مریم رجوی نگاهی به‌نوشته‌ها و اندیشه‌ها

۱۳۹۷/۰۷/۳۰

مریم رجوی

وقتی اسم «مریم رجوی» برده می‌شود، بی‌اختیار تصویر یک «رهبر سیاسی» در اذهان مجسم می‌شود که در یک میتینگ بزرگ در حال سخنرانی برای انبوه ایرانیان و هواداران مجاهدین و مقاومت ایران است.

رهبری که در حقیقت نه تنها سازنده مناسبات نوین مجاهدین خلق بلکه معمار تجدید بنای ارتش آزادیبخش ملی ایران و تبدیل آن از یک نیروی پیاده جنگهای نامنظم، به یک ارتش زرهی مطابق با استاندارد‌های لازم برای ارتشهای کلاسیک است.

چهره‌ای که کارآیی‌ و توانمندی‌های سیاسی و نظامی خود را در جریان «عمل» چندین و چند ساله به اثبات رسانده است.

اما در کنار این دو ویژگی، نزدیکان به مجاهدین و مقاومت ایران، سیمای دیگری هم از او دیده و به‌خاطر دارند؛

سیمای «اندیشمند و نظریه‌پرداز»ی که درک جدیدی از:

«انسان»،

« جنسیت‌زدگی»،

«ایده برابری زن و مرد» و

«اسلام، ورای زنگار‌های تاریخی و طبقاتی» نیز ارائه می‌دهد.

اما همینجا باید اضافه کرد که او نه فقط یک «ایدئولوگ یا نظریه‌پرداز»، بلکه یک «پراتیسین» کارکشته‌ هم هست که در جریان عمل، پیوسته در صف مقدم پیاده کردن نظریاتش، در جامعه و جمع پیرامون خود، تاثیر جدی و تعیین‌کننده‌ای به جا می‌گذارد.

برگ دیگری از کارنامه مریم رجوی

کارنامه عملی مریم رجوی البته به‌روشنی پیش چشم همگان گشوده است و نیازی به معرفی و بازگویی آن نیست، چرا که او همراه با مسعود رجوی بیشتر از هر چهره دیگری در معرض دید و داوری دوست و دشمن قرار داشته است.

او با حضور خود در رأس رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران از سال ۱۳۶۴ منشأء دگرگونی‌های گسترده و عمیقی در این سازمان شد، تاثیری که گرچه در گام اول محدود به هسته مرکزی سازمان بود اما در سال ۱۳۶۸ با ارتقاء به موضع «مسئول اول» سازمان مجاهدین خلق ایران، شکل و محتوای این سازمان را کیفاً تغییر داد و در جریان وقایعی که به‌ویژه در سال‌های پس از اشغال عراق (میزبان بزرگ‌ترین قرارگاه مجاهدین خلق، اشرف) متوجه مجاهدین و سازمان‌شان شد، نقش بی‌جایگزینی به‌عهده گرفت.

در همین مقطع بود که او توانست مجاهدین و مقاومت ایران را از لیست سیاه تروریستی خارج کرده و موقعیت آن‌را به‌عنوان بزرگ‌ترین، خطرناک‌ترین و اصلی‌ترین آلترناتیو دموکراتیک انقلابی در برابر دیکتاتوری فاشیستی مذهبی حاکم بر ایران تثبیت کند.

مریم رجوی در این مسیر، فاصله «زیر صفر» تا «فراتر از صد» را با گام‌هایی طی کرد که هیچ‌کس حتی تصورش را هم نمی‌کرد. از همین‌رو است که برای پرداختن به کار کردهای او و دستاوردهای عملی‌اش نیاز چندانی به گفتگو نیست اما آنچه که ضروری است و این نوشته نیز آن را وجهه همت خود قرار داده، معرفی آن وجه کمتر مورد دقت قرار گرفته مریم رجوی، یعنی سیمای «نظریه‌پرداز»ی است که تمامی آن موفقیتها را با بینشی عمیق، ساخت و پرداخت و به نتیجه نهایی و نقطه پیروزی رساند.

به همین علت، نگاهی هر چند سریع و مناسب حوصله این نوشته، به برخی دیدگاههای او ضروری به‌نظر می‌رسد.

دیدگاههای گردآوری شده مریم رجوی

تاکنون از مریم رجوی چندین جلد کتاب و رساله منتشر شده که اساساً مبتنی بر متن سخنرانی‌های او در مناسبت‌های گوناگون‌اند.

برخی از مهم‌ترین نوشته‌های او عبارتند از:

۱. اسلام، زنان و بنیادگرایی (فشرده ۴سخنرانی در سال‌های ۷۴ تا ۸۴)

۲. زنان نیروی تغییر (گزیده چند سخنرانی در سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹)

۳. به سوی آزادی (متن سخنرانی در گردهمایی ویلپنت ۱۳۹۲)

۴. همه برای آزادی (تیر ۱۳۹۲)

۵. رژیم آخوندها در ایران، کانون بنیادگرایی و تروریسم (۳سخنرانی از ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۴)

۶. آزادی، گوهر حقیقی اسلام (گزیده ۵سخنرانی)

۷. ایران فردا (برنامه ۱۰ ماده‌ای)

۸. نه حجاب اجباری، نه دین اجباری و نه حکومت اجباری (۶سخنرانی از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵)

۹. ایران بدون اعدام (سخنرانی ۱۸مهر ۱۳۹۴)

این نوشته تلاش می‌کند، از دریچه‌ همین کتاب‌ها به او، اندیشه‌ها و گفته‌ها و کارهایش بنگرد.

***

مریم رجوی در کتاب «اسلام، زنان و برابری» که بازتاب تجربه و دیدگاههای او از تجربه عینی سرکوبگری رژیم نسبت به مقاومت مردم به‌ویژه زنان ایران است، زنان را قربانیان اصلی دیکتاتوری دینی حاکم بر ایران می‌داند اما بلافاصله و با رویکردی کاملا دیالکتیکی اضافه می‌کند که درست و دقیقاً به همین علت، زنان پیشتازان مبارزه کنونی مردم ایران با ارتجاع حاکم هستند.

او در این کتاب، ابتدا به زمینه ظهور بنیادگرایی می‌پردازد، سپس تبعیض جنسی را به‌عنوان سنگ‌بنای اندیشه بنیادگرایی اسلامی معرفی کرده، گستره و کار کرد اجتماعی و سیاسی آن را نشان می‌دهد.

پس از آن، دیدگاههای اسلام در مورد مسایل مورد مناقشه و بحث زنان را مطرح می‌کند، تفاوت‌های دو اسلام دموکراتیک و بنیاد‌گرا را توضیح داده آنگاه به تجربه مقاومت ایران در مورد زنان، نقش و جایگاه‌شان در مبارزه برای آزادی می‌پردازد.

آخرین فصل این کتاب به توضیح چرایی قطعیت شکست بنیادگرایی توسط نیروی پیشتاز زنان اختصاص دارد.

***