سیزده میلیون خانوار کارگری زیر خط فقر مطلق چرا؟

۱۳۹۷/۱۰/۱۹

زیر خط فقر...

با توجه به زمزمه‌هایی در مورد حذف حداقل دستمزد کارگران، یک کارگزار رژیم در امور کارگری در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا ۸دی ۹۷ گفت تحقق حذف حداقل دستمزد، به مرگ طبقه کارگر ایرانی راه خواهد برد و وضعیت فاجعه‌بار خواهد شد. او به استثمار وحشیانه نظام زن‌ستیز آخوندی در مورد زنان کارگر هم اعتراف کرد و گفت: «زنان فروشنده‌ٔ شاغل در فروشگاههای سراسر کشور با دستمزد ۴۰۰-۵۰۰هزار تومانی و بدون برخورداری از بیمه، روزی ۱۰ساعت کار می‌کنند».

وی به سیاست‌های ضدکارگری دولت هم اشاره کرد که «در مقابل تخریب سطح زندگی کارگران سیاست انکار را در پیش گرفته» و نمی‌خواهد «واقعیت‌های سختی که برای زندگی آنان به‌وجود آمده را بپذیرد».

با اتخاذ چنین سیاست ضدمردمی و ضدکارگری توسط دولت، یعنی با انکار واقعیتها در مورد شرایط به‌غایت سخت معیشتی زندگی کارگران، آنها روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند، تا جایی که به اعتراف یک مهره حکومتی «۸۰درصد کارگران زیر خط مرگ هستند».(خبرگزاری تسنیم۲۵خرداد ۹۷)

یعنی کارگران از خط فقر مطلق هم عبور کرده‌اند، شرایطی که از برخورداری از حداقل‌های ضروری زندگی محروم هستند به گونه‌ای که بسیاری از آنها از نان بخور و نمیری هم محروم هستند. وضعیت سخت معیشتی کارگران و رفتن ۸۰درصد آنها به زیر خط مرگ در شرایطی است که با افزایش قیمت‌ها روزبه‌روز هزینه معیشت زندگی آنان نیز افزایش پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی بسیاری از کارگران روزمزد و قرارداد موقت بیش‌از‌پیش و بیش از سایر کارگران استخدامی باید بار گران زندگی را تحمل کنند.

مجموعه ‌این شرایط باعث شده است ۱۳میلیون خانوار کارگری زیر خط فقر مطلق قرار بگیرند.

در این رابطه خبرگزاری ایلنا می‌نویسد: «سقوط معیشت» یک واقعیت مسلم است؛ در شرایطی که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان، خط فقر در کلان‌شهرها از مرز ۵میلیون تومان هم گذشته است، تقریباً ۹۰درصد از مزدبگیران، چه در دولت و چه در بخش‌های خصوصی، زیر خط فقر به‌سر می‌برند؛ با احتساب حداقل مزد کارگریِ شرایط سخت زندگی و شرایط سختی که دولت ضدمردمی و کارفرمایان حکومتی بر کارگران تحمیل می‌کنند، صبر آنها را لبریز کرده است و آنها نیز به‌طور فعال همراه با سایر اقشار مختلف مردم به صف قیام و اعتراض علیه حاکمیت آخوندی و سیاست‌های ضدمردمی دولت آخوند حسن روحانی پیوسته‌اند.

خیزش‌ها و اعتراضاتی نظیر خیزش و پیکار متحد کارگران نیشکر هفت‌تپه و خیزش فولادگران در اهواز و سایر اعتراضات کارگری که در کارخانه‌ها و مؤسسات تولیدی وجود دارد در زمره اقدامات کارگران ایران علیه ستم و استثمار نظام آخوندی بر کارگران ایران است.

کارگرانی نظیر کارگران گروه ملی اهواز، نیشکر هفت‌تپه، هپکوی اراک و... که پیشتازان جنبش کارگری علیه سرکوب و استثمار حکومت آخوندی هستند و در طی سالیان گذشته همواره به این وظیفه ملی خود قیام کرده‌اند.

کارگرانی که با شعارهایی چون «می‌ایستیم، می‌میریم، حقمون رو می‌گیریم!»، «کارگر می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد!»، «مرگ بر ستمگر، درود بر کارگر!»، «سوریه را رها کن، فکری به‌حال ما کن!» و «دشمن ما همین جاست، دروغ میگن آمریکاست!» نشان می‌دهند که جنبش کارگری ایران سر بازایستادن ندارد، بلکه روزبه‌روز عمیق‌تر و گسترده‌تر هم می‌شود.

این روزها سردمداران و مهره‌های رژیم را ترس فراگرفته است که این جنبش و قیام آن‌چنان مهار اوضاع را از دست بیرون بیاورد که در سال ۹۸ کار دست نظام آنها بدهد.

این هراس آنها در شرایطی است که رژیم تمامی ترفندهایش برای خاموش کردن این جنبش را بکار برده است، اما در اثر مقاومت تود‌ه‌های زحمتکش و از جمله کارگران قهرمان ایران تمامی تیرهای زهرآگینش به سنگ خورده است.

صدای جنبش زحمتکشان و در صدر آن جنبش کارگری را نمی‌توان با دستگیری و شکنجه و زندان و وعده‌های فریبکارانه خاموش کرد و آن‌ را از حرکت بازداشت. چرا که این جنبش بخش توفنده دیگری از قیام زحمتشکان و محرومان بپاخاسته در سراسر ایران است.