قطع دائمی اینترنت، رؤیای دیکتاتور

  • سخن روز
  • روز دوشنبه (۲۵آذر) علی ربیعی سخنگوی دولت روحانی طی صحبتی با خبرنگاران رسانه‌های حکومتی هر گونه طرح و نقشهٔ رژیم برای قطع ارتباط مردم با شبکهٔ جهانی اینترنت را قویاً تکذیب کرد و با اشاره به‌جلسه شورایعالی فضای مجازی که هفتهٔ گذشته تشکیل شده، گفت: «نه تنها موضوع قطع اینترنت مطرح نیست بلکه گسترش دسترسی ایرانیان به‌اینترنت هم مورد تأکید قرار گرفته». ربیعی حتی مدعی شد که دولت روحانی «نقش بسیار مهم و چشمگیری در توسعه دسترسی ایرانیان به‌ارتباطات جهانی... داشته است!».
  • خصومت آشتی‌ناپذیر رژیم با اینترنت
  • روشن است تا آنجا که به‌ماهیت دیکتاتوری قرون‌وسطایی ولایت فقیه برمی‌گردد، با تکنولوژی اینترنت که امکان ارتباط و دستیابی به‌ اطلاعات و اطلاع‌رسانی را برای آحاد مردم فراهم می‌کند، به‌شدت دشمن است و اگر بتواند می‌خواهد آن را ریشه‌کن سازد، چنان که بارها نیز در این رابطه خیز برداشته، اما شکست‌خورده است.
  • رژیم آخوندی دشمنی خود با اینترنت را در عمل هم نشان داده و در جریان قیام و برای آن‌که کشتار بی‌رحمانهٔ هزاران تن از مردم معترض در سراسر کشور را دور از چشم جهانیان پیش ببرد، به‌مدت ۱۰روز ارتباط تمام کشور با اینترنت را قطع کرد. اقدامی که تا پیش از آن در تمام دنیا امری نامتصور می‌نمود.
  • بنابراین اظهارات ربیعی و ادعای اینترنت دوستی دولت روحانی، تنها بیانگر عجز رژیم در قطع دائمی ارتباط اینترنتی و شکست در این زمینه است.
  • بخشی از مشکل و تضاد رژیم در قطع اینتر نت را فیروزآبادی دبیر شورای عالی فضای مجازی رژیم به‌زبان ارقام و اعداد بیان کرده و گفت:‌ «ما در شبکه ارتباطی بیش از ۱۵۰میلیون دستگاه مرتبط داریم. حدود ۶۳میلیون تلفن هوشمند، میلیون ها کامپیوتر و وای فای، ۷میلیون مودم خانگی ADSL، حدود ۸میلیون پوز بانکی و...». وی سپس با نتیجه گرفت: «به هیچ‌وجه نمی‌تواند در ذهن مسئولانش بیاید که بخواهند اینترنت را قطع و محدود کنند و کشور را بدون اینترنت خارج از کشور اداره کنند». (خبرگزاری حکومتی ایسنا ـ ۲۴آذر ۹۸)
  • این اظهارات صرف‌نظر از وقاحت خاص کارگزاران رژیم در وارونه‌گویی در مورد واقعیت قطع اینترنت که جلو چشم همهٔ دنیا اتفاق افتاد، باز هم بیانگر تضاد و تناقض لاینحل رژیم است که از طرفی با این پدیدهٔ ارتباطی دنیای امروز دشمن است و چشم دیدن آن را ندارد، اما از طرف دیگر ناگزیر است آن را مانند خاری در چشم خود تحمل کند.
  • پارادوکس رژیم در رابطه با اینترنت
  • جدای از مقتضیات زندگی امروزی که اینترنت و ارتباطات اینترنتی را به‌عنوان یک ضرورت و یک جبر به‌ این رژیم قرون‌وسطایی تحمیل کرده و جدای از دلایل فنی و تکنولوژیک که نفی اینترنت را برای رژیم ناممکن ساخته، اما اجبار و دست‌بستگی اصلی رژیم در این مورد، اجتماعی و سیاسی است. به‌ این معنی که هراس از واکنش‌های خشمگینانهٔ میلیونها تن از مردم که این سانسور و اختناق را برنمی‌تابند و صدها هزار تن کسانی که معیشت و زندگی‌شان وابسته به‌اینترنت است، رژیم را درگیر این تناقض و پارادوکس می‌کند که اگر ‌چه در هراس از کار کردهای اینترنت در تأمین ارتباطات می‌خواهد ارتباط مردم با اینترنت را قطع کند، اما از آن وحشت دارد که اقدام به‌قطع اینترنت به‌جرقه و قیام بیانجامد.
  • بی‌تردید تمام تلاش و تقلایِ ناکام رژیم برای تقویت و توسعهٔ به‌اصطلاح اینترنت داخلی، یا به‌قول خودش «شبکهٔ ملی اطلاعات» با هدف قطع اینترنت به‌روی مردم کشور صورت می‌گیرد؛ زیرا استبداد سیاه ولایت‌ فقیه بیش از هر دیکتاتوری دیگر از آگاهی و ارتباط مردم با یکدیگر و به‌هم پیوستن آنها، آن هم در زیر چتر یک مقاومت سازمان‌یافتهٔ انقلابی وحشت دارد و با تمام قوا تلاش می‌کند مانع از آن شود. اما توانایی‌اش در این زمینه بسیار اندک است. ولی مانند هر دیکتاتوری و بیش از هر دیکتاتوری دیگر تلاش می‌کند ناتوانی خود را بپوشاند و توانمندی‌اش در این زمینه را خیلی بیش از آنچه هست جلوه دهد، کما این‌که بارها، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم می‌خواست چنین القا کند که قادر است شبکهٔ تلگرام را کنترل و کانالهای تلگرامی را شناسایی کند، اما در عمل آشکار شد که این ادعاها پوچ و میان‌تهی و برای ایجاد فضای روانی تردید و ترس بوده است. اکنون نیز به‌شیوهٔ فریبکارانهٔ دیگری در تبلیغ برای به‌اصطلاح اینترنت ملی و ارائهٔ امتیازات ناچیزی برای استفاده از این شبکه، زمینه‌های قطع از اینترنت جهانی را فراهم کند. اما این به‌اصطلاح اینترنت ملی آن قدر ناکارا و ضعیف و پر تضاد بود که حتی کاربران حکومتی و ایادی رژیم هم که ابتدا به‌طور نمایشی به‌ این شبکهٔ دست‌ساز وزارت اطلاعات پیوسته بودند، ناگزیر مجدداً به‌اینترنت جهانی برگشتند. روزنامهٔ ‌حکومتی ابتکار (۲۵آذر ۹۸) اعتراف می‌کند: «تمامی سایت‏های مشابه ایرانی در این آزمون شکست خوردند و هیچ‏یک نتوانستند به‌ نیازهای مردم پاسخ دهند».
  • اما نکته این است که به‌هر حال رژیم توانست در جریان قیام به‌مدت ۱۰روزی یا به‌طور دقیقتر ۲۲۰ساعت ارتباط مردم ایران با اینترنت را قطع کند، بنابراین آیا باز هم در مقاطعی که احساس خطر کند، نمی‌تواند باز هم به‌چنین کاری دست بزند؟ پاسخ این است که اولاً رژیم برای آن قطعی، بهای گزاف اقتصادی و بهای بسیار سنگین‌تر اجتماعی و سیاسی پرداخت. به ‌اعتراف منابع رژیم، «۳۶۰۰میلیارد تومان خسارت» وارد شد. اما همان منبع (ابتکار ۲۵/۹) می‌افزاید: «اما مهم‏ترین صدمه از بین رفتن امید در جامعه بود» که روشن است معنی آن، ایجاد بیش‌از‌پیش خشم و نفرت اجتماعی است.
  • مقاومت، علت اصلی شکست رژیم
  • نکتهٔ مهم این است که علت اصلی شکست این پروژهٔ اطلاعاتی امنیتی رژیم، نه تضادهای فنی و عقب‌ماندگیهای تکنولوژیک، بلکه مقاومت مردمی است که نمی‌خواهند تن به‌سانسور و اختناق رژیم بدهند و تمام طرح‌ها و ترفندهای رژیم برای محروم کردن مردم از این امکان مؤثر ارتباطی و اطلاعاتی را با ابتکارها و خلاقیت‌های خود یک به‌یک به شکست کشاندند و نشان دادند که حتی اگر رژیم با تقبل همهٔ خسارات اقتصادی و سیاسی اقدام به‌قطع اینترنت کند، می‌توانند به‌طرق دیگری ارتباطاتشان را تأمین کنند و صدای خود را به‌گوش دنیا برسانند؛ به‌خصوص که سمت پیشرفتهای تکنولوژیک، در چشم‌انداز یکی دو ساله، هر گونه قطعی و کنترل اینترنت توسط رژیم را ناممکن می‌کند.