بنیاد سعدی یا بنیاد ولی‌فقیه در آلبانی؟

«شیادی گیسوان بافت یعنی علویست و با قافله حجاز به‌ شهری در آمد که از حج همی‌آیم و قصیده‌ای پیش ملک برد که من گفته‌ام. نعمت بسیارش فرمود و اکرام کرد تا یکی از ندمای حضرت پادشاه که در آن سال از سفر دریا آمده بود گفت من او را عید اضحی در بصره دیدم. معلوم شد که حاجی نیست دیگری گفتا پدرش نصرانی بود در ملطیه پس او شریف چگونه صورت بندد و شعرش را به‌ دیوان انوری دریافتند ملک فرمود تا بزنندش و نفی کنند تا چندین دروغ درهم چرا گفت» - گلستان سعدی ـ حکایت ۳۲

استفادهٔ ابزاری از نام سعدی

وقتی در ترکیب عجیب و غریب «بنیاد سعدی» نگاه می‌بندیم، غرابتی شگفت بین دو واژهٔ «بنیاد» و «سعدی» به‌ذهنمان خطور می‌کند. اگر منظور از این کلمه‌ٔ چسبیده به‌ بنیاد، «سعدی»،‌ استاد شیرین‌سخن و نادره در خوشاب زبان فارسی، سعدی شیرازی است، این شخصیت فراایرانی و شهیر که زبان فارسی فصاحت و زیبایی خود را مدیون اوست، هیچ‌گاه با یک من سریشم هم به‌ ریش آخوندهای حاکم بر ایران قابل چسباندن نیست؛ تا چه رسد به‌ این‌که صیت و شهرهٔ عالمگیر او به‌ ابزاری برای گسترش ایدئولوژی ولایت فقیه در اقمار و کشورهای دیگر تبدیل شود. تا همین‌جا آخوندها یک فقره سوء‌استفادهٔ ابزاری از سعدی و فرهنگ ایران به‌عمل آورده و نسبت به‌ شخص سعدی نیز وهنی بزرگ را مرتکب شده‌اند. اگر مرحوم سعدی الآن در قید حیات بود، بی‌گمان از غایت گزیدگی و دل‌گیری سر به‌ بیابان می‌گذاشت و حاضر بود دوباره به‌دست فرنگیان اسیر آید یا در طرابلس به‌ کار گل گمارده شود اما ملعبه دست عوامل حکومتی نشود.

رایزنی فرهنگی یا ایجاد جای پا؟

آنچه آخوندها با عناوین مشعشع و فریبندهٔ «رایزنی فرهنگی!»، «همایش ایران شناسی!»، «معرفی اسلام، شیعه و ایران!» درصدد ترویج آن در دیگر کشورها هستند،‌ چیزی جز ایجاد جای پا برای ایدئولوژی ولایت فقیه و سپس سربازگیری برای اعمال تروریستی نیست. بهانهٔ ایجاد جای پا ابتدا تبلیغ آموزش زبان فارسی با نام خوش‌شهرت سعدی است.

در این زمینه یکی از آخوندهای دست‌اندرکار این اقدام به‌نام «سعیدرضا عاملی»، دبیر دبیرخانهٔ شورای عالی انقلاب فرهنگی ارتجاع، در دیداری با رایزنان فرهنگی می‌گوید:

«آمار نشان می‌دهد که حدود ۱۶میلیون نفر در جهان متقاضی آموختن زبان فارسی هستند که برای استفاده از این فرصت ۱۰۰هزار مدرس زبان فارسی نیاز داریم که برای مدیریت و آموزش این جمعیت مهم علاقمند به‌ زبان فارسی برآورد شده است که ۲میلیون یورو نیاز داریم».

او منظور خود را از آموزش زبان فارسی پنهان نمی‌کند و می‌گوید: «اگر زبان و ادبیات فارسی به‌درستی ترویج شود، مفاخر علمی و فرهنگی کشورمان بهتر و بیشتر به‌جهانیان شناسانده خواهند شد و پیوند فرهنگی گسترده‌تری بین جمهوری اسلامی ایران و سایر ملتها شکل می‌گیرد... نگاه کلیشه‌ای و قالبی به‌ فعالیت رایزنان فرهنگی مضر است و باید انعطاف در این زمینه داشته باشیم».(سایت شورای عالی انقلاب فرهنگی رژیم ۱۳مرداد ۹۸)

وزارت اطلاعات و پوش‌های مورد نیاز

دستاویز اولیه همان‌طور که گفته شد،‌ آموزش زبان است، بعد تطمیع و شکار نفرات مستعد و دعوت آنها به‌ایران و بردن به‌ وزارت اطلاعات و ساختن مزدور و جاسوس از آنها و در ادامه ایجاد هسته‌های ترور و... باقی ماجرا را همه می‌دانند. برای رسیدن به‌ نتیجه نباید عجله کرد. به‌قول آخوند عاملی باید «انعطاف» به‌خرج داد.

علی فلاحیان در برنامهٔ «خشت خام تلویزیون» حکومتی در تیر ۹۶ گفت: «وزارت اطلاعات در همه جای دنیا همین است، البته الآن هم شاید کمرنگ‌تر شده باشد. وزارت اطلاعات برای جمع‌آوری اطلاعات چه در داخل و چه در خارج به‌ پوشش نیاز دارد مثلا ما که یک مأمور اطلاعاتی نمی‌فرستیم برود آلمان، روسیه یا آمریکا و بگوید من از وزارت اطلاعات هستم. اطلاعات‌تان را به‌ بنده بدهید! در پوشش کار بازرگانی یا پوشش خبرنگاری، این کار را انجام می‌دهد. خبرنگار‌ها خیلی‌هایشان عوامل اطلاعات هستند، خبرنگاری که درآمدی ندارد، (خنده) شوخی می‌کنم».

از رایزنی فرهنگی تا بمب‌گذاری

نگاهی کلی به‌بمب‌گذاریهای خبر در عربستان،‌ آمیا در آرژانتین، توطئهٔ ترور سفیر عربستان، بمب‌گذاری در بانکوک در سال ۲۰۱۲ و در همان سال در دهلی نو، اقدام تروریستی در بحرین در سال ۲۰۱۵، انتقال ۱۰۰کیلوگرم مواد انفجاری به‌ کنیا در سال ۲۰۱۲، ترور در رستوران میکونوس، ترور اعضا و وابستگان مقاومت ایران در کشورهای مختلف جهان، دخالت‌های تروریستی در عراق، سوریه، یمن و لبنان، همکاری با القاعده، مزدور پروری در کشورهای عربی و... تنها بخش بارز و لورفتهٔ نیروی قدس هستند. تمامی این اقدامات با پوش رایزنی فرهنگی آغاز شده‌اند و شروع کارشان با لبخند‌های ریاکارانه، پول‌پاشی و زبان‌بازی آخوندی و معرفی و تبلیغ جذابیت‌های شعر و زبان فارسی و شناساندن سعدی و فرهنگ ایران به‌ دیگر ملتها بوده است!

اشتهای سیری‌ناپذیر اژدهای عمامه‌دار به‌ اسلام و شیع