معنای اظهار شرم و خجالت از عملکرد دولت آخوندی!

عناصر و رسانه‌های باند روحانی پس از این‌که نزدیک به ۷سال بی‌وقفه و تمام‌عیار از آخوند شیاد دفاع کردند، پس از خیزش مردم در آبان‌ماه که ارکان نظام را به لرزه درآورد، از این‌که طی این سالیان از دولت روحانی حمایت کرده احساس پشیمانی می‌کنند!

آنها وانمود می‌کنند که از روحانی دوری گزیده و با این پز تلاش دارند در خیمه‌شب‌بازی انتخابات مجلس ارتجاع در اسفندماه آینده، تتمه عناصری در درون رژیم را که به باند موسوم به اصلاح‌طلب دل بسته جذب کنند و از ریزش و رویگردانی آنها نسبت به این باند جلوگیری کنند.

واضح است که این احساس «پشیمانی» و «خجالت» به‌دلیل کلان ضربه خرد کننده قیام بر پیکره نظام ولایت فقیه است، خصوصاً این‌که در جریان قیام روحانی بی‌دنده و ترمز مانند ولی‌فقیه نظام خامنه‌ای از سرکوب و کشتار قیام‌کنندگان حمایت کرد و بعد از آن هم گفت که اعترافات اجباری دستگیر شدگان قیام در تلویزیون پخش شود.

در میان کسانی که وانمود می‌کنند از دولت روحانی فاصله گرفته و از بابت حمایت از او شرمنده! هستند مصطفی کواکبیان عضو مجلس ارتجاع است که گفت: «اوضاع به گونه‌ای وخیم شده است که بنده به‌عنوان نماینده مردم خجالت می‌کشم از این‌که بگویم از این دولت حمایت کرده ام».(خبرگزاری مهر ۱۶آذر ۹۸))

عناصر دیگری از حامیان روحانی در خارج از مجلس از هم از حمایت خود از روحانی و دولتش احساس شرم می‌کنند!

غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق رژیم در تهران و سردمدار باند موسوم به کارگزاران سازندگی، «شرمنده» از این گفته روحانی است که گفت در جریان زمانبندی اجرای طرح گران کردن قیمت بنزین نبوده و در این رابطه گفت: «به‌عنوان یکی از حامیان این دولت غرق در عرق شرم از مصاحبه وزیر کشور بودم که سخنان همراه با قهقهه جناب رئیس‌جمهور پاک ناامیدمان کرد. دریغ از کمی انصاف و احساس و تدبیر».(خبرگزاری مهر ۱۶آذر ۹۸)

صادق زیبا کلام، یکی دیگر از نادمین امروز و حامیان سرسخت دیروز روحانی بود. کسی که پس از تظاهرات و قیام مردم در سال ۹۶ گفته بود اگر نظام در خطر باشد حاضرم با سلاح علیه تظاهر کنندگان بجنگم. وی به رسانه حکومتی «نامه نیوز» گفت:

«من به‌عنوان کسی که آراء بسیاری برای آقای روحانی جذب کردم و نزدیک به ۳ماه به این استان و آن استان رفتم تا مردم را تشویق به رأی‌دادن به او کنم اکنون اذعان می‌کنم که به این رویه‌های او انتقاد دارم. او تعهدی به ۲۴میلیون رأیی که در سال۹۶ اخذ کرد نداشت. آقای روحانی به‌عنوان دومین فرد این مملکت کوچک‌ترین واکنشی بعد از افزایش قیمت بنزین و ناآرامی‌های اخیر نشان نداد، مگر لبخندزدن و گفتن این‌که من هم جمعه از قیمت بنزین مطلع شدم و این خیلی دردناک است. در این روزها اگر کسی از سیاره‌ دیگری می‌آمد و می‌پرسید که حسن روحانی در کشورتان چه مسئولیتی دارد، همه می‌گفتند هیچ مسئولیتی ندارد. باور کنید که رویم نمی‌شود در چشم کسانی که با تشویق من به روحانی رأی دادند، نگاه کنم؛ شرمنده آنهایم».(سایت حکومتی مشرق ـ ۱۱آذر ۹۸)

و بالاخره این‌که حسین مرعشی، هم باندی کرباسچی، موضع روحانی در رابطه با زمان گران کردن قیمت بنزین را «نسجنیده» نامید و اعلام کرد: «همه در حزب کارگزاران از موضع نسنجیده آقای روحانی متأسف هستند. درست نیست که شخص رئیس‌جمهوری در میدان حاضر نباشد و از سوی دیگر چنین اتفاقی افتخارآمیز هم نبود که با آن لحن تعریف شود. چنین موضعی قطعاً عذر بدتر از گناه بود». (سایت فرارو ـ‌۹آذر ۹۸)

البته پیش‌تر هم برخی از حامیان روحانی نسبت به مایه‌گذاریهایی که برای او کردند اظهار پشیمانی کردند.

سایت رجانیوز ۲۷تیر ۹۷ به‌ نقل از پروانه سلحشوری نوشت:

«برای ریاست‌جمهوری آقای روحانی، همه ما مایه گذاشتیم. خدا می‌داند که از روی مردم شرمنده‌ایم. خدا می‌داند که من از روی مردم خجالت می‌کشم. این همه به استانها رفتیم و وعده دادیم که دوره دوم دولت آقای روحانی نیز مانند دوره اول خوب خواهد شد؛ اما به‌محض این‌که ۴سال دوم آقای روحانی آغاز شد، ببینید چه شده؛ فاجعه‌یی در حال رخ دادن است».

البته واقعیت این است شکست پروژه روحانی به‌مثابه شکست تمامیت حاکمیت است. تلاش باند خامنه‌ای هم برای جدا کردن حساب روحانی و دولتش از حاکمیت تلاشی شکست‌خورده است. کیست که نداند هر آنچه در این نظام ضدمردمی گذاشته و می‌گذرد بدون اذن ولی‌فقیه نبوده و نمی‌تواند باشد.

به همین دلیل است که مردم ایران در قیامهای دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ تمامیت نظام را هدف قرار داده‌اند.

این مردم در قیام دیماه ۹۶ با شعار «اصلاح طلب اصول‌گرا تمام شد ماجرا» و در قیام اخیر نیز با شعار ‌«مرگ بر خامنه‌ای و مرگ بر روحانی» ناقوس مرگ تمامیت حکومت از جمله باندهای درونی آن را به صدا درآوردند.

در جریان این قیام‌ها یک بار دیگر مردم ایران به‌ویژه جوانان شورشی تأکید کردند که بین توده‌های مردم به جان آمده، و تمامیت این رژیم و باندهای درونی آن یک دریا خون وجود دارد و تنها راه رهایی مردم ایران، عبور از آن و سرنگون کردن آن است.

ضمن این‌که اظهار شرم و خجالت از عملکرد دولت روحانی که عملکرد نظام است هم یادآور ندامتهای عناصر و مهره‌های رژیم شاه خصوصاً اعضای مجلس آن در‌ ماه‌های پایانی حکومت شاه و بیانگر این واقعیت است که کشتی نظام در برابر امواج توفنده خشم و خروش مردم در حال شکسته شدن است، و آنها خام‌خیالانه می‌پندارند که با تبری جستن از روحانی و دولتش می‌توانند این کشتی شکسته را از غرق شدن نجات بدهند.