بحران صف‌آرایی قوای نظام در برابر هم

۱۳۹۷/۰۹/۰۲

سخن روز

در پی اظهارات ظریف، وزیر خارجهٔ دولت روحانی، در روز ۲۲آبان، مبنی بر گستردگی پولشویی در رژیم که ابعاد آن به هزاران میلیارد دلار می‌رسد و در این رابطه به‌طور تلویحی باند ولی‌فقیه را مورد اشاره قرار داد، این باند به‌شدت برآشفته شده و ظریف و کل دولت روحانی را به‌عنوان عامل اصلی فساد و پولشویی مورد حمله قرار داد و ظریف را هم برای ادای پاره‌ای توضیحات! دربارهٔ اظهارات خود به دادستانی احضار کرد. در مقابل روحانی و سایر اعضای دولت او هم روز گذشته به صحنه آمدند و از ظریف حمایت کردند و به این ترتیب جنگ و جدال باندی بر سر این موضوع به‌صورت یک زورآزمایی و صف‌آرایی بین دولت و قوه قضاییه درآمده است.

در این رابطه سؤالات زیادی مطرح شده از جمله این‌که:

چرا قضیه این‌قدر بالا گرفته و ریشه این دعوا در کجاست؟

معنی به صحنه آمدن روحانی و دفاعش از ظریف چیست؟

آیا در این شرایط برای رژیم بهتر نبود که این موضوع را خیلی هم نزند و از کنارش بی‌سر و صدا رد شود؟

در این دعوا، جای خامنه‌ای در کجاست و طرف کدام باند قرار دارد؟

اندر معنی حرف‌های روحانی

ابتدا باید دید معنی این‌که روحانی دیروز به صحنه آمد و از ظریف دفاع کرد و همزمان سخنگوی دولت یعنی واعظی هم آمد و تأکید کرد که حرفهای ظریف موضع دولت است، یعنی چه؟

در واقع روحانی ابتدا صبر کرد بلکه بحران کاهش پیدا کند، اما وقتی نشد و آملی لاریجانی خط‌ و نشان کشید و دادستانی هم او را احضار کرد و باند دلواپسان هم در مجلس دارند برای استیضاح ظریف تهیه و تدارک می‌بیند و در مجلس هم صف‌بندی صورت گرفته، روحانی ناچار شد وارد شود تا با قرار گرفتن پشت ظریف حریف را عقب بنشاند.

دلواپسان: با کسی شوخی نداریم!

از سوی دیگر در مجلس حسینعلی حاجی دلیگانی در گفتگو با دیپلماسی ایرانی عنوان داشت:

«تنها مطالبه ما از آقای ظریف ارائه اسامی کسانی بوده است که ایشان اعتقاد دارند در داخل کشور پولشویی می‌کنند. ما این شرط ارسال اسامی را برای آقای ظریف گذاشتیم که کار به اینجا نکشد، اما زمانی که وزیر امور خارجه تا پایان وقت دیروز از ارائه اسامی به مجلس شورای اسلامی خودداری کردند، ما هم هیچ راهی نداریم جز این‌که ایشان را برای پاسخ گویی در قبال مواضعشان در این برهه حساس به مجلس بکشانیم. ما تعارفی با کسی در حفظ منافع ایران اسلامی نداشته و نداریم، لذا ما تا آخر پیگیر مسأله خواهیم بود، حتی اگر هم کار به برکناری آقای ظریف هم کشیده شود».

احمد امیرآبادی:‌

«ایشان بگوید اگر پولشویی انجام می‌شود، کجا انجام می‌شود؟ مگر پولشویی در بانکها انجام نمی‌شود؟! وقتی خبر اظهارات ظریف را دیدم واقعاً متأسف و متعجب شدم از این‌که وزیر خارجه جمهوری اسلامی می‌گوید در کشور ما پولشویی گسترده وجود دارد. این اظهارات، کاملاً به‌معنای بازی در زمین دشمن است. وی قبلاً در دانشگاه گفته بود که آمریکا با یک بمب می‌تواند کل سیستم دفاعی ما را نابود کند»!

و یکی از نمایندگان سابق مجلس به نام نوباوه هم به صحنه آمد و گفت:

«این‌گونه اظهارنظرها که مخالفان پیوستن به FATF پولشویی‌های ۱۰۰۰میلیاردی دارند، یک خیانت آشکار و بر ضد منافع ملی است؛ الحمدالله چهره کسانی که این اتهامات را به مخالفان FATF در کشور می‌زنند، در برجام آن‌چنان برای مردم روشن شده است که دهه‌های آینده را باید دوران محاکمه این افراد دانست».

چرایی بالا گرفتن موج بحران باندی

اینک باید پرسید چه شد که حرفهای ظریف به این نقطهٔ ‌ بحرانی انجامید؟ چون ظاهراً در شرایط کنونی منافع هر دو باند ایجاب می‌کند که نگذارند بحرانها این قدر بالا بگیرد.

پاسخ به حساسیت موضوع برمی‌گردد چون مسأله خیلی حساس است. از یک طرف منافع نجومی هزاران میلیاردی مطرح است و از طرف دیگر مسأله FATF است که این هم خیلی مهم و حساس است و باند خامنه‌ای و سپاه نمی‌تواند کمترین محدودیتی را در صدور تروریسم بپذیرد.

بنابراین تضاد و کشمکش این‌قدر بالا گرفته است.

حمیدرضا ترقی از باند مؤتلفه گفته است:‌

«آقای ظریف یا عمداً این کار را می‌کند که در این صورت نظام باید تکلیفش را روشن کند و یا سهواً این حرف‌ها را می‌زند که به دشمن گرا بدهد و دشمن را در ادعاهایش نسبت به جمهوری اسلامی مستند کند که این هم جای سؤال دارد».

اینک باید دید چرا در حالی‌ که ظریف از هیچ شخصی یا نهادی اسم نبرد و به نفع باند مقابل هم نبود که در این مورد شلوغ بازی در بیاورد؛ چون این منجلابی است که هر چه بیشتر هم بزنند، بدتر می‌شود، باید دید چرا باند خامنه‌ای این‌همه این قضیه را باد می‌زند.

قضیه لو رفته‌تر از آنی است که نشنیده گرفته شود

در این مورد باید گفت: از آنجا که صاحب‌عله این پولشویی‌ها در رژیم شناخته شده است، نمی‌توانستند از کنار آن بگذرند، اما تضادش این است که آن موارد آن‌قدر زیاد و متراکم است که تلنگری به آن، چنین مواردی بلافاصله فوران می‌کند.

پیش از این و در سال ۱۳۹۴ هم رحمانی فضلی، وزیر کشور دولت، گفته بود پول‌های "کثیف و قاچاق" عرصه سیاست و انتقال قدرت را در ایران آلوده کرده‌اند. او اشاره کرده بود: «بخشی از این پول در حوزه سیاست وارد می‌شود و افراد در قالب انتخابات و غیره به آن ورود می‌کنند».

رحمانی فضلی همچنین با ذکر یک نمونه گفته بود: «وقتی نامزد شورای شهری ۲میلیارد تومان خرج می‌کند و وقتی از او پرسیده می‌شود این پول را از کجا آوردی، می‌گویند دوستان کمک کرده‌اند، باید (گفت) این پول‌های کثیف و قاچاق به همه جا نفوذ کرده».

البته بعداً رحمانی فضلی بر اثر فشار باندهای حاکم ناچار شد حرف خود را گرد کند.

اما اکنون دیاکو حسینی، کارشناس امور بین‌المللی، با بیان این‌که نمی‌دانم ظریف کدام‌یک از موارد را مدنظر داشته است، اما باید توجه کنیم در کشوری که قوانین و استانداردهای سخت‌گیرانه علیه پولشویی وجود ندارد و شفافیت مالی تضمین نشده، پولشویی یک امر رایج است، می‌گوید: «اگر شاهد و مدرکی برای پولشویی وجود نداشته باشد باید تعجب کنیم». وی اضافه کرد مشکل در ساختار است و در چنین ساختاری نهادهای مختلف آگاهانه یا ناآگاهانه درگیر پولشویی می‌شوند.

موضع خامنه‌ای چیست؟

پرسش دیگر این است که در این دعوا موضع خامنه‌ای چیست؟ در کنار کدام طرف و در مقابل کدام طرف قرار دارد؟

این پرسش در واقع ایستادن روی نقطه‌ای است که «رگ حساس رژیم» است. این مسأله در واقع نمود بن‌بست رژیم در مورد FATF است. خامنه‌ای نمی‌تواند طرف هیچ‌یک از باندها را به‌صراحت و علنی بگیرد.

کما این‌که پزشکیان، نایب‌رئیس مجلس، به نوعی فلش را می‌برد روی خود خامنه‌ای و می‌گوید:

«اگر قرار است به‌دنبال مقصر بگردیم همه کسانی که به طریقی در سیاست‌ها و تصمیم‌گیریها و اجرای آن مداخله می‌کنند مقصرند و همه باید بپذیرند که عامل به‌وجود آمدن وضعیت فعلی هستند».

خامنه‌ای هم قادر به تصمیم‌گیری نیست، چون می‌داند هر راهی که در این مورد پیش بگیرد، مقصدش سرنگونی است.