تجاربی درباره حرکتها و اعتراضات صنفی

۱۳۹۷/۰۸/۰۴

قیام تا پیروزی

طی ماههای اخیر اقشار گسترده‌یی از جامعه ایران به‌طور فعال وارد عرصه مبارزه فراگیر اجتماعی شده و جنبش و خروش خود را برای تحقق خواسته‌هایشان در قالب حرکات، اعتراضات و اعتصابات صنفی وسعت داده‌اند. کارگران، رانندگان، کشاورزان، کارمندان، دانشجویان، پرستاران و بسیاری دیگر، همگی تقریباً در چهارگوشه ایران در حال اعتراض و اعتصاب هستند. برخی از این حرکات اعتراضی البته از تجمعات اعتراضی اولیه فراتر رفته و به اعتصاب و تحصن و حتی قیام کشیده شده‌اند.

پس تا همین‌جا با ۴مقوله روبه‌رو شدیم:

۱- اعتراض

۲- اعتصاب

۳- تحصن

۴- قیام

گام‌به‌گام با یک حرکت اعتراضی

به‌عنوان نمونه اگر به حرکات اعتراضی کارگران هپکوی اراک نگاه کنیم، می‌بینیم که آنها پس از به بن‌بست رسیدن مراجعات حضوری به مقامات کارخانه، ناگزیر از برگزاری تجمع اعتراضی در محوطه کارخانه شدند و چون نتیجه نگرفتند، دست به اعتصاب و تحصن درون کارخانه زدند. حرکتی که گرچه به‌قول و قرارهایی از طرف مقامات کارخانه منجر شد اما این‌ هم نتیجه جدی و تعیین‌کننده‌ای برای کارگران در بر نداشت. در نتیجه کارگران مجبور شدند به اقدامی شدیدتر دست بزنند:

تظاهرات در سطح شهر!

به این ترتیب و در گام بعد، کارگران دست به یک تظاهرات بزرگ در بیرون کارخانه و شعار دادن و راهپیمایی تا مرکز شهر زدند که مسافتی طولانی است و تقریباً اکثر همشهریان‌شان را از وضعیت خود باخبر کردند و فضای شهر تحت‌تاثیر تظاهراتشان قرار گرفت.

اما وقتی همین تظاهرات هم نتیجه نداد، کارگران ناگزیر شدند دست به اقدامی بزنند تا مقامات مسئول، آنها و خواسته‌هایشان را جدی بگیرند:

بستن خط راه‌آهن اصلی جنوب کشور که از نزدیکی کارخانه می‌گذشت، حرکت بعدی کارگران بود. حرکتی که بازتابی فراتر از شهر و همشهریانشان داشت و باعث شد تقریباً تمامی رسانه‌های داخلی و شبکه‌های اجتماعی و حتی یکی دو مورد رسانه‌های بین‌المللی نیز به وضعیت کارگران کارخانه هپکوی اراک بازتاب دهند. اینجا نقطه‌ای بود که صاحبان کارخانه که اساساً همان آقازاده‌ها و مقامات نظام آخوندی و پاسداران بنیاد شهید و امور ایثارگران(سازمان اقتصادی کوثر) هستند، مجبور به جواب دادن به برخی خواسته‌های کارگران معترض شدند.

کارگران نیشکر هفت‌تپه و کشاورزان اصفهانی نیز در مسیری تقریباً مشابه، همین راه را رفتند. کارگران نیشکر هفت‌تپه حتی در مواردی ناگزیر از زد و خورد با مأموران سرکوبگر آخوندی شدند.

رانندگان کامیون نیز در ابعادی سراسری و با شدتی بیشتر، تقریباً مشابه همین راه را رفتند.

بازنشستگان، فرهنگیان، کفاش‌ها و چند صنف دیگر هم کم و بیش همین مسیر را طی کردند.

فرازی مهم در یک حرکت اعتراضی

نگاهی به آنچه که در هپکوی اراک به‌وقوع پیوست و مشابه آن در نیشکر هفت‌تپه انجام شد یا در مقیاسی وسیع‌تر، در اعتصاب رانندگان کامیون در چند نوبت اجرا گردید، چند درس برای سایر اقشار و صنف‌های دیگر دارد:

- اولا آخوندها حتی به اندازه یک «پاپاسی» حقوق مردم را نمی‌دهند مگر این‌که مردم گلویشان را بگیرند و فشار دهند.

- ثانیا این گلوگرفتن هم در شرایط فعلی، همان «سراسری کردن حرکت اعتراضی» و همزمان، «رسانه‌ای کردن» آن است.

- ثالثا، فراز مهم در این ماجرا آنجاست که یک صنف یا گروه معترض بتواند صدای اعتراضش را به رسانه‌های بین‌المللی یا بخش اعظم شبکه‌های اجتماعی داخلی برساند و از آن طریق، خبر آن در سراسر مملکت شنیده شود. این، آن نقطه‌ای است که آخوندها شدیداً نسبت به آن دافعه داشته و از آن می‌ترسند.

ضمن این‌که عنصر همبستگی و گسترش در پیوند دانش‌آموزان با دانشجویان و معلمان با کامیون‌داران و بازنشستگان با مال‌باختگان به‌شدت رژیم را در تنگنا و عقب‌نشینی قرار داده و نتیجه این بود که هم راه برای تعمیق خواسته‌ها هموار شد و هم تیغ سرکوب و شناسایی و دستگیری کند شد و رژیم ناگزیر عقب‌نشینی کرد.

تا همین‌جای کار، کارگران و اساساً «دستمزدبگیران» مسیر طولانی و پرپیچ و خمی را طی کرده به نتایجی هم رسیده‌اند.

اما کارگران پیشتاز این حرکتها همیشه در معرض این تهدید هستند که در پروسه بعدی، هدف انتقام‌گیری صاحبان کارخانه و پاسداران قرار بگیرند و در بزنگاه‌های بعدی، اخراج شوند.

برخی جریانهای صنفی یا سیاسی و اجتماعی در برخورد با چنین مشکلاتی و در مواجهه با ضرباتی که دشمن به آنها می‌زند، قوی‌تر می‌شوند!

به جای این‌که از بین بروند، بزرگتر و کارآمد‌تر می‌گردند!

به پیرامونمان نگاه کنیم، بهترین مثال برای این نکته، سازمان مجاهدین خلق ایران است که با تمام ضرباتی که در مبارزه با رژیم حاکم بر ایران دریافت کرده است، اما روزبه‌روز قوی‌تر شده و دامنه فعالیت‌هایش هم گسترده‌تر می‌گردد!

علت چیست؟