سرنگونی رژیم ایران و آلترناتیو دموکراتیک

۱۳۹۷/۰۷/۲۶

آلترناتیو ـ شرایط عینی انقلاب

تصرف زندان مخوف باستیل

روز ۱۴ژوئیه ۱۷۸۷در حالی که چند لشکر از نیروهای نظامی لویی شانزدهم پادشاه فرانسه در پاریس و اطراف آن مستقر و آماده سرکوب مردم بودند، مردم انقلابی در یک قیام کوبنده و سریع، ظرف چند ساعت زندان مخوف باستیل را که در عین حال انبار باروت حکومت هم بود فتح کردند و آن را با خاک یکسان نمودند. این پیروزی شگفت انگیز، یک طلسم شکنی و پرتاب به جلو در انقلاب کبیر فرانسه بود. اما این پیروزی یک سؤال بزرگ را در پش روی نظریه پردازان جامعه‌شاسی، علوم سیاسی و دانش انقلاب، قرارداد. سؤال این است که:

در حالی که کشور فرانسه به‌علت فقر، جنگ و نارضایتی‌های گسترده اجتماعی، عموماً با شورشها و قیامهای مختلف در اینجا و آنجای کشور مواجه بوده، و این شورشها نهایتاً توسط حکومت سرکوب می‌شدند، اکنون چه شد که قیام محروم ترین اقشار جامعه در حمله به زندان باستیل به‌رغم حضور فشرده نیروهای نظامی پادشاه، به پیروزی رسید؟ مگر این قیام چه ویژگی داشت؟ و یا چه عواملی موجب موفقیت آن شد؟ پاسخ این سؤال دقیقاً همان موضوع گفتمان ما در این فصل است. بله جدای از ویژگیهای اخص این قیام، آنچه به‌طور قانونمند موجب این پیروزی شد؛ در پایه و مبنا وجود «شرایط عینی» و«وضعیت انقلابی» در کشور است. وقتی این مبنا یا شرط لازم با عامل ذهنی و رهبری کننده به‌مثابه شرط کافی تکمیل شد، نه تنها به این موفقیت دست یافت بلکه یک انقلاب عظیم اجتماعی (انقلاب کبیرفرانسه) را به‌دنبال داشت. انقلابی که به‌مثابه یک زلزله سیاسی ارو پای قدیم را به لرزه در آورد و سنگ بنای دنیای مدرن گردید و تاریخ را به مسیر دیگری هدایت کرد.

پس حالا ببینیم این شرایط عینی و موقعیت انقلابی چیست؟ سپس آن را در فرانسه به‌عنوان یک الگوی کلاسیک این گفتمان دنبال کنیم و آنگاه با دست پر برگردیم به شرایط میهن خودمان و با مشاهده وضعیت، با آگاهی تمام در ترسیم نقشه‌مسیر قیام تا سرنگونی و تلاش برای تحقق آن مشارکت فعال داشته باشیم.

شرایط عینی و موقعیت انقلابی چیست؟

جامعه شناسان و تحلیل‌گران دانش انقلاب، از مواضع فکری مختلف، تعاریف متعددی در این باره کرده‌اند، هم‌چنان که در مورد خود انقلاب هم تعریفهای مختلفی وجود دارد.

انقلاب چیست؟

انقلاب، در لغت به‌معنای از صورتی به‌صورتی در آمدن و دگرگون شدن است (۱) و درفرهنگ سیاسی با بیانهای مختلف تعریف شده:

دگرگونی بنیادین و ریشه‌ای در ارزش‌ها و باورها و ایدئولوژی و نگرش‌ها و اسطوره‌های مسلط بر جامعه و نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، کار کردهای دولت، رهبری و نخبگان در دولت. دگرگونی رادیکال در سازمان سیاسی و رهبری کشور، بازسازی دوباره ساختارهای اجتماعی، دگرگونی شتابان در مناسبات اقتصادی، تغییر ناگهانی در بنیان مشروعیت و ایدئولوژی حاکم، دگرگونی رادیکال و خشونت‌آمیز در عرصه نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، ایدئولوژی حاکم، مناسبات مالکیت و...

ازدیدگاه مارکس و انگلس هم انقلاب، تحول دوره‌های تاریخی بر اساس شیوه تولید مسلط و انتقال از یک دوران به دوران بعدی است.

مسعود رجوی - تعریف انقلاب

« انقلاب، به‌طور خیلی خلاصه، دگرگونی جهش‌وار و تکاملی جامعه از طریق سقوط طبقه حاکم و انهدام نهادها و روابط مربوط به آن توسط توده‌های مردم" تعریف می‌شود».(۲)

ما این تعریف را که ‌در عین اختصار، جامع و مانع بوده و حاوی اصلی‌ترین عناصر محتوایی انقلاب است، برگزیدیم.