۴۰سال قیام برای آزادی

۲


قیام ایران

قسمت دوم: مهم‌ترین قیامهای دهه ۷۰

در قسمت پیشین این نوشته گفته شد: قیامهای سال‌های اخیر مردم ایران، ادامه و نتیجه منطقی مقاومت و خیزش‌های مستمر اجتماعی سال‌های گذشته‌ بوده و در بستر آن حرکتها شکل گرفته‌اند.

پس از حرکت‌های اعتراضی دهه ۶۰ که خمینی تمامی آنها را به خون نشاند و با شلیک مستقیم به تظاهرکنندگان ۳۰خرداد ۶۰ و اعدام‌های پس از آن، راهی جز مقاومت قهرآمیز و قیام و انقلاب برای مردم باقی نگذاشت، مردم هم راه صحبت کردن با خمینی را آموختند: شورش و قیام!

نبرد در سکوت مطلق!

تمامی سال‌های دهه ۶۰ آکنده از مبارزه و قیام بود اما سر‌ و صدای مهیب جنگ ضدمیهنی اجازه نمی‌داد که غریو اعتراضهای مردم ایران به گوش نه جهانیان! بلکه حتی به گوش هموطنانشان در یک استان آن‌طرف‌تر برسد!

بزرگترین قیام قهرآمیز کارگری ایران در سکوت مطلق!

در این مورد می‌توان از اعتصاب قهرآمیز و ۲۰هزار نفره کارگران ذوب‌آهن اصفهان در سال ۱۳۶۳ یاد کرد که در شماره پیش به آن اشاره شد. در آن واقعه، کارگران اعتصابی، برای آزاد کردن همکاران بازداشت‌شده خود ناگزیر از گروگان گرفتن مزدوران اطلاعاتی خمینی شدند اما این ماجرا مطلقاً در هیچ رسانه‌ای بازتاب نیافت و هیچکس خبردار نشد که در اصفهان چه خبر است و در کارخانه ذوب‌آهن اصفهان چه غوغایی برپاست؟ و کارگرها چه پیروزی‌هایی در مقابله با خمینی به دست آورده‌اند؟!

ایستادگی کارگری در برابر جنگ ضدمیهنی باز هم در سکوت مطلق!

در شهر صنعتی اراک نیز وضع تقریباً مشابه اصفهان بود.

در مرداد سال ۱۳۶۴ اعتصاب ۳۰۰۰نفر از کارگران ماشین‌سازی اراک، یک واقعه مهم اجتماعی و یک قیام آموزنده کارگری بود. کارگران اراکی در مقابله با پاسداران خمینی، یک حرکت مهم اعتراضی پیروزمند به‌وجود آوردند. در آن واقعه، کارگران ماشین‌سازی اراک در اعتراض به اضافه شدن ساعت شیفت کاری، خط تولید کارخانه را به کنترل خود در آورده و مانع از ورود عوامل رژیم به کارخانه شدند تا نهایتاً حرف خود را به کرسی نشاندند. پاسداران حکم کرده بودند کارگران با اضافه کردن ساعت شیفت‌های کاری و اضافه کردن شیفتها به‌صورت فوق‌العاده، برای پاسداران ادوات جنگی و مهندسی بسازند؛ اما کارگران در مقابله با سیاست جنگ ضدمیهنی خمینی و در دفاع از ساعت کار اعلام شده و رسمی، از همراهی با پاسداران سر باززدند و از تغییر خط تولید و تغییر ساعت کار خودداری کردند. کارگران برای به کرسی نشاندن حرف خود، کلیه خطوط تولید را به کنترل درآوردند و نهایتاً کار را به جایی رساندند که پاسداران ناگزیر از لغو برنامه اعلام‌شده خود شدند. اما آن اعتصاب پیروزمند و اشغال خطوط تولید کارخانه و پیامدهای آن نیز هیچ بازتاب رسانه‌ای جدی پیدا نکرد، در حالی‌که آن حرکت کارگری، یک واقعه مهم سیاسی نیز بود: ایستادگی عملی در برابر جنگ نامشروع و توسعه‌طلبانه خمینی!

از این دست حرکت‌های اعتراضی در آن سالها کم نبود اما به‌علت سانسور حاکم بر رسانه‌ها و نبود امکان ارتباط جمعی، هیچ‌یک از آن حرکات که هر کدام‌شان،‌ حقیقتاً یک پیروزی تاریخی برای کارگران و دیگر اقشار جامعه ایران بود، هیچ بازتاب اجتماعی‌ای پیدا نکرد.

در سال‌های دهه ه۷۰ که جنگ خارجی تمام شده بود، شعله‌های آتش نبرد بین مردم و رژیم آخوندها بیشتر زبانه کشد.

قیام اسلام‌شهر و گل‌شهر تهران ۱۳۷۱

خیزش‌های انقلابی مردم در دهه ۷۰

با خاموش شدن آتش جنگ خارجی(جنگ خمینی و عراق)، آتش نبرد مردم با آخوندها به‌سرعت شعله کشید. گرچه خمینی با کشتارهای وسیع در سال‌های ۶۰ و قتل‌عام ۶۷ تلاش کرده بود توان هر گونه حرکتی را از مردم ایران سلب کند اما با استمرار مقاومت پرتوان سراسری، مردم نیز متقابلاً حرف‌هایی برای گفتن داشتند و از همان اوایل سال ۱۳۷۰ قیام‌های شهری خود را آغاز کردند.

مهمترین قیامهای شهری آن دوره که اساساً ویژگی «قهرآمیز» داشتند عبارتند از:

- ۲۴مرداد ۷۰ قیام ۳۰هزار نفره مردم زنجان

- ۲۶فروردین ۱۳۷۱ قیام کوبنده مردم شیراز

- ۳۰اردیبهشت ۱۳۷۱ تظاهرات قهرآمیز مردم اراک

- ۹خرداد ۷۱ قیام سترگ مردم مشهد و تصرف مسلحانه کلانتریهای ۳ و ۴ مشهد توسط جوانان رزمنده خراسان

- ۱۹خرداد ۱۳۷۱ تظاهرات قهرآمیز مردم دلاور بوکان و کشته و مجروح شدن دهها تن

- ۱۲مرداد ۱۳۷۳ قیام قهرآمیز مردم قزوین

- ۱۲بهمن ۱۳۷۲ قیام قهرآمیز مردم زاهدان و ایرانشهر، خاش، زابل، بیرجند و تربت جام

- ۱۵فروردین ۱۳۷۴ قیام قهرآمیز اهالی «اسلام‌شهر» تهران و بستن راه «تهران-ساوه»

برای درک سطح و عمق آن خیزش‌های اجتماعی کافیست یادآوری شود که فرضاً تنها در یک نمونه در جریان سرکوب خیزش انقلابی مردم اسلام‌شهر، پاسداران خمینی که خیابانها را از دست داده بودند(حاکمیت روی زمین و در خیابان، تماماً در دست جوانان قهرمانی بود که با کوکتل و انواع وسایل مشابه، تمامی نمادهای رژیم را نابود کرده بودند)، سرانجام از هلیکوپتر توپدار برای سرکوب مردم استفاده کردند.

ویژگی قیامهای دهه ۷۰

تقریباً تمامی قیامهای دهه ۷۰، ۲ویژگی یکسان داشتند:

- اولا جنبه قهرآمیز داشتند.

- ثانیا متأثر از مقاومت مسلحانه مجاهدین خلق و شیوه‌های انقلابی به‌کار رفته در انقلاب ۵۷ بودند.

نگاهی سریع به آن قیام‌ها، هویت سیاسی آن حرکتها را به‌خوبی نشان می‌دهد:

از ۲۴مرداد سال ۱۳۷۰ تا ۱۵فروردین سال ۱۳۷۴ حداقل ۹قیام شهری نسبتاً بزرگ در زنجان، شیراز، اراک، بوکان، مشهد، زاهدان،‌ اسلام‌شهر تهران، ارومیه و قزوین رخ داد که سکوت حاکم بر جامعه را درهم‌شکست.

در شیراز و اراک و اسلام‌شهر تهران، شعارهای تند براندازانه هم شنیده شد. تمامی آن قیام‌ها بی‌اغراق قهرآمیز بودند.

قیام مشهد

روز ۹خرداد سال ۱۳۷۱ پس از آن که مأموران شهرداری مشهد اقدام به تخریب خانه‌های مردم در انتهای خیابان طبرسی کردند، یک قیام گسترده شهری در مشهد به‌وقوع پیوست. مردم کلانتریهای ۳ و ۴ را در یک تهاجم مسلحانه،‌ خلع‌سلاح کرده و به آتش کشیدند. در آن قیام، حداقل ۶پاسدار کشته و تعداد نامعلومی نیز زخمی شدند. آمار شهدای مردم و مجروحان‌شان هرگز اعلام نشد گرچه که خبر اعدام چند نفر بعداً در روزنامه‌ها چاپ شد. ساختمان شهرداری مشهد، سازمان تبلیغات اسلامی، نهاد تبلیغی امور تربیتی و بسیاری نهادهای دیگر حکومتی طعمه حریق شدند، خودروهای سوخته پاسداران در تقریباً بیشتر خیابانهای مشهد به چشم می‌خورد.