سوتی شیاد و سراب «رفراندم» در قبیلهٔ گرگ‌ها

سخنان حسن روحانی در روز ۲۳مهر در دانشگاه تهران بازتابی از وجوه گوناگون مختصات بحرانی حکومت آخوندی است. بحرانی تشدیدشونده و در حال کیفیت عوض کردن که با ورود به مرحله جدید، چشم‌انداز فروپاشی را نزدیک و نزدیک‌تر خواهد کرد.

در این سخنان، تمام تلاش حسن روحانی یک بازی تبلیغاتی برای زمینه‌چینی انتخابات اسفند ۹۸ است تا بساط شیادی را شعار انتخاباتی باند خود کند. روحانی: «اگر یک انتخابات باشکوه و پررونق با حضور اکثریت مردم را شاهد باشیم، قدرت سیاسی ما بالا می‌رود».(روزنامه آرمان ۲۵مهر ۹۸) اما آنچه هرگز روحانی برای آن حسابی باز نکرده، بی‌اعتباری حرف‌های او نزد مردم ایران است. روحانی معروف به سیاستمداری دروغگو شده است که خودش هم به ماراتن وعده‌هایش نمی‌رسد و اظهاراتش همواره موجب «خندهٔ حضار» بوده و هست!

وجه بارز حرف‌های روحانی، تکرار چندبارهٔ موضوع رفراندم است؛ آن‌قدر که گویی همهٔ‌ مشکلات بیرونی و درونی حاکمیت ولایت‌ فقیه با رفراندم دلخواه وی برطرف خواهد شد! البته واضح است که روحانی یا هر عنصر دیگری از قسم‌خوردگان به اصل ولایت‌ فقیه، هرگز «رفراندم» را در معنا و کارکرد واقعی آن مدنظر ندارند؛ بلکه این‌ها همه ابزار بازیهای قدرت‌پرستی بین جناحین است که به هم ارجاع می‌دهند. موضوع برای خودی‌های نظام هم روشن است و گذشته از دست‌مایهٔ طنز بودنش، در محتوا هم اصلاً اعتباری ندارد: «با سیاست فشل و فاقد برنامه‌ای که او و تیمش در حوزه اقتصاد نشان داده‌اند، نه تنها نیاز به اختیارات ویژه و برگزاری رفراندوم نیست‌ بلکه دولت او بی‌تدبیر‌تر و ناکار‌آمد‌تر از آن است که این اختیارات ویژه یا برگزاری رفراندوم بخواهد به فریادش برسد».(روزنامه جهان صنعت ۲۵مهر ۹۸)

«بی‌سرانجامی چنین موضوعی که در ذات و نهاد نظامی مبتنی بر ولایت‌ فقیه استوار شده است و روحانی و تمام رئیس‌جمهورهای پیشین هم به آن قسم خورده‌اند، درد بی‌درمان ساختار حکومتی است که هرازچندگاهی آثار دمل چرکین آن دامن خودشان را می‌گیرد و لق‌لق زبانشان می‌شود و هیچ راهی برای خلاص شدنش ندارند: «از سال ۵۹ مدام این صحبت‌ها از سوی رؤسای جمهوری ایران مطرح شده است». (روزنامه ابتکار ۲۵مهر ۹۸)

در ادعای روحانی برای برگزاری رفراندم، وجه شیادی و دجالیت آن بیشتر برجسته است؛ چرا که خود وی با قسم‌ خوردنش به اصل ولی‌فقیه، می‌داند که با وجود چنین اصلی، اصلاً چیزی تحت عنوان رفراندم به‌معنی سرسپاری به دموکراسی برآمده از آراء و نظر مردم محلی از اعراب ندارد. این واقعیت را الفبا خوانده‌های سیاست در نظام آخوندی هم یقین دارند که طرح رفراندم طنزی بیش نیست. روزنامهٔ باند خود روحانی هم هزارتوی این واقعیت را به او یادآور می‌شود: «همه‌پرسی، مصوبه مجلس را می‌خواهد و در صورت تصویب در مجلس باید به تأیید شورای نگهبان برسد. به همین دلیل است که چنین موضوع خطیر و مهمی از سطح حرف به سطح عمل نمی‌رسد... جریانی در کشور وجود دارد که نظر، رأی، خواست و مطالبه مردم برایشان مطرح نیست».(روزنامه آرمان ۲۵مهر ۹۸)

اظهارات دوگانهٔ روحانی بر شیادی آگاهانهٔ وی در طرح رفراندم گواهی می‌دهند. وی بارها پیرامون آثار تحریم آمریکا گفته است که «تحریم‌ها هیچ اثری بر ما نگذاشته و از راه‌هایی که می‌دانیم، مسائلمان را حل می‌کنیم». اما در دانشگاه تهران گفت: «مگر می‌شود بدون تعامل با دنیا به خودکفایی رسید؟ هرگز نمی‌شود». حالا سوتی روحانی را روزنامهٔ حکومتی اعتراف کرده است: «نفس و فلسفهٔ اصلی برگزاری رفراندم مورد نظر روحانی، پوششی برای رسیدن به مذاکره با آمریکاست».(جهان صنعت ۲۵مهر ۹۸)

بازی با برگ رفراندم که هیچ ربطی به مردم ایران ندارد، گویای بن‌بست لاعلاج نظامی است که ظرفیت رفراندم را ندارد و حتی دنیا هم نتوانست این بن‌بست را برای حاکمیت ولایت‌ فقیه باز کند: «به نظر می‌رسد روحانی امید به برگزاری رفراندوم را تحت تاثیر عاملی پیش کشیده است که نقش واسطه‌ای برخی از بازیگران مانند مسقط، توکیو، برلین، اروپا و اخیراً هم اسلام‌آباد برای کاهش تنش و در نهایت حل منازعه تهران- واشنگتن شکست‌ خورده است».(جهان صنعت ۲۵مهر ۹۸)

حکایت اصلی اما مختصات نظامی است که از بن‌بست به بن‌بست می‌رسد و راهگشایی‌اش را با مرگ و صدور ترور و جاری کردن جنایت و دزدی، سر و سامان می‌دهد. رئیس‌جمهورهایش هم وقتی به پایان خط می‌رسند، هم دچار عقده‌گشایی می‌شوند و هم برای خلاص شدن از فشار اجتماعی دم‌افزون طی سالیان، سرنخ‌های این بن‌بست را برملا می‌کنند: «کاش رئیس‌جمهوری از همان ابتدای مدیریت اجرایی خود به فکر پاسخگویی بود. چه اتفاقی در فضای سیاسی کشور رخ داده است که تلاش‌ها به سال‌های آخر منتهی می‌شود»؟(همان منبع)

بنابراین حرف‌های روحانی در دانشگاه تهران، دورخیز یک شیادی دیگر برای نمایش باندهای حکومتی در اسفند ۹۸ تحت عنوان انتخابات است. دورخیزی که به‌دلیل عبور جامعهٔ ایران از نظام ولایت‌ فقیه و دولت قسم‌خوردهٔ به آن، حتی نزد رسانه‌های حکومتی هم هیچ اعتباری ندارد و هیچ مرهمی بر دمل‌های چرکین این نظام نخواهد بود.