خیز برای سرکوب در عین ضعف و وحشت

۱ تیر ۹۸

در یک ماه اخیر و همزمان با اوجگیری بحرانهای رژیم و به‌خصوص هراس رژیم از وضعیت انفجاری جامعه رژیم خیز جدیدی را در بستن بیش‌از‌پیش فضای اجتماعی برداشته که طبق معمول لبهٔ تیز آن متوجه زنان میهنمان به بهانهٔ حجاب و عفاف است. به موازات اینها سایر اشکال ارعاب مانند اعدام در ملأعام، شلاق زدن در ملأعام و شلیک به سوی کولبران و سوخت‌بران و سایر اقشار محروم نیز بالا گرفته است. به‌نظر می‌رسد رژیم یک هجوم جدیدی را در رابط با سرکوب اجتماعی و ارعاب عمومی آغاز کرده است.

تفاوت این سرکوب با سرکوب‌های پیشین؟!

اولین پرسشی که در این زمینه مطرح می‌شود این است که آیا این خیز سرکوبگرانه رژیم در ادامه همان بگیر و ببند های پیشین است که همواره با افت و خیز همراه بوده یا یک پدیدهٔ متفاوت است؟

در واقع آنچه که به همهٔ فعل و انفعال‌ها و عملکردهای رژیم معنای متفاوت می‌دهد بستر و شرایط سیاسی اجتماعی جدیدی است که این فعل و انفعال‌ها در آن انجام می‌شود. این بستر جدید به‌طور خلاصه عبارت است از بحران سرنگونی که با چند مولفهٔ مهم مشخص می‌شود؛

  • شرایط اجتماعی جدید پس از قیام دیماه ۹۶که هم‌چنان ادامه دارد.
  • لیست‌گذاری سپاه پاسداران،
  • تحریم‌های بی‌سابقه و هم جانبه و محروم شدن رژیم از درآمد نفتی،
  • خروج آمریکا از برجام و تبدیل برجام از یک روزنهٔ امید به یک تلهٔ جدید.

البته هر یک از این عوامل چهارگانه خود متشکل از چند بحران است و مجموعهٔ اینها چنان شرایطی را فراهم کرده که رژیم برای خلاصی از آن دست و پا می‌زند اما مانند کسی که در باتلاق افتاده باشد هر دست و پا زدن، او را بیشتر فرومی برد.

به همین علت این هجوم جدید نه از موضع قدرت بلکه اساساً از موضع ضعف و وحشت رژیم از قدرت مردم و برای منکوب کردن و مرعوب کردن توده‌های به جان آمده مردمی است که جانشان از گرانی، فشارهای اقتصادی، گرسنگی از یک طرف و مشاهدهٔ فساد و غارتگری حکام به لب رسیده است.

رژیم برای مهار جامعهٔ متلاطم و در آستانهٔ انفجار، شیوه‌ها و ترفندهای شناخته شده‌ای دارد به‌عنوان نمونه؛

طی دوران خمینی با محمل جنگ جامعه را مهار می‌کرد.

اکنون هم تلاش می‌کند با عمده کردن تهدید و حمله خارجی چنان فضایی به‌وجود بیاورد،

اما در این زمینه دستش رو شده و شاهد آن شعاری است که جنبه عام پیدا کرده و مردم می‌گویند «دشمن ما همین جاست». اخیراً هم بازنشستگان آگاه شعار می‌دادند »جنگ‌افروزی را رها کن فکری به‌حال ما کن»!

ترفند دائمی دیگر رژیم، سرکوب و ارعاب به بهانهٔ آخوند ساختهٔ بدحجابی است. که با دجالگری خود یا آنرا به غرب و استکبار و توطئه‌های دشمن تحت عنوان «نفوذ فرهنگی» نسبت می‌دهند و یا با دجالگریهای اسلام پناهانه می‌کوشند آنرا مشروع جلوه دهند.

ویژگی‌های بسیج سرکوب‌گرانه جدید رژیم؟

اکنون باید دید ویژگیهای این خیز و بسیج تبلیغاتی حول آن چیست؟

مهم‌ترین ویژگی این خیز جدید رژیم به‌رغم ظاهرش، کاملاً تدافعی و از موضع ضعف و وحشت بودن آن است. این وحشت و احتیاط را در اظهارات مهره‌هایی که دستور سرکوب می‌دهند هم می‌توان مشاهده کرد.

به‌عنوان نمونه رحمانی فضلی وزیر کشور دولت روحانی با التماس درخواست گفت: «من خواهشم از همهٔ مردم عزیز مان این است که ما یک کشور اسلامی هستیم مقررات و قوانینی داریم، احترام به مجریان قانون و ضابطین قانون، نشانهٔ شخصیت رشد و تعالی رفتار جمعی ماست».

از اظهارات وی به‌خوبی پیداست که رژیم با واکنش و مقاومت همهٔ مردم و همهٔ مردان و زنان اعم از با حجاب و بی‌حجاب مواجهه است و اکنون در جامعهٔ ایران کمتر کسی است که نداند بند کردن رژیم به حجاب و بدحجابی سرپوش فساد و غارتگری سردمداران رژیم و محملی برای رعب و سرکوب است. در صدها و هزاران نمونه برخوردی که هر روز در گوشه و کنار کشور بر سر این موضوع بین مردم و نیروهای سرکوبگر رخ می‌دهد، مردم مهاجمند و به نیروها و عوامل رژیم می‌گویند اگر راست می‌گویید بروید جلوی آقازاده‌ها و دزدهای هزاران میلیاردی را بگیرید. و معمولاً در این درگیریها حتی یک نفر هم پیدا نمی‌شود از عوامل و سرکوبگران رژیم که گاه مورد تهاجم و گوشمالی جوانان قرار می‌گیرند، حمایت کند. این ویژگی مهمی است که تازگی دارد و در گذشته شاهد چنین رویدادهایی نبودیم. و همین باعث شده که رژیم شیوه‌های خود را تغییر دهد.

اولا: حتی‌الامکان به‌قول خودش به «تذکرهای لسانی» اکتفا کند.

ثانیا: از برخورد در خیابان پرهیز کرده و با ارسال پیامک و احضار به مراکز سرکوبگر مخاطبان را مرعوب کند.

که البته این شیوه نیز بردی ندارد مردم به احضارها بی‌اعتنایی می‌کنند و در یک مورد که چند روز قبل رخ داد کسانی که احضار شده بودند با تجمع در مقابل محل مربوطه در تهران به اعتراض و تظاهرات پرداختند و صحنه چنان شد که رژیم تمامی پیگیریها را همانجا مختومه اعلام کرد و از احضار شدگان خواست که احضاریه‌ها را منتفی تلقی کرده و محل را ترک کنند!

تهدید تبدیل جرقه به انفجار؟

در چنین شرایطی اولین نکته‌ای که باید در نظر داشت این‌که با توجه به شرایط انفجاری جامعه آیا رژیم احساس نمی‌کند که همین اقدامات می‌تواند به جرقهٔ یک انفجار بزرگ تبدیل گردد؟

پاسخ البته مثبت است، رژیم به‌شدت احساس خطر می‌کند و می‌ترسد چرا که به‌قول جهانگیری می‌داند جامعه مانند یک اتاق پر از گاز منتظر یک جرقه است. اما در این رابطه در یک موقعیت بن‌بست و در یک دوراهی مرگبار قرار دارد؛

اگر دست از این شیوه‌های ارعاب و سرکوب بردارد، مقاومتهای اجتماعی به سرعت از اشکال مقاومت منفی به‌صورت فعال در می‌آید. یعنی مقابله با حجاب اجباری رژیم به مقابله با همهٔ شعارها و خواسته‌های رژیم بالغ می‌شود. یعنی شعارها سیاسی شده، محور آن از مطالبات جزیی و صنفی به مطالبات سیاسی و آزادی و دموکراسی می‌انجامد. مانند شعار مرگ بر دیکتاتور، شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه و امثالهم.

در واقع سرکوبگری رژیم تحت عنوان مبارزه با بدحجابی اولین خاکریز حکومت آخوندی برای مقابله با مردم است. اما تناقض رژیم اینجاست که با این اقدامات خود مردم ناراضی را هر چه بیشتر به سمت مبارزات آزادیخواهانه و رادیکال سوق می‌دهد. بنابراین سعی می‌کند با یک شیوه کجدار و مریز از یک طرف جامعه را مهار کند و از طرف دیگر به مزدوران و عوامل سرکوبگر خود نیز دهنه بزند. مثلاً آخوند خاتمی تیغ کش خامنه‌ای ضمن فراخواندن نیروی انتظامی به‌شدت عمل به‌طور متناقضی گفت: «دقت کنید که سوژه به دست مرتکبان منکر ندهید. برخورد باید قانونی باشد. حتی اگر مرتکب منکر تندی کرد مأمور نظام با او مقابله نکند. بگذار قانون با او برخورد و مقابله کند».

تاثیر حضور عنصر شورشی در جامعه

در خصوص تفاوت‌های دیگر سرکوب فعلی با سرکوب‌های پیشین باید به حضور عنصر شورشی در جامعه اشاره کرد و این‌که آخوندها خوب می‌دانند این بار مردم معترض و به جان آمده پشت گرم هستند به کانون‌های شورشی که در ارتباط با سازمان رهبری کننده مقاومت در همه جا حضور دارند و به‌مثابه کاتالیزوری فعل و انفعالات اجتماعی را به جانب هر چه رادیکال‌تر شدن و سرنگونی نظام حاکم سمت می‌دهند.

کما این‌که دادستان رژیم روز ۲۹مرداد ضمن خط‌ و نشان کشیدن برای ایجاد سانسور و سرکوب در فضای مجازی به مزدوران رژیم توصیه کرد کاری نکنند که «بهانه به دست مخالفان نظام» بدهند. آخوند منتظری اعتراف کرد:« بر اساس آمارها، مردم از ادارات دولتی ما اعم از قضایی و غیرقضایی ناراضی هستند».

این همان نقطه‌یی است که همهٔ دیکتاتوریهای در حال سقوط به آن نقطه می‌رسند و آن این است که هرکاری می‌کنند وضعیت را علیه خود بیشتر تشدید و تحریک می‌کنند.