راه کار سرنگونی کدام است؟ - گفتگو با مهدی براعی

۱۳۹۷/۰۸/۰۵

مهدی براعی

موضوع براندازی پس از قیام دیماه به یکی از مسایل عمده مطرح در حوزه اپوزیسیون تبدیل شده است، در این گفتگو می‌خواهیم همه گزینه‌هایی که تابه‌حال برای این هدف مطرح شده را یکبار مرور کرده و امکان تحقق هر گزینه را ارزیابی کنیم.

گزینه رفراندوم

سؤال: در بهمن ماه تا اواسط اسفند ماه یک بار بحث رفراندم مطرح شد به این ترتیب که مثلاًًً با الگوی شیلی می‌توان دیکتاتوری حاکم بر ایران را سرنگون کرد. در شیلی مردم دیکتاتور آنجا پینوشه را مجبور کردند که به رفراندم تن بدهد به این ترتیب که توده‌ها با ایجاد کمپینهای مردمی،‌ رفراندم را به‌عنوان خواسته مطرح کردند و حتی برخی روزها را مشخص کردند که مردم مثلاًًً با تراکت‌های رفراندوم به خیابانها آمده، سپس فیلم آن را در هرجا که توانستند پخش کنند و این خواسته را آن‌قدر مطرح کنند تا پینوشه به آن تن بدهد، کاری که نهایتاً هم عملی شد. آیا چنین چیزی در ایران هم متصور است؟

مهدی براعی: چه خوب بود که در ایران هم امکان برگزاری رفراندم فراهم می‌شد. مثلاًًً فرض کنید تحت نظر سازمان ملل یک حکومت موقت تشکیل شود، سپس آن حکومت موقت رفراندم را برگذار کند سازمان ملل هم نظارت تمام‌عیار داشته باشد و سلامت انتخابات را عملاً تضمین کند تا مردم بتوانند آزادانه رأی بدهند و نوع حکومتی را که می‌خواهند انتخاب در پای صندوق‌های رأی مشخص کنند، طبعاً این راه‌حل بسیار خوبی است و گزینه‌یی است که اگر واقعی بود ما از آن استقبال می‌کردیم، اما تاریخ مبارزات ما و به‌طور مشخص در دیکتاتوری ولایت فقیه به تجربه سالیان ثابت شده که آخوندها مطلقاً حاضر به اجرای چنین گزینه‌یی نیستند.

برگزاری چنین رفراندومی پیش از همه خواست رسمی و اعلام شده مقاومت ایران بوده است که سال‌ها پیش توسط رئیس‌ جمهور برگزیده مقاومت و حتی پیش از آن توسط رهبر مقاومت اعلام شده است اما

دیکتاتوری ولایت فقیه چنین اجازه‌ای نداده و نمی‌دهد. چرا که اگر می‌خواست چنین اجازه‌ای بدهد مسلماً سرکوب نمی‌ کرد، شکنجه نمی‌کرد، اعدام نمی‌کرد و اجازه می‌داد مردم بیایند به خیابان و یک انتخابات آزاد داشته باشند.

اگر این رژیم اهل این قبیل راه‌کارهای مردمی و مسالمت‌آمیز بود که اصلاً یک نظام دیکتاتوری برقرار نمی‌کرد!

نباید یک الگو مانند شیلی را با ایران مقایسه کرد. ولی همیشه دقت بکنید برای تعیین یک گزینه و یک استراتژی برای براندازی و سرنگونی نمی‌شود از یک کشور دیگر عینا کپی‌برداری کرد و بخواهیم در کشور خودمان پیاده کنیم! حکومت شیلی ویژه‌گی‌های خودش را داشت. یک دیکتاتوری خلص نظامی‌ بود. توسط دولت آمریکا با یک کودتا بر ضد آلنده بر سرکار آمد، جنایت‌های بسیاری انجام داد و بعد هم افشاء شد. حکومت پینوشه یک نظام کاملاً وابسته و تحت نفوذ آمریکا بود، منافع‌اش را برد و بعد از این‌که تاریخ مصرف این حکومت تمام شد آمدند رفراندم گذاشتند یعنی آن زمانی که دیگر نیازی به پینوشه نبود آن را حذف کردند.

وضعیت کنونی ایران سراپا با شیلی و شرایطش متفاوت است و تا هنگامی که دیکتاتوری ولایت فقیه بر سر کار است این این گزینه تنها رفتن به یک بی‌راهه و انحراف است و خاک پاشیدن در چشم مردم است..

سرنگونی با الگوی تحصن ملی (مانند مصر)

سؤال: گزینه دیگری که بعضاً مطرح می‌شود الگوی مصر است. در آنجا در جریان قیام مردم و بهار عربی که خیلی هم مورد توجه قرار گرفت مردم آمدند در یک میدانی به نام میدان تحریر تجمع کردند، چادر زدند، چند شبانه روز ماندند. جمعیت توده‌های تحصن کننده پیوسته رو به افزایش نهاد تا جایی‌که از این طریق، نظام را وادار به عقب‌نشینی کردند. سؤال اینجاست که آیا چنین روشی در ایران هم می‌تواند عملی گردد؟ مثلاًًً مردم بروند در یک مکانی فرضا میدان آزادی یا هر جای مناسب دیگری چند شب بمانند، یک نقطه تجمع توده‌یی ایجاد کنند و به این ترتیب، نظام را وادار به عقب‌نشینی و تن‌دادن به خواسته‌هایشان و فرضا رهبران آن را هم وادار به کناره‌گیری و استعفا کنند؟

مهدی براعی: حقیقتاً اگر این گزینه می‌توانست عملی شود چه گزینه خوبی بود! ما به‌غایت از آن استقبال می‌کردیم چون گزینه ساده، با هزینه کم بود، ولی متأسفانه این گزینه هم یک گزینه غیرواقعی و ذهنی است. به این علت که:

اولا، بهار عربی طلسم اختناق را در مصر شکسته بود.

دیگر سرکوب جدی‌ در مصر وجود نداشت. به همین علت، مردم می‌توانستند در خیابانها تجمع اعتراضی برپا کنند.تقریباً مانند دوران پایانی رژیم شاه که طلسم اختناق شکسته بود و شاه دیگر نمی‌توانست سرکوب کند، شکنجه‌ و بگیر و ببندی هم وجود نداشت، در نتیجه میدان برای حضور خیابانی توده‌ها باز شد.

در ایران اما اگر روزی برسد که آخوندها شکنجه و اعدام و سرکوب را کنار بگذارند، فردایش این رژیم سرنگون می‌شود و حتی یک روز هم باقی نخواهد ماند. این نکته‌یی است که رژیم هم خودش آن را خوب می‌داند و به همین علت از طلسم اختناق مانند تخم چشمش مواظبت می‌کند.

کسی که چنین گزینه‌یی را مطرح می‌کند، یا به‌شدت خوشبین است یا نمی‌خواهد قیمت سرنگونی را بدهد و یا رژیم پشت طرح چنین گزینه‌هایی است که می‌خواهد توهم پراکنی کرده و چوب لای چرخ مبارزه واقعی بگذارد!

کاهش هزینه انقلاب

سؤال: در مورد هزینه، خیلی‌ها می‌گویند ما با یک رژیمی‌ سرو کار داریم که انواع و اقسام نیروهای امنیتی را دارد از سپاه، بسیج، انتظامی‌، ضدشورش و... باید فراخوان بدهیم به این نیروها که اینها ابتدا از نظام جدا بشوند تا بعد بشود این نظام را سرنگون کرد.

چنین راه‌کاری چقدر عملی است؟

مهدی براعی: این‌که نیروهای امنیتی، نظامی‌، از رژیم جدا بشوند خیلی خوب است و ‌همیشه باید فراخوان داد ‌همیشه باید این را خواست، به‌خصوص از ارتش، ارتش یک سابقه‌یی دارد که ‌همیشه دیدیم به مردم پیوسته البته اگر ‌چه اکنون ارتش در خدمت رژیم است اما نباید فراموش کرد که بسیاری از همین نظامیان به ارتش آزادیبخش ملی ایران و به مقاومت ایران پیوستند و بسیاری از شهدای مقاومت از ارتشیان سابق هستند.

این شعار البته شعار خیلی خوبی است که هر چه بیشتر بتوان نظامیان را تشویق به پیوستن به مردم و مقاومت بکنند، و باید هم ادامه داد

اما به‌عنوان یک گزینه و گزینه اصلی برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه، دل بستن به چنین‌ راه‌حلی غیرواقعی و باطل است. دل‌بستن به چنین راه‌کاری و این‌که گویا نیروهای امنیتی را باید از این رژیم دور کرد تا این‌که این رژیم سرنگون بشود، برای رسیدن به سرنگونی از چنین مسیری رفتن، حرکت در مسیر نادرستی است. کما این‌که در مقاطع پیشین مبارزه با این رژیم و حتی در قیام دیماه ۹۶هم بسیاری از نظامیان به مردم پیوستند اما اتفاقی نیفتاد. البته باید ‌همیشه این را از نیروهای مسلح به‌خصوص ارتش خواست و تا این رژیم دیکتاتوری و استبدادی را در واقع ترک کنند. من همینجا هم اعلام می‌کنم و می‌گویم به ارتشیان و نیروهای وفادار و ملی و میهنی باید هر چه سریع‌تر از این رژیم دور شوند چون این رژیم آینده‌ای هم نخواهد داشت رژیمی‌ که تا آرنج، دستش در خون و در سرکوب و جنایت است.

نباید با این رژیم همکاری کرد نباید ذره‌یی در سرکوب این رژیم شرکت کرد و باید از این رژیم فاصله گرفت و جدا شد اما تبلیغ برای جدا شدن ارتشی‌ها را به‌عنوان گزینه اصلی سرنگونی مطرح کردن!‌ نه! چرا که این چنین گزینه‌یی غ