهٔ وضعیت اقتصادی رژیم تنها کافی است به‌ آخرین گزارش صندوق بین‌المللی پول اشاره کنیم مبنی بر این‌که رژیم در همهٔ شاخصهای اقتصادی به‌سرعت در حال سقوط است. رشد اقتصادی به‌ منفی ۹ رسیده که در دنیا بی‌نظیر است. تورم به‌طور رسمی ۵۰درصد است.

در سیاست بین‌المللی هم رژیم در منزوی‌ترین موقعیت خود در تمام دهه‌های اخیر قرار دارد؛ شاخص این انزوا، موضع‌گیری تقریباً تمام کشورهای عضو کمیتهٔ اول و کمیتهٔ سوم مجمع عمومی ملل ‌متحد علیه رژیم است. در این مورد هم کافی است به‌ سخنرانی نماینده اتحادیه اروپا که تنها روزنهٔ امید رژیم در سیاست بین‌المللی است، اشاره شود که مصرانه خواهان پایبندی کامل رژیم به‌ برجام... ایفای «نقش سازنده» در منطقه و پایان دادن به‌ هرگونه فعالیتی در رابطه با طراحی موشک بالستیک با قابلیت حمل تسلیحات هسته‌ای... مراعات همه قطعنامه‌های شورای امنیت ملل ‌متحد و عدم انتقال موشک و فن‌آوری مربوطه به‌ بازیگران دولتی و غیردولتی در منطقه است».

به این ترتیب، از هیچ سویی کمترین کورسوی امیدی برای رژیم به‌چشم نمی‌خورد؛ در این میان البته این مردم ایران و رشیدترین فرزندانشان در ارتش آزادیبخش و کانون‌های شورشی‌اند که حرف نهایی را خواهند زد.