همیاری ملی؛ کهکشان همراهی با قیام و کانون‌های شورشی

بیست و چهارمین همیاری ملی با سیمای آزادی که از ساعت ۱۷روز جمعه ۲۲آذر۹۸آغاز شد، در روزهای شنبه، یکشنبه و دوشنبه تا ساعت ۱۰صبح سه‌شنبه ۲۶آذر به‌وقت ایران ادامه داشت. طی این مدت، در مجموع به‌مدت حدود ۶۰ساعت، هموطنانمان از شهرهای مختلف کشور و ایرانیان ساکن در دهها کشور جهان ‌با بیش از یکصد خط تلفنی با سیمای آزادی تماس می‌گرفتند و ضمن تقدیم کمکهای مالی خود، بارانی از عواطف پاک انسانی را نثار مجاهدین، مقاومت ایران، جوانان و کانونهای شورشی و قیام سراسری مردم ایران و شهیدان سرفراز و به‌خون خفتهٔ این قیام می‌کردند. از آنجا که این خطوط تلفنی نیز پاسخگوی هجوم سیل‌آسای مشتاقان کمک و همیاری هموطنان به‌سیمای آزادی نبود، همزمان، جریان بی‌وقفه‌یی از ارتباط و کمک‌رسانی بر روی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی از جمله تلگرام نیز برقرار بود که پیامهای مکتوب یا شفاهی آنها و هم‌چنین کمکهایشان از سیمای آزادی پخش می‌شد و با این همه بسیار بودند هموطنانی که به‌رغم چند ساعت معطلی پشت ترافیک تماسها، موفق به‌تماس و ارتباط نشدند.

ویژگیهای همیاری بیست و چهارم

بیست و چهارمین همیاری ملی با سیمای آزادی، ویژگیهایی دارد که آن را از همیاریهای پیشین ممتاز می‌کند.

  • برجسته‌ترین ویژگی این همیاری، همزمانی آن با قیام خونین و آتشینی بود که در آبان‌ماه شعله کشید و سپهر سیاسی اجتماعی میهن ما را به‌کلی دگرگون کرد. هموطنان با صدها و هزارها تماس و پیام خود، سرشار از حس فخر میهنی که از قیام آبان با بیش از ۱۵۰۰شهید نشأت می‌گرفت، با این قیام و شهیدان مظلوم و سرفراز آن، برای ادامهٔ راهشان پیمان می‌بستند. به‌ این ترتیب این گلریزان، فراتر از همیاری با سیمای آزادی، رژهٔ افتخار و ادای احترام نسبت به‌ قیام آبان ۹۸و شهیدان و مجروحان و اسیران قیام بود.
  • همیاری بیست و چهارم، امتداد قیام آبان و پژواک صدای قیام‌آفرینان بود، صدایی که خلیفهٔ خونخوار ارتجاع تلاش کرد آن را در خون خفه کند، اما اکنون می‌بیند که آن خونها چگونه در آیینهٔ این همیاری، تلألؤ و بازتابی جهانی یافته است.
  • تقدیر از نقش سیمای آزادی در انعکاس قیام در این همیاری بسیار برجسته بود. همیاران سیمای آزادی، از سیمای آزادی به‌خاطر بازتاب خبرهای قیام، به‌ویژه اعلام و انتشار روز‌به‌روز آمار، اسامی و تصاویر شهیدان سرفراز قیام قدردانی می‌کردند و سیمای آزادی را «صدای قیام» و «کانون‌های شورشی»، پیام‌رسان «شهیدان و مجروحان قیام»، «صدای بی‌صدایان»، «صدای حق‌خواهی ایرانیان» و «صدای مردم به‌گروگان گرفته شدهٔ ایران» توصیف می‌نمودند.

کنار زدن پرده از کشتار بزرگ

ولی‌فقیه خون‌آشام ارتجاع پس از کشتار بزرگی که هنوز تمامی ابعاد آن روشن نشده، با تمام توان تلاش کرده و می‌کند تا با ترفندهای مختلف، از جمله قطع کامل ارتباطات اینترنتی، ابعاد این جنایت هولناک را در تاریکی سانسور و اختناق از نظرها پنهان کند، و تدریجاً‌ به‌فراموشی بسپارد، اما هموطنانمان به‌عنوان صاحبان این خونهای گرامی، تأکید می‌کردند که اولاً هرگز از دادخواهی خون فرزندان شهیدشان دست برنخواهند داشت، ثانیاً با تقدیر از نقش «ارزندهٔ سیمای آزادی» در بازتاب اخبار قیام، تصریح می‌نمودند که سیمای آزادی، به‌دلیل استقلال مطلق از هر قدرت و دولتی جز به‌تعهد خود به‌ مردم ایران نمی‌اندیشد و از این رو، بازتاب دهنده کامل و بدون سانسور واقعیات جامعه ایران و به‌ویژه واقعیت‌های مربوط به‌ قیام و مقاومت خلق اسیر است.

باطل‌السحر تبلیغات رژیم و لابیهایش

رژیم آخوندی با به‌کارگیری تمام توان و ظرفیت دجالگری و فریبکاری خود و از طریق لابی‌های خارج کشوری می‌کوشید چنین القا کند که اگر ‌چه مردم ایران رژیم آخوندی را نمی‌خواهند و از آن متنفرند، اما در عین‌حال مجاهدین را هم نمی‌خواهند و از مجاهدین می‌ترسند و به‌ این دلیل نهایتاً همین رژیم را ترجیح می‌دهند.

اما این همیاری که با فورانی از عواطف پاک انسانی اقشار مختلف مردم ایران نسبت به‌ مجاهدین و بذل بیدریغ آنچه در توانشان بود به‌ سازمان محبوبشان، باطل‌السحر همهٔ این تبلیغات و دجالگری آخوندی بود.

لابی‌های رژیم هم‌چنین می‌کوشیدند با اپوزیسیون‌نمایی، کانون‌های شورشی و نقش و ثمردهی آنها را انکار کنند. قیام آبان به‌همهٔ این فریبکاریها مهر باطل زد و خود رژیم و سردمدارانش، به‌کرات از نقش کانون‌های شورشی و سازمان‌یافتگی این قیام فریاد وحشت سر دادند. همیاری بیست و چهارم نیز به‌مثابه امتداد آن قیام که با شور و شوق و امید توصیف‌ناپذیر هموطنانمان نسبت به کانون‌های شورشی نشان داد که این مولود خجستهٔ استراتژی پیروزمند ارتش آزادی، از چه جایگاه ارجمندی برخوردار است.

روی دیگر سکهٔ این اقبال اجتماعی نسبت به‌ مجاهدین و استراتژی هزار اشرف و کانون‌های شورشی، ابراز تنفر و خشم و برافروختگی نسبت به‌آلترناتیوهای دست‌ساز اطلاعات آخوندی و اپوزیسیونهای قلابی پاسدار نشان بود که نشان از بلوغ و اوج آگاهی اجتماعی مردم ایران داشت.

فوران ناب‌ترین عواطف انسانی و میهنی

فراتر از معنا و پیام سیاسی این همیاری که البته بسا بیش از این اشارهٔ مختصر، می‌توان و باید در بارهٔ آن گفت و نوشت، این است که این همیاری جلوه‌یی از زیبایی مقاومت مردم ایران و مملو از ناب‌ترین عواطف میهنی و انسانی بود. آری، یک عشق فروزان و یک آرمان مقدس، عشق به‌ایران و آرمان آزادی و عدالت‌خواهی، همهٔ اقشار و اجزای مختلف مردم ایران را از آن کارگر شیرازی تا آن هموطن کرد، تا آن مادر سالخورده تا آن دانشجوی جوانی را که در اروپا و آمریکا بزرگ شده و چه بسا ایران را ندیده، حول محور مقاومت ایران به‌هم می‌پیوست.

چه بسیار بودند هموطنانی که با یاد شهیدان جوان قیام بغض می‌کردند و اشک می‌ریختند و چه فراوان بودند هموطنانی که می‌گفتند به‌خاطر این قیام و قهرمانی جوانان قیام‌آفرین و دلیر ایران و به‌خاطر این مقاومت عظیم و با شکوه که نظیرش در هیچ جای دیگر دنیا وجود ندارد، به‌ایرانی بودن خودشان می‌بالند.

زبان از بیان ارج و قیمت کمکهای مادران و پدران دردمند و سرشار از معرفت و ایثار و همیاری کارگران و زحمتکشان شریفی که با صرف‌نظر کردن از مایحتاج اولیهٔ خود به‌رساندن صدای قیام و آزادیخواهی کمک کردند قاصر است. هم‌چنین پناهندگان ایرانی که به‌تازگی از ایران خارج شده‌ بودند و بن غذای خود را در این گلریزان ملی تقدیم می‌کردند و هموطنانی که در اوج ایثار و از خود گذشتگی، همهٔ اندوختهٔ خود و پول دوا و درمان خود را تقدیم سیمای آزادی می‌کردند، هم‌چنین متخصصان و کارشناسان برجسته و پشتیبانان بزرگواری که تمام دارایی یا درآمد و حاصل رنج و زحمت خود را نثار کردند.

کارگران جوانی از داخل میهن اسیر که می‌گفتند هر چند دستشان برای کمک مالی خالی‌ است ولی قلبشان را هدیه می‌کنند و متقابلاً هموطنان خارج کشور که کمکهای خود را به‌نام این کارگران و هموطنان محروم تقدیم می‌کردند تا نشان دهند همهٔ هواداران مجاهدین و مقاومت ایران اهل یک خانه و اعضای یک خانواده‌اند. به‌ این ترتیب سیمای آزادی به‌مثابه آیینهٔ مقاومت مردم ایران و قیام آبان، گرهگاه عواطف انسانی و آیینهٔ همبستگی ملی و شور میهنی هموطنان شریف و آزاده شده بود و این همیاری نویدبخش طلوع ایرانی رسته از سم خیانت خمینی و آخوندهای پلید خمینی‌صفت و مبشر ایرانی آباد و آزاد و دموکراتیک و سرشار از اعتماد و امید و همهٔ ارزشهای انسانی بود.