مریم رجوی کیست؟

۱۳۹۷/۹/۳

  • مریم رجوی - رئیس جمهور برگزیده مقاومت ایران

وقتی به سرگذشت مقاومت ایران و نیروی محوری آن، سازمان مجاهدین خلق ایران، طی ۴دهه پیکار مداوم با نظام ولایت فقیه نگاهی ولو کلی و گذرا می‌افکنیم، به‌خوبی درمی‌یابیم که جنبش مقاومت در برابر استبداد مذهبی و به تعبیر مجاهدین « انقلاب نوین ایران» از فراز و نشیب‌های مختلفی عبور کرده است؛ فراز و نشیب‌هایی که هر کدام از آنان می‌توانست، یک نیروی سیاسی را از پا بیندازد اما مجاهدین و مقاومت الهام گرفته از آنان ماند. نه تنها ماند بلکه قد کشید و به یک نیروی تعیین‌کننده و برانداز و به یک جایگزین جدی برای این حکومت تبدیل گشت. طی کردن این مسیر دشوار و این تماماً محال و بیرون کشیدن پیروزی از دل آن، چگونه محقق شده است. مجاهدین بنا‌ به سنت دیرینه خود عادت ندارند چندان از خود سخن بگویند اما هرگاه سخن بگویند یک نام به‌صورتی انکار‌ناپذیر بر زبان آنان جاری است: مریم رجوی.

زندگی و مبارزه مریم رجوی، مبارزه یک نسل است. چون او نماد یک نسل است. در شناسنامه او، مشخصات یک وجود تاریخی را باید خواند. به بیان مشروح‌تر، شناخت مریم رجوی با شرح توانمندیها و استعدادهای فردی میسر نمی‌شود و خطا هم هست که او را به‌عنوان زنی با توانمندیهای خارق‌عادت، معرفی کنیم. مریم رجوی نمادی از یک حضور تاریخی زنان در میهن ماست.

مریم رجوی امروز نامی نیست که فقط متعلق به مجاهدین و مقاومت ایران باشد، این نام به یک رمز پایداری در برابر بنیادگرایی مذهبی حاکم بر میهنمان تبدیل شده است. حتی آنان که به هر دلیل، گرایش عقیدتی و ایدئولوژی مجاهدین را نمی‌پسندند آنگاه که سخن به سرنگونی این رژیم می‌رسد، در نقش مریم رجوی با مجاهدین و مقاومت ایران اشتراک نظر دارند.

شخصیت‌های سیاسی و برجسته بسیاری درباره مریم رجوی سخن گفته‌اند. عمامه‌داران حاکم بر ایران آن‌چنان از نام مریم رجوی وحشت دارند که وقتی در سال ۱۳۸۲یک روزنامه اقتصادی دولتی به نام «آسیا» اقدام به درج عکسی از او در صفحه اول نمود، مدیر روزنامه را زندانی کرده و امتیاز آن را لغو نمودند.

توقیف روزنامه آسیا به‌خاطر درج تصویری از مریم رجوی

مریم رجوی کیست؟

از مریم رجوی چه می‌دانیم؟‌ با ما در این مقاله همراه باشید.

مریم رجوی ـ تولد و جوانی

مریم رجوی ۱۳آذرماه۱۳۳۲در یک خانواده متوسط به دنیا آمد. خانه پدری‌اش شماره ۱۸کوچه شهاب الدوله، در محله وزیر نظام تهران بود. دبستان دخترانه طوبی درس خواند. در دبیرستان هدف ادامه داد. برای تحصیلات دانشگاهی، به دانشگاه صنعتی شریف رفت و در رشته مهندسی متالورژی فارغ‌التحصیل شد. یکی از برادران مریم رجوی، به نام محمود عضدانلو از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق ایران است. محمود در دوران شاه یکزندانی‌ سیاسی بود. خواهر بزرگتر مریم رجوی به نام نرگس در سال ۱۳۵۴، در زمان شاه به‌دست مأموران ساواک تیرباران شد، خواهر دیگر وی، معصومه، دانشجوی مهندسی صنایع بود و در سال ۱۳۶۱به‌دست رژیم ملایان دستگیر، و در حالی که باردار بود، بعد از شکنجه‌های فراوان، اعدام گردید.

معصومه عضدانلو خواهر مریم رجوی

مریم رجوی ـ نخستین جرقه، نخستین الهام

مریم رجوی چگونه به مبارزه علیه شاه پیوست؟ همه چیز به نخستین خاطره تلخ او برمی‌گردد؛ هنگامی که دخترکی ۱۰ساله بیش نبود،‌ برای اولین بار از پنجرهٔ خانه پدری، شاهد آتش گشودن نیروهای گارد شاهنشاهی به روی مردم معترض و سرکوب تظاهرات ۱۵خرداد سال ۴۲بود. تجربه‌ عملکرد استبداد از نزدیک باعث شد که مبارزه در ذهن او نقش ببندد. مریم رجوی ۷سال بعد از این نخستین جرقه، با این‌که نوجوانی بیش نبود، راه مبارزه خود را یافت و در آن گام نهاد.

مریم رجوی و آشنایی با سازمان مجاهدین خلق ایران

مریم رجوی در سال۴۹از طریق برادرش، محمود با سازمان مجاهدین آشنا شد. او در این زمان دانش‌آموز کلاس چهارم دبیرستان بود. با گام نهادن به دانشگاه صنعتی شریف،‌ فعالیت خود را گسترش داد و با دختران مبارز یک گروه تشکیل داد. کار این گروه جمع‌آوری اخبار رادیوهای حامی انقلاب خلق ایران و انتشار آنها بود. مریم رجوی در این ایام رهنمودهای سازمان را در زمینه کوهنوردی، شهرگردی، کارگری در کارخانجات که بخشی از پروسه ورود به مبارزه حرفه‌یی بود به کار می‌بست و همزمان با بهره‌گیری از کتاب‌های ایدئولوژیک ـ سیاسی سازمان اعتقاد او به راه مجاهدین بیشتر می‌شد. بعد از دستگیری برادرش، محمود، از طریق دیگری با سازمان در ارتباط قرار گرفت و از آن تاریخ به‌عنوان یک کانال ارتباطی فعال بین داخل و خارج زندان به فعالیت خود ادامه داد. او در این ایام از هیچ کمک مادی و معنوی به خانواده‌های زندانیان سیاسی ـ که آسیب‌های فراوانی از دیکتاتوری شاه دیده بودند ـ دریغ نمی‌کرد.

چاپ عکس مریم رجوی در این ویژه‌نامه، باعث تعطیلی انجمن و گردآوری تمام نشریات آن شد

موضع قاطع مریم رجوی در برابر جریان اپورتو نیستی

در سال ۵۴سازمان مجاهدین خلق ایران باضربه‌ی اپورتونیستهای چپ‌نما مواجه شد.

اپورتونیست‌های چپ‌نما تلاش زیادی کردند تا مریم رجوی را جذب کنند اما به دامشان نیفتاد در مواضع اصولی خود پایدار ماند. او جزو آن دسته از افراد بود که در اثر ضربه جریان اپورتونیستی به مواضع انحرافی یا ارتجاعی دچار نشدند.

در این دوران مریم رجوی در سازماندهی دختران دانشجو، کمک فکری به هواداران سازمان برای نغلطیدن به دام جریانهای انحرافی چپ‌نما و جریان راست ارتجاعی نقشی شایسته‌ ایفا کرد.

مریم رجوی در این سال‌ها، با مجاهدین شهید علیرضا الفت و حسن نصیر زاده رابطه فعال داشت علاوه بر ایندر جریان ملاقات با برادرش توانسته بود ارتباط نزدیکی با خانواده‌های شهدای مجاهدین و سایر زندانیان سیاسی برقرار کند. آشنایی او با مجاهد شهید بهجت تیفتکچی نیز در همین دوران بود

عضویت مریم رجوی در سازمان مجاهدین خلق

مریم رجوی در سال ۵۶به عضویت سازمان مجاهدین خلق ایران درآمد. سازمان مجاهدین در این دوران درصدد خنثی کردن آثار ضربه اپورتونیستی چپ‌نما بود. به همین دلیل آموزش‌های سیاسی ـ ایدئولوژیک در داخل سازمان جریان داشت. در آن شرایط وحشتناک پلیسی ـ نظامی آثار ضربه اپورتونیستی به میزان قابل ملاحظه‌یی از تحرک نیروهای انقلابی کاسته بود. کمبود امکانات از قبیل خانه، ماشین و نیز تور گسترده پلیس، مشکلات را مضاعف می‌کرد. مریم در چنین شرایط یأس‌آوری سازمان را یاری می‌داد، امکانات مادی برای آن فراهم می‌کرد و با اجرای قرارهای پیچیده به فرار نیروهای انقلابی از چنگال پلیس یاری می‌رساند. او به‌دلیل ارتباطات فعالی که با دانشجویان داشت،‌ در زمینه پیاده کردن خطوط سازمان در دانشگاه نقش مؤثری ایفا می‌کرد.

ماموریت سازمانی دیگر مریم رجوی در سال ۵۶ارتباط با گروه‌هایی بود که بعد از ضربه ۵۴شکل گرفته بودند ارتباط با این گروهها برای از بین بردن فضای بی‌اعتمادی پس از ضربه اپورتونیستی و خنثی کردن سمپاشی‌هاییکه از یک سو توسط رژیم و ساواک شاه و از سوی دیگر به وسیله جریان راست ارتجاعی علیه سازمان صورت می‌گرفت بسیار ضروری بود. ‌ بسیار مشکل می‌نمود اما مریم رجوی موفق به حل مشکلات این مسئولیت و انجام آن شد.

مریم رجوی و انقلاب ضدسلطنتی

مریم رجوی در جریان انقلاب ضدسلطنتی توانست، طیف وسیعی از دانشجویان را وارد مبارزه علیه دیکتاتوری سلطنتی نماید و آنها را در جریان انقلاب ضدسلطنتی نیز سازمان دهد. در آستانه قیام ۲۲بهمن او همراه با شماری دیگر از اعضای سازمان نخستین سازمان تشکل دانشجویی مجاهدین، به نام «انجمن دانشجویان مسلمان دانشگاه صنعتی شریف»‌ را تأسیس نمود تا در مدار جدیدی مبارزات دانشجویی را به پیش ببرد.

مریم رجوی، یکی از مسئولان بخش اجتماعی مجاهدین

بعد از پیروزی انقلاب ضدسلطنتی، در دوران مبارزات سیاسی و علنی از مسئولان بخش اجتماعی سازمان بود. او همچنین از مسئولان اولیهٔ شاخه دانش‌آموزی و از سازمان دهندگان دختران میلیشیای دانش‌آموزی بود و سرپرستی اردوهای آموزش و سازندگی آنان در روستا را به عهده داشت.

فاطمه رمضانی از زنان مجاهد خلق درباره این دوران می‌گوید:

«در دوران مبارزه افشاگرانه سیاسی علیه اقدامات ارتجاعی، مریم رجوی الگوی ما در کار و تلاش و انگیزه دادن و شکل دادن شخصیت مبارزاتی میلیشیاهایی بود که مثل سیل خروشان به سوی سازمان سرازیر شده بودند. او مثل آموزگاری مهربان و دلسوز با برقراری روابطی عمیقاً انسانی و انقلابی آنها را مجذوب سازمان و مناسبات آن می‌کرد».

مریم رجوی کاندیدای مجاهدین برای مجلس از تهران

در سال ۱۳۵۸مریم رجوی از سوی سازمان مجاهدین خلق ایران به‌عنوان یکی از کاندیداهای مجاهدین در تهران برای اولین انتخابات مجلس معرفی شد. طی این انتخابات رژیم آخوندی با تقلب‌های گسترده مانع از ورود حتی یک مجاهد خلق به مجلس شد. با این همه، مریم رجوی بیش از ۲۲۰هزار رأی را به‌خود اختصاص داد. با وجود تقلبات انبوه رژیم آخوندی ناگزیر شد که اعتراف کند مجاهدین در جریان انتخابات مجلس بیشتری رأی را بعد از حزب حاکم که تمامی اهرمهای قدرت را در دست داشت بالاترین آرا را داشتند.

مریم رجوی کاندیدای سازمان مجاهدین خلق برای مجلس شورای ملی در سال ۱۳۵۸

آخرین مسئولیت مریم رجوی در بخش اجتماعی، آموزش و سازماندهی نیروهای انجمنهای محلات تهران بود. او در تظاهرات مادران (اردیبهشت۶۰) مسئولیت سازماندهی هستهٔ‌ مرکزی این تظاهرات (مادران تهران) را به عهده داشت. در تظاهرات باشکوه ۵۰۰هزار نفری مردم تهران در ۳۰خرداد ۶۰نیز سازماندهی بخش عمده نیروهای محلات تهران با مریم رجوی بود.

(متن زندگینامه مریم رجوی در تاریخ ۱۴اسفند ۵۸در شماره ۲۶نشریه مجاهد منتشر شده است)

فعالیت‌های سیاسی مریم رجوی بعد از ۳۰خرداد

نزدیک به دو سال و اندی پس از سقوط نظام سلطنتی، بهار زودگذر آزادی روزهای آخر خود را سپری می‌کرد. خمینی به سرعت در حال حذف مخالفان خود و یکپارچه کردن نظامش بود. تا ۳۰‌خرداد‌۶۰تهاجم چماق‌داران به همراه تیراندازیهای پاسداران، منجر به‌شهادت بیش از ۵۰تن از مجاهدین شده بود و این علاوه بر هزاران مجروح و زندانی در سراسر ایران بود. پس از آن بود که خمینی بنا‌ به فرهنگ دجالگرانه خودش منافقین را بدتر از کفار نامید و گفت: خطر نه آمریکا و نه شوروی و نه هیچ‌کس و هیچ جای دیگر بلکه در همین تهران و بیخ گوش ما است و در پی آن، روز ۲۵آبان، حکم احضار و تعقیب رهبری مجاهدین را از طریق دادستانش صادر کرد.

پس از آن در تاریخ ۷اردیبهشت۱۳۶۰شاهد تظاهرات ۲۰۰هزار نفری مردم تهران علیه سرکوبی مجاهدین به‌دعوت مادران مسلمان بودیم. تظاهراتی که به بزرگترین راهپیمایی بعد از انقلاب ضدسلطنتی معروف شد.

خمینی که فضا را این چنین در حال چرخش می‌دید بلافاصله به صحنه آمد و در روز ۱۰اردیبهشت مجاهدین را به تعیین «تکلیف نهایی» تهدید کرد و گفت:

«اسلحه را زمین بگذارید و از این شیطنتها دست‌ بردارید و به آغوش ملت برگردید» والا «یک روز است که پشیمانی دیگر سودی ندارد و آن روزی است که به ملت تکلیف شود، تکلیف شرعی الهی به مقابله با اینها و تکلیف آخری، نسبت به اینها تعیین شود».

دو روز بعد مجاهدین هم آخرین اتمام‌حجت را به‌عمل آوردند و در ۱۲اردیبهشت در یک نامه سرگشاده خطاب به خمینی نوشتند: ما حاضریم سلاحهایمان را تحویل بدهیم، اما اجازه بدهید همراه با خانواده‌هایمان خدمت برسیم و حضوری حرفهای خود را بزنیم. اما خمینی که می‌دانست اجازه دادن به مجاهدین برای یک راه‌پیمایی تا جماران همان و جارو شدن رژیمش همان، یک هفته سکوت کرد و بعد از یک هفته با لحنی معنی‌دار گفت لازم نیست شما بیایید، من خدمت شما می‌رسم

به این ترتیب دیگر برخورد قهرآمیز که مجاهدین به مدت بیش از دو سال تمام تلاش خود را کرده بودند که از وقوع آن جلوگیری کنند یا لااقل آن را به تأخیر بیندازند، اجتناب‌ناپذیر می‌نمود.

ساعت ۴بعد ازظهر روز شنبه ۳۰خرداد یک راه‌پیمایی عظیم که به‌طور علنی اعلام نشده بود، در تهران شکل گرفت. جمعیت که طی مدت کوتاهی شمار آن به نیم میلیون نفر رسید از از هر سو به سمت تقاطع مصدق و انقلاب سرازیر شد.

به فاصله کمتر از نیم ساعت حوالی میدان ولی‌عصر چماقداران به جمعیت حمله کردند. اما سیل خروشان مردم هر لحظه متراکمتر و گسترده‌تر می‌شد و دیگر کاری از دست گله‌های چماقدار ساخته نبود. و خمینی با فرمان شلیک مستقیم و کشتار مردم آخرین نقابش را از چهره‌اش برداشت.

این چنین بود که تظاهرات مسالمت‌آمیز نیم‌میلیون نفری مردم تهران به دستور شخص خمینی به خاک و خون کشیده شد و در پی آن، بی‌سابقه‌ترین موج اعدامها از همان شامگاه ۳۰‌خرداد آغاز شد؛ و به این ترتیب ۳۰خرداد برای همیشه بر دفتر مسالمت با خمینی خط پایان کشید. از فردای ۳۰‌خرداد، مقاومت انقلابی برای سرنگونی این رژیم ضد‌بشری، مشروع و ضروری گردید.

تظاهرات ۳۰خرداد ۱۳۶۰

با آتش گشودن پاسداران بر روی تظاهرات مسالمت‌آمیز هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران در ۳۰خرداد۱۳۶۰فصل جدیدی از استبداد حاکم شد. نیروهای اپوزیسیون و در رأس آنها مجاهدین خلق، در معرض شدیدترین سرکوب قرار گرفتند. مبارزه که تا این تاریخ به‌صورت نیمه مخفی بود، شکل مخفی و زیرزمینی به خود گرفت. مریم رجوی نیز مانند بقیهٔ کادرها و مسئولان مجاهدین به زندگی مخفی روی آورد و در خانه‌های تیمی مستقر شد.

مریم رجوی هم پایگاه شهید اشرف رجوی در سال ۶۰

خمینی تصمیم گرفته بود، یک تن از مجاهدین را زنده نگذارد. گزمگان تا دندان مسلح، له‌له‌ زنان در جستجوی خانه‌های تیمی به هر سو پوزه می‌چرخاندند. مریم رجوی در این دوران دشوار و در عین‌حال حماسی، تا چند روز قبل از شهادت اشرف رجوی با او در یک پایگاه زندگی می‌کرد. در روز ۱۹بهمن۶۰ به‌دنبال شهادت موسی و اشرف، محل استقرار او نیز مورد تهاجم دشمن قرار گرفت و تمامی همرزمانش پس از نبردی قهرمانانه به‌شهادت رسیدند مریم رجوی در آن زمان در حال انجام مأموریت دیگری بود و در آن پایگاه حضور نداشت. او در سخنرانی خود به تاریخ ۱۹بهمن۱۳۹۵در این باره می‌گوید:‌

«در روز ۱۹بهمن من در پایگاهی در یکی از خیابانهای تهران بودم. در آن موقع، ۲۴ساعته به‌وسیله صامت پیام‌های بی‌سیمی مراکز سپاه و کمیته را گوش می‌کردیم که از تحرکات آنها با خبر بشویم و حملات‌شان را خنثی کنیم، ولی از چند ساعت قبل از حمله، سکوت بی‌سیمی برقرار کرده بودند. معلوم بود که دست‌اندرکار حمله‌یی هستند که تمام دستگاه‌شان پشت آن است.

حمله را از شب قبل، با ایجاد چند حلقه محاصره در اطراف پایگاه موسی و اشرف تدارک دیده بودند و در نیمه‌های شب حمله رژیم شروع شد. به‌فاصله کمی پایگاههای مختلف مطلع شدند که خانه موسی زیر ضربه‌ قرار گرفته است. بلافاصله نقل و انتقال‌ها را شروع کردیم. باید خانه‌ها و پایگاههایی که احتمال می‌رفت رژیم از آنها سرنخی داشته باشد، تخلیه می‌شد تا ضربه گسترده نشود.

به‌هر حال تا حوالی ظهر بخش زیادی از بدنه تشکیلات ما در تهران از شهادت موسی و اشرف با خبر شده بودند، ولی بیرون از ما هنوز کسی اطلاع نداشت. تا این‌که شب رادیو و تلویزیون رژیم خبر را پخش کردند».

بعد از شهادت اشرف، مریم رجوی در شرایط خفقان‌بار پلیسی ـ نظامی سال‌های ۶۰و ۶۱در بخش‌های مختلفی از سازمان به وظایف انقلابی خود ادامه داد و در سال ۶۱برای به عهده گرفتن مسئولیت‌های جدید به پاریس، مقر شورای ملی مقاومت اعزام گردید.

انقلاب ایدئولوژیک

روز ۱۹اسفند ۱۳۶۳، دفتر سیاسی و کمیته مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، طی اطلاعیه‌یی تشکیل رهبری نوین سازمان مجاهدین، مسعود و مریم، و انقلاب نوین مردم ایران را اعلام و معرفی نمود. این سرآغاز یک تحول کیفی در اندیشه و مناسبات درونی مجاهدین و ورود زنان مجاهد به سطح رهبری به‌منظور آزاد کردن و استخراج حداکثر پتانسیل برای سرنگونی رژیم آخوندی بود؛ تحولی که با عنوان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین نامیده می‌شود.

در کتاب اسلام زنان و برابـری درباره این تحول آمده است:‌

«از هنگامی که مبارزه برای سرنگونی رژیم آخوندی شروع شد، زنان پیشتاز ایران در آن وسیعاً حضور یافتند. شرکت فعال آنها در همه عرصه‌های مبارزه و فداکاری بی‌نظیرشان، هم در پیشروی مقاومت و هم در ارتقاء موقعیت زن ایرانی تأثیر شگرفی بر جای گذاشت. در این دوره دهها هزار زن مجاهد و مبارز(حدود یک‌سوم از صد و بیست هزار شهید مقاومت مردم ایران) در رویارویی با دیکتاتوری مذهبی جان باختند.آنها به‌خصوص در شکنجه‌گاههای رژیم خمینی،حماسه‌های بزرگی آفریدند که در تاریخ جنبش ایران بی‌نظیر است.

بعد از شهادت اشرف، که مریم رجوی او را مادر عقیدتی خود و دیگر زنان مجاهد می‌نامد، سازمان مجاهدین خلق ایران در جمعبندی چهارمین سالگرد مقاومت انقلابی،‌با این سؤال کلیدی روبه‌رو شد که «چرا در سازمان مجاهدین خلق ایران (به‌عنوان سازمان محوری مقاومت)، سطح مسئولیت زنان سه مدار پایین‌تر از مردان باقی مانده است؟ یعنی در حالی که زنان به‌طور گسترده در تمامی صحنه‌های مقاومت حضور دارند و همچنین با توجه به این‌که مجاهدین به برابری زن و مرد به‌عنوان یک ارزش آرمانی معتقدند و در عمل هم به ظاهر هیچ مانع و محدودیتی برای ارتقای زنان وجود ندارد، پس چرا زنان ما در چنین حدی متوقف شده‌اند؟».

مریم رجوی در همین رابطه می‌گوید:

«این سؤال بسیار قابل توجهی بود و به همین خاطر بحث و بررسی زیادی روی آن شد. در بررسی این مسأله و در پی یافتن راه‌حلی برای آن به یک راه‌حل جدید رسیدیم. ما نمی‌توانستیم فقط روی یک پا حرکت کنیم. ما نیاز به تحولی داشتیم که این ذهنیتها را بشکند و باور تازه‌یی را در زنان جاری کند. مسعود، راه‌حل را از بالا و به‌ صورت شرکت زن در رهبری می‌دانست و عده‌یی با او هم‌عقیده بودند. برخی هم هم‌چنان راه‌حل را از پایین و در شرکت بیشتر زنان در امور اجرایی می‌جستند. این مسأله ذهن مرا زیاد مشغول کرده بود. از سالها قبل، شاید از زمانی که مبارزه سیاسی را شروع کردم، به این‌که چگونه راه رهایی زنان گشوده خواهد شد، می‌اندیشیدم. به‌نظر من این موضوع خواه ناخواه به مسأله ذهنی هر زنی تبدیل می‌شود، هر چند که به‌خاطر سنگینی و پیچیدگی‌اش، دیر یا زود از آن روبگرداند. به هرحال، اکنون مسأله به‌صورت یک بحث جمعی در سطح یک جنبش بزرگ مقاومت مطرح شده بود و من ضرورتهای آن را از جهات مختلف احساس می‌کردم. راه‌حلی که در برابر ما قرار داشت، در یک کلام، راهگشایی به‌صورت جهش کیفی از طریق شرکت زن در رهبری بود. بلافاصله این سؤال مطرح شد که آیا زنی که چنین مسئولیتی را به عهده بگیرد، وجود دارد یا نه؟ وقتی مرا کاندیدای به‌عهده‌گرفتن این مسئولیت کردند، سنگینی مسئولیت و تصمیم‌گیری در مورد آن برایم بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود. آنهم سازمانی که چنگ در چنگ با مهیب‌ترین استبداد مذهبی حاکم بود. ولی یک چیز تردیدهایم را از بین می‌برد: این‌که به‌طور واقعی می‌دیدم که خارج از ذهن خودم و به‌خاطر الزامات جنبش مقاومت، می‌بایست این قدم برداشته شود. یعنی برای پیش رفتن، باید به این ضرورت پاسخ می‌دادیم. انگیزش حرکت بر اساس ضرورت خارج از خود فرد، در آن زمان جرقه اندیشه جدیدی را در ذهن من مشتعل کرد. این‌که اگر من از خودم شروع کنم جواب سخت است ولی اگر از واقعیت بیرون و مسئولیتی که هست شروع کنم دیگر باید به‌رغم همه سختی آن جواب، مثبت داد. بعدها در طول تجربه رویارویی با اندیشه مبتنی بر تبعیض جنسی و مردسالار به‌عنوان ایدئولوژی حاکم در طول تاریخ، به ما ثابت شد که رهایی از اسارت چه برای زنان و چه برای مردان جز با دینامیسم خارج از خود و انگیزشهای نوین انسانی میسر نیست. علاوه براین، در جریان نشست‌های چندماهه، حس کرده بودم که رهایی زنان و آزاد شدن انرژیشان و رهایی خودم در گرو پذیرش همین مسئولیت است. در عمل چیزی اتفاق افتاد که هیچ‌کدام از ما نمی‌توانستیم آن را حدس بزنیم». «اسلام زنان برابری»

مریم رجوی در کنفرانس بین‌المللی روز جهان زن در سال ۱۳۹۱ضمن توضیحی درباره انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین گفت:

انقلاب درونی مجاهدین تحول و انقلاب، شورشی است علیه یک دیکتاتوری قرون‌ وسطایی که بر زن‌ستیزی و صدور تروریسم و بنیادگرایی متکی است.

یک زمان اسپارتاکوس علیه برده‌داری، شورش و قیام کرد، یک زمان در همین فرانسه توده‌های انقلابی زنجیرهای فئودالیته را درهم شکستند و در این زمانه ما علیه بنیادگرایی اسلامی، به‌مثابه بزرگترین تهدید صلح و دموکراسی در جهان امروزبه‌پاخاسته‌ایم. همان بلیه شومی که معضل ملتهای خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی جوامع غربی است و همه جنبه‌های ستم و سرکوب علیه زنان را در افراطی‌ترین صورت در خود فشرده کرده است.

مریم رجوی در بخش دیگری از همین سخنرانی با اشاره به ایدئولوژی زن‌ستیز خمینی گفت:

در این ایدئولوژی، همچنین زنان، تحت سلطه بودن و اتکا به مردان و درجه دو بودن خود را منطقی و طبیعی می‌دانند. در نتیجه زن خصلتی جدا از انسانیتش می‌یابد. خصلت شیئی که با فایده کالایی‌اش برای دیگران سنجیده می‌شود. به عبارت دیگر، زن نیز در اسارت همین نگرشی است که به خودش دارد. آن‌چنان که سیمون دوبوار گفته است: «زنان، زن‌ زاده نمی‌شوند، بلکه به زن تبدیل می‌شوند». در حقیقت، رابطه زن و مرد از طبیعت انسانی آنها اکیداً فاصله می‌گیرد.یعنی نه زن خود را انسانی برابر می‌بیند، نه مرد زن را انسانی برابر می‌داند.

(برای آگاهی بیشتر مراجعه کنید به توضیحاتی پیرامون این موضوع از سخنرانی خانم مریم رجوی در مراسم۸مارس ـ اسفند ۱۳۹۱)

مریم سرچشمه شکوفایی در سازمان مجاهدین خلق ایران

مریم رجوی پاسخ حقیقی به ضرورت مبارزه با ارتجاعی بود که زن‌ستیزی از ویژگیهای ماهیت آن بود. حاکمیت چنین رژیمی به‌طور قانونمند زنان را در مقیاسی گسترده به صفوف مقاومت انقلابی و سازمان پیشتاز آن یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران جلب نمود. با مریم این حضور گسترده نقش خود را در بالاترین مدار رهبری مقاومت نیز برعهده گرفت و سازمان مجاهدین و تمامی مقاومت ایران را وارد دوران نوینی از شکوفایی نمود.

مریم رجوی از سال ۱۳۶۴تا ۱۳۶۸در موضع همردیف مسئول اول قرار داشت. تولد ارتش آزادیبخش ملی ایران، مقابله با ماشین جنگی و جنگ خانمان‌سوز خمینی، تصویب طرح صلح شورای ملی مقاومت، عملیات آفتاب، چلچراغ و سرانجام عملیات فروغ جاویدان، مرهون این دوران از حیات مبارزاتی سازمان مجاهدین است.

مریم رجوی مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران

قرار گرفتن مریم رجوی در موضع همردیف رهبری، اثبات کرد که این تصمیم درستی بوده است. آثار رهایی‌بخش این تصمیم‌گیری به امری بدیهی و خارج از ذهن تبدیل شده بود.

مریم رجوی در ۲۶مهر۱۳۶۸از سوی مسعود رجوی به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران معرفی گردید. هنگام معرفی مسئول اول جدید سازمان، مسعود رجوی گفت:

«با قرار گرفتن مریم در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران،‌ انقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان به اوج بلوغ و کمال شایسته خود می‌رسد و سرچشمه خیرات و برکات بسا عظیم‌تری برای مجاهدین و خلق محبوبشان می‌گردد. بگذار قید و بندهای استثماری تماماً در هم بشکند و نسیم جامعه بی‌طبقه توحیدی که در دل و بر مزار هر مجاهد خلق حک شده به هر سو بوزد و فضای عطرآگین رهایی را بشارت دهد».

مریم رجوی در سال ۱۳۶۶با تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران، جانشینی فرمانده کل ارتش آزادیبخش را عهده‌دار شد و ظرف ۲سال ارتش آزادیبخش ملی را از یک نیروی پیاده‌نظام به یک ارتش زبده زرهی ـ مکانیزه تغییر داد. مسئولیت‌پذیری شگفت او مسعود رجوی را قادر ساخت تا در موضع مسئول شورای ملی مقاومت و فرمانده کل ارتش آزادیبخش، مسئولیت‌های خطیر مقاومت را به پیش ببرد.

مریم رجوی و ارتش آزادیبخش ملی ایران

مریم رجوی به‌عنوان جانشین فرماندهی کل ارتش آزادیبخش، بعد از جمعبندی عملیات فروغ جاویدان، ارتش آزادیبخش را در معرض یک تحول کیفی و ساختاری قرار داد. این تحول را در محورهای زیر می‌توان خلاصه کرد:‌

ـ دگرگونی در جنگ‌افزارهای یکانهای رزمی و تبدیل ارتش آزادیبخش از یک ارتش پیاده به یک ارتش زرهی.

ـ تکامل و ارتقا سیستم فرماندهی.

ـ ارتقا کیفی سطح آموزش و مهارت رزمندگان و تکامل مناسبات جمعی.

مهوش سپهری (از مسئولان پیشین سازمان مجاهدین) در توصیف این دوران چنین می‌گوید:

«ارتش آزادیبخش بعد از فروغ جاویدان زیر نظر مریم رجوی ـ‌که در آن زمان جانشین فرمانده کل بودند‌ـ وارد تجدید سازمان یکانها و دگرگونی جنگ‌افزار آنها شد. باید ارتش از یک ارتش پیاده به‌یک ارتش زرهی تبدیل می‌شد. این کار در ارتشهای کلاسیک، با صرف هزینه‌های کلان همراه است و معمولاً حدود ۱۵سال طول می‌کشد، ولی ما نمی‌توانستیم از چنین طرحهایی استفاده کنیم و باید روند این تحول کیفی را با سرعت بسیار بیشتر طی می‌کردیم. بنا بر این طی یک برنامهٔ فشرده، کلیه رزمندگان و فرماندهان آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی را در تمام سطوح فرا گرفتند و برنامه‌ریزی دقیقی برای تمرین و کنترل آموزشها صورت گرفت. چون به‌خوبی می‌دانستیم که اگر بهای آموزش جنگ‌افزار پیچیده را نپردازیم، خود آنها تبدیل به‌ عوامل دست‌وپاگیر خواهند شد.

مهارت و کیفیت یکانهای زرهی باید به‌حدی ارتقا می‌یافت که پاسخگوی سرعت و ضربت مورد نیاز در عملیات سرنگونی تا عمق خاک میهن اسیرمان می‌بود.

در یکانهای پشتیبانی رزمی شامل توپخانه، پدافند هوایی، مهندسی رزمی و مخابرات نیز تحول اساسی به‌وجود آمد تا بتوانند یکانهای زرهی را در رزم به ‌بهترین شکل پشتیبانی کنند. همچنین یکانهای پشتیبانی خدماتی مثل یکانهای آماد و ترابری، تعمیر و نگهداری و خدمات پزشکی شکل گرفتند تا یکانهای ارتش آزادیبخش در عملیات نهایی به‌لحاظ پشتیبانی از خودکفایی کامل برخوردار باشند.

تبدیل ارتش آزادیبخش از ارتش پیاده به زرهی توسط مریم رجوی

تمام آموزشهای تکنیکی، سرویس و نگهداری و تعمیرات و همچنین کلیه آموزشهای تاکتیکی در تمامی سطوح فرماندهی پیاده شدند؛ هم‌چنان که رسته‌های توپخانه و پدافند هوایی، مهندسی رزمی، مخابرات و پشتیبانی خدماتی کلیه آموزشهای تکنیکی و تاکتیکی مربوط به‌خودشان را گذراندند و مانند یکانهای زرهی به‌ آمادگیمطلوب رسیدند. ارگانهای ستادی همزمان با تکمیل آموزشها برای ادارهٔ عملیات سرنگونی تکمیل شدند.

علاوه بر اینها، واحدهای هوانیروز تشکیل شدند و دوره‌های آموزشی و تمرینات آمادگی را گذراندند. همه اینها، اضافه بر ارتقا سیستم فرماندهی که اشاره کردم، بر اساس تجربه فروغ جاویدان و بر پایهٔ دانش نظامی کلاسیک شکل گرفت و در تمرینها و مانورهای نظامی متعدد آزمایش شد».

در دومین سالگرد معرفی مریم رجوی به‌عنوان مسئول اول، وی فهمیه اروانی را به‌عنوان جانشین مسئول اول معرفی کرد. انتخاب فهیمه اروانی به این سمت پیشتر در نشست شورای مرکزی مجاهدین، نظرخواهی و به اتفاق آراء تصویب شده بود. فهیمه اروانی علاوه بر سمت جانشینی مسئول اول، مسئولیت شورای مرکزی مجاهدین را نیز به عهده گرفت.

فهمیه اروانی دو سال بعد، یعنی در سال ۱۳۷۲به‌عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین معرفی گردید.

سال ۱۳۷۲ ـ معرفی فهیمه اروانی از سوی مریم رجوی به‌عنوان مسئول اول

معرفی فهمیه اروانی مقارن بود با پایان گرفتن عملیات تدافعی مروارید و رژه ارتش آزادیبخش ملی ایران؛ این رژه ۵ساعته، با شرکت یکانهای نمونه اعم از پیاده، زرهی، سوارزرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونه هوایی انجام شد. رژه ارتشی که مریم رجوی ساختارش را دگرگون کرده بود به‌قول خبرگزاری رویتر، «در مقایسه با استانداردهای گروه‌های مقاومت در جهان، یک نمایش خیره کننده قدرت بود».

کشف مهم مریم رجوی برای آزادسازی انرژیهای انسانی

مریم رجوی تا سال ۱۳۷۲که در موضع مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران و جانشین فرماندهی ارتش آزادیبخش ملی ایران انجام وظیفه کرد انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین را به مدارهای نوینی بالغ نمود. رشد جهش‌آسای کادرهای مجاهدین اعم از زن و مرد، و افزایش تصاعدی مسئولیت‌پذیری آنان از دستاوردهای مریم رجوی در این دوران می‌باشد.

امروز ۵۲درصد از اعضای پارلمان مقاومت که بیش از ۵۰۰عضو دارد زنان هستند. اکثر فرماندهان ارشد ارتش آزادیبخش ملی، از زنان ذی‌صلاحند. در سازمان محوری مقاومت، شورای مرکزی، تماماً از زنان ذیصلاح مجاهد تشکیل شده و آنها هژمونی یکدست و تمام‌عیار را در سازمانی که جدی‌ترین مسئولیت‌های مقاومت را عهده‌دار است به شایستگی اعمال می‌کنند و یک تجربه طولانی پشت سردارند.

این امر در سازمان مجاهدین چگونه اتفاق افتاد؟

پیشتر به ضرورت قرار گرفتن یک زن در موضع رهبری اشاره کردیم حال می‌خواهیم ببینیم مریم رجوی چگونه و با اتکا به کدام تئوری به این ضرورت پاسخ گفت و یک انقلاب فراگیر در اندیشه و عملکرد مجاهدین ایجاد کرد.

مریم رجوی در یکی از کتاب‌های خود به نام «زنان، نیروی تغییر» این انقلاب فراگیر را «آرمان پیشرو» می‌نامد و در توصیف آن می‌گوید:

«ما از یک رهبری صحبت می‌کنیم که محصول عنصر شکوفاشده انسانی است و خودش نیز بر روابط انسانی متمرکز است. این شورش بزرگی است علیه مردسالاری و فرهنگ عقب‌مانده‌یی که باید نفی شود. به همین دلیل وقتی در جنبش مقاومت، زنان مواضع رهبری‌کننده را برعهده گرفتند، این تغییر برای ما فقط یک جابه‌جایی مدیریتی نبود، بلکه فراتر از آن هدف، نفی ساز و کار مبتنی بر تبعیض جنسی بود. چنین نبود که مردان پست‌هایشان را ترک کنند تا زنان در همان پستها جایگزین شوند و همان مناسبات را با همان شیوه‌ها اداره کنند. چنین نبود که زنان پا در جای پای مردان بگذارند یا در کلوپ مردان پذیرفته شوند. خیر، اصل موضوع این بوده و هست که روابط کهنه مبتنی بر بینش مردسالاری کنار زده شود و جای خود را به روابط انسانی بدهد. حضور زنان در رهبری، مردان را حذف نکرد و سبب انفعال یا افت آنها نشد. به عکس، آنها را از بندهای فرهنگ مردسالار که بر ذهن‌ها، اراده‌ها و عاطفه‌هایشان پیچیده شده بود، رها کرد. آنها تجربه‌های خود را به زنان منتقل کردند و از آنان که افق‌های تازه‌یی را گشوده بودند، بسیاری چیزها را آموختند. پس ما به رهبری زنان اینگونهنگاه می‌کنیم: یک آرمان پیشرو انسانی.

مجاهدین به این کشف مهم رسیدند که اگر بخواهند در مقابل استبداد مذهبی بایستند باید با تمامی آثار ایدئولوژیک و فرهنگی بنیادگرایی مبارزه کنند. در یک کلام، ما دیدیم که زدودن اندیشه جنسیت‌گرایی انرژی عظیمی از درون این مقاومت آزاد می‌کند و دینامیسم شگفتی برای جهش به جلو فراهم می‌کند که سرچشمه توانایی‌هاست. این دگرگونی، اشاره می‌کنم: اولین تغییر، حضور فعال زنان در رهبری جنبش مقاومت و مواضع تصمیم‌گیری در سطوح مختلف بود. پروسه طولانی مبارزات زنان، زمینه‌ساز این تحول بود. اما نقطه عزیمت آن ضرورت سرنگونی ملایان بود. جان باختن هزاران زن مجاهد خلق در مبارزه با این رژیم در دهة۱۳۶۰گواهی داد که همین زنان شایسته رهبری هستند و بدون نقش آنها، جنبش مقاومت راه به جلو باز نخواهد کرد».

مریم رجوی در بین برخی از زنان ارشد شورای مرکزی مجاهدین ـ مراسم روز جهانی زن در آلبانی

مریم رجوی ـ «جهش» تنها با «تعهد» امکان‌پذیر است!

مریم رجوی خود با پایبندی مطلقش به آموزه‌هایی که از دل دهها سال مقاومت و نبرد انقلابی به‌دست آمده توانسته است سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش ملی را گام به‌گام و سانتیمتر به‌ سانتیمتر بسازد و پیش ببرد و آن را به‌سلاح و ابزاری مقتدر و کارا در نبرد انقلابی برای سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم که بی‌رحم‌ترین وغدارترین دیکتاتوری ضدبشری تاریخ معاصر است تبدیل کند که از باد و باران و توفان حوادث سهمگین گزندی نیابد. راز عبور سرفرازانه این مقاومت از گذرگاههای هولناک این ۱۵سال اخیر، پایبندی و ایمان اعضای این مقاوتبه‌ آموزه‌های مریم رجوی و به‌کار بستن این آموزه‌ها بوده است.

جا دارد کلامی از مریم رجوی درباره معنای ژرف تعهد را یادآوری کنیم که گفته است:

«نقطه آغاز جهش‌های عظیم، تعهد است. در زمانه‌یی که جهان اسیر بی‌تعهدی است، در زمانه‌یی که کرامت انسان را به‌ مسلخ می‌برند، در دوران تلاشی اخلاقی و اجتماعی کشورمان ایران، در دوران فروپاشی ارزش‌ها، تعهد ما به‌آزادی، به‌ انسانیت و به‌مجاهدت، سرمایه ماست. تعهدات ما، رمز استحکام، پویایی و رویان بودن این جنبش و حافظ ارزش‌هایی است که برای آن جنگیده‌ایم».

(سایت مریم رجوی)

راستی اگر «تعهد» به‌معنای مریمی آن راهنمای عمل مجاهدین نبود، جهشهای عظیم مجاهدین و مقاومت ایران طی همین سالهای اخیر که هر کدام در زمان خود ناممکن می‌نمود، هرگز محقق نمی‌شد. ناممکن‌هایی هم‌چون:

  • خروج از لیست تروریستی آمریکا و اروپا
  • اجتماعی کردن و جهانی کردن جنبش دادخواهی و مطرح شدن قتل‌عام۶۷در بالاترین مراجع و ارگانهای بین‌المللی
  • حفظ موجودیت فیزیکی و سیاسی و یکپارچگی تشکیلاتی سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش در زیر خردکننده‌ترین فشارهای نظامی و سیاسی و تروریستی، از مهیب‌ترین بمبارانها، بیرحمانه‌ترین محاصره غذایی و دارویی و پزشکی و جنایتکارانه‌ترین تهاجمات زمینی و حملات موشکی و اقدامات تروریستی، طی ۱۴سال با حداقل خسارات انسانی.
  • خروج سازمان‌یافته، جمعی و پیروزمندانه مجاهدین اشرفی با حفظ ساختار تشکیلاتی از زندان «لیبرتی» به آلبانی، در میان آتش و خون و انواع مخاطرات و توطئه‌ها در زیر دید و سیطره رژیم،
  • و... تلاش برای هدایت، سمت و سو دادن تحرکات و اعتراضات و قیام مردم ایران برای نیل به آزادی.

تحقق این ناممکن‌ها، این سخن مریم رجوی را به ایمان تبدیل می‌کند که: «می‌توان و باید رژیم ولایت فقیه را سرنگون کرد و می‌توان و باید آزادی ایران‌زمین را به‌دست آورد و یک‌ جمهوری آزاد و برابر برپا کرد.»

مریم رجوی، تربیت نسلی از زنان برای به دست گرفتن مسئولیت‌های کلیدی

مریم رجوی بر اساس اعتقاد عمیق خود به جنبش برابری زن و مرد و قرار گرفتن زنان در نقش‌های کلیدی، از همان ابتدا خود را وقف این آرمان کرد. بر اساس دیدگاه روشن او شکستن طلسم نابرابری، بدون یک جهش ممکن نبود. بنابراین او در یک تحول ساختارشکن، برای زنان راه مسئولیت‌پذیری و کسب تخصص‌ها و توانمندیها در همه زمینه‌ها را باز کرد. زیرا ایمان داشت حضور زنان در رهبری، عامل ماندگاری و هم دینامیسم شکوفایی سیاسی و فرهنگی جنبش مقاومت است. او اعتقاد دارد وقتی زنان در مواضع تصمیم‌گیرنده قرار گیرند، یک بستر واقعی برای مبارزه عمیق با بقایای فرهنگ مردسالار در افکار و مناسبات تمام جنبش، اعم از زن و مرد فراهم می‌شود و صفوف مقاومت از این افکار ارتجاعی و بهره‌کشانه پالایش می‌گردد.

همچنین پس از قرار گرفتن فهمیه اروانی در موضع مسئول اول سازمان، انتخاب مسئول اول به یک سنت ترقیخواهانه تبدیل شد و هر دو سال یک بار، مسئول اول جدیدی انتخاب و معرفی گردید. این مسئولین اول عبارت هستند از:

- شهرزاد صدر سال ۱۳۷۴

- مهوش سپهری سال ۱۳۷۶

- بهشته شادرو سال ۱۳۷۸

- مژگان پارسایی سال ۱۳۸۰

- صدیقه حسینی سال ۱۳۸۴

- زهره اخیانی سال ۱۳۹۰

ـ زهرا مریخی سال ۱۳۹۶

مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت

در ادامهٔ روند شکوفایی صلاحیتها در پرتو انقلاب ایدئولوژیک، زنان و مردان مجاهد سقف‌های نوینی درنوردیدند.

در سال۱۳۷۲شورای ملی مقاومت ایران که متشکل از سازمانها و شخصیت‌های برجسته اپوزیسیون ایران است در اجلاس سالانه خود، مریم رجوی را به‌عنوان رئیس‌جمهور برگزیده شورا برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران برگزید. مصوبه شورای ملی مقاومت ایران،‌ توسط مسئول شورا (مسعود رجوی) در اجلاسیه آن قرائت شد:

مصوبه ۶شهریور۱۳۷۲شورای ملی مقاومت ایران:

ماده ۷اصلاحی، منضم، به فصل اول برنامه دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران.

مصوبه به اتفاق آراء اعضاء حاضر در اجلاسیه شورا، تصویب شد. مقام ریاست‌جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران برعهده خانم مریم رجوی خواهد بود.

۱ـ تعیین زمان مناسب اعلام این مصوبه برعهده مسئول شوراست.

۲ـ به‌محض تصدی ریاست‌جمهوری در ایران خانم مریم رجوی از کلیه مسئولیتهای سازمانی خود، استعفا خواهد کرد.

۳ـ دوره ریاست‌جمهوری ایشان، پس از تصویب ریاست‌جمهوری جدید، در مجلس مؤسسان، و قانونگذاری ملی و انتخاب رئیس‌جمهوری جدید ایران پایان می‌یابد.

عبارت «رییس جمهور برگزیدة مقاومت» برگرفته از این مصوبه شوراست.

مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران

در اطلاعیهٔ مسئول شورا پیرامون انتخاب رئیس جمهور برگزیدهٔ مقاومت چنین آمده بود:

«بنام خدا

بنام ایران و بنام آزادی

ملت بزرگ ایران

در کمال شعف و افتخار،‌مصوبه شورای ملی مقاومت درباره انتخاب خانم مریم رجوی به‌عنوان رئیس‌جمهور آینده کشور را به استحضار می‌رسانم. این یک انتخاب اصلح تاریخی از سوی مقاومت کبیر ملی و میهنی برای سعادت ملت ایران است. انتخابی ظفرنمون و بس خجسته و پر میمنت که سرنگونی دشمن ضدبشری را تسریع،‌ ارواح طیبه شهیدان را شاد،‌چشم‌ها و دلهای رزم‌آوران را روشن و آزادی و‌ آبادی ایران فردا را تضمین می‌کند. بر مردم و تاریخ ایران،‌ بر سرزمین شیر و خورشید، بر مقاومت ایران و بر ارتش آزادی گرامی و فرخنده و مبارک باد.

مسعود رجوی

مسئول شورای ملی مقاومت

۳۰مهر ۱۳۷۲»

مریم رجوی، زنی مسلمان رو در روی بنیادگرایی

مریم رجوی در سال ۱۳۷۳طی یک سخنرانی در شهرداری اسلو، نسبت به خطر اختاپوس استبداد مذهبی و بنیادگرایی اسلامی که قلبش در تهران می‌تپد، هشدار داد و گفت: «بنیادگرایی به نخستین تهدید صلح در منطقه و جهان تبدیل شده است» و «آخوندهای حاکم بر ایران با سوء‌استفاده از باورهای مذهبی بیش از یک‌میلیاردمسلمان،‌ به توسعه‌طلبی و صدور بحران و تنش می‌پردازند».

وی در تیرماه۱۳۷۵ در کنفرانس زنان، صدای سرکوب‌شدگان در ارلزکورت لندن گفت: «مسأله زنان و جنبش برابری، با مبارزه علیه ارتجاع و بنیادگرایی پیوند می‌خورد، چرا که زنان نه فقط پیشتاز جنبش برابری، بلکه همچنین نیروی اصلی توسعه، صلح و عدالت اجتماعی‌اند...

به‌نظر من، بشریت تنها در صورتی از شر پدیده شوم ارتجاع و بنیادگرایی خلاص می‌شود که زنان نقش پیشتاز خود را در این کارزار جهانی به‌عهده بگیرند و با استفاده از تمامی اشکال مبارزه دموکراتیک، راه را بر هر‌گونهمماشات و سازش با آخوندهای زن‌ستیز و ضدبشر ببندند».

مریم رجوی در مقاله رژیم ایران، داعش- انحراف از اسلام که در روزنامه ورلد پالیسی به تاریخ ۲۵آذر۱۳۹۴ درج شده ـ می‌نویسد:‌

«این نوع از افراطی‌گری که ما امروز با آن مواجه هستیم، ترکیبی از بربریت قرون‌وسطایی و فاشیسم مدرن امروزی است. این یک جهان بینی است که از تحمل سیاسی اجتناب می‌ورزد و زن‌ستیزی و خشونت را ترویج می‌نماید و البته خشونت را پرستش می‌کند. این دیدگاه خاص، سعی در جاری نمودن شریعت و مجازات‌های فوق‌العاده سخت و شدید آن می‌نماید. این دیدگاه، هرگز و هیچ‌گونه ربطی به اسلام نداشته و به‌روشنی در جهان مدرن امروز، جایی برای یک چنین جهان بینی وجود ندارد».

مریم رجوی - سخنرانی در پاله دوکنگره - پاریس تیرماه ۱۳۷۳

واقعه ۱۷ژوئن ـ آزمونی در آتش

می‌گویند سیاوش را به جرم نجابت و ابراهیم را به‌جرم جسارت بر بت‌های زمان و ریاکاران زمانه در آتش انداختند. اما آتش بر آنان سرد شد و سرانجام هشیار و سرشار و با اقتدار از آزمون آتش بیرون آمدند.

کودتای ۱۷ژوئن ۲۰۰۳یکی از همان فتنه‌ها و آزمونی بود که با سٍحر و سودا آغاز شد.

روز ۱۷ژوئن ۲۰۰۳برابر با ۲۷خرداد ۱۳۸۲تعداد ۱۳۸۰نفر از نیروهای پلیس فرانسه در یک یورش گسترده به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسوراواز در حومه پاریس بیش از ۱۶۵نفر را دستگیر کردند. مریم رجوی در میان دستگیر ‌شدگان بود. از نیمه‌شب همان روز به غیراز مریم رجوی و ۲۱نفر دیگر، بقیه دستگیر ‌شدگان به تدریج آزاد شدند.

به‌دنبال این واقعه تعدادی از ایرانیان در اعتراض به دستگیری مریم رجوی و اعتراض به احتمال استرداد وی به دیکتاتوری آخوندی، یک اعتصاب‌غذای نامحدود را در فرانسه آغاز کردند.

در اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای مختلف اروپا دست به خودسوزی زدند. دو تن از مجاهدین صدیقه مجاوری و ندا حسنی بر اثر خودسوزی به‌شهات می‌رسند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد. مریم رجوی از زندان پیام می‌دهد و تمنا می‌کند کسی به خودسوزی مبادرت نکند. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد.

به‌دنبال این واقعه بسیاری از شخصیت‌های فرانسوی، اروپایی، آمریکایی و آسیایی نسبت به این اقدام دولت فرانسه اعتراض و آن را محکوم کردند و خواستار آزادی بلادرنگ مریم رجوی شدند. ۱۷روز بعد از این واقعه مریم رجوی از زندان آزاد شد. ۱۱سال بعد در روز سه‌شنبه ۲۵شهریور ۱۳۹۳(۱۶سپتامبر ۲۰۱۴) قاضی تحقیق ضدتروریسم دادسرای پاریس با صدور دستور منع تعقیب در پرونده ۱۷ژوئن ۲۰۰۳که با اتهام تروریسم و تأمین مالی تروریسم شروع شده بود، با تصریح بر این‌که هیچ دلیلی برای اتهام‌های مالی و هیچ نشانه‌ای مبنی بر پولشویی، تقلب، جعل و… در پرونده ۱۷ژوئن ۲۰۰۳دیده نمی‌شود، پرونده ۱۷ژوئن را برای همیشه مختومه اعلام کرد.

مریم رجوی در ۱۷ژوئن ۲۰۰۳

در ساعت ۶صبح ۱۷ژوئن ۲۰۰۳در یک حمله گسترده زمینی که در تاریخ ۳۰سال گذشته فرانسه سابقه نداشت، بزرگترین تهاجم پلیس، نیروهای امنیتی و ژاندارمری فرانسه به بزرگترین و قدیمی‌ترین جنبش مقاومت در برابر نظام حاکم بر ایران در اورسوراواز صورت گرفت و طی آن مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران دستگیر شد.

کودتای۱۷ژوئن و دستگیری مریم رجوی

۱۷ژوئن ۲۰۰۳ حمله گسترده به مقر مریم رجوی و دستگیریها

واقعه‌یی که خبر آن به سرعت به سراسر نقاط دنیا مخابره و به خبر اول خبرگزاریهای جهان تبدیل گردید.

تمرکز حمله بر روی اقامتگاه مریم رجوی در اورسوراواز و ۳خانه مجاور آن بود. مراسم بازرسی و تفتیش و ضرب ‌و شتم در داخل اقامتگاه مریم رجوی ۱۷ساعت به‌طول انجامید. از ساعت ۶بامداد تا ۱۱شب سگ‌های آموزش دیده، آخرین دستگاهها و تجهیزات ردیابی و اکیپ‌های مختلف مأموران تخصصی سانتیمتر به سانتیمتر اقامتگاه را چک و بازدید و تخریب کردند و از همه جا عکس و فیلم گرفتند. متراژ تک‌تک اتاق‌ها و راهروها و سقف‌ها و کف‌ها اندازه‌گیری و ثبت شد و بسیاری نقاط نیز با بیل و کلنگ و دیلم و دریل تخریب گردید. از ساعت ۱نیمه‌شب همان روز به غیراز ۲۲نفر که مریم رجوی نیز در میان آنها بود، بقیه دستگیر ‌شدگان به تدریج آزاد شدند.

۱۷ژوئن ۲۰۰۳ - شکل‌گیری اعتراضات

با دستگیری مریم رجوی و سایر پناهندگان ایرانی و اعضای مقاومت، حامیان مجاهدین خودشان را به باز داشتگاه رساندند و با سر دادن شعار، اعتراض خود به این عمل دولت فرانسه را ابراز کردند. معترضان از آنجا به‌سوی وزارت کشور رفتند تا علیه این اقدام اعتراض کنند. پناهندگان در شعار خود خواستار آزادی مریم رجوی شدند. این اعتراضات تا دو هفته دیگر در مکانهای مختلف پاریس در میدان کنکورد، برج ایفل، مجلس ملی فرانسه و در کلیسا و خیابانها ادامه یافت. مأموران پلیس دستور داشتند از هر گونه تجمع پناهندگان ایرانی جلوگیری کنند. آنها هر تعداد از ایرانیان را بعد از باز داشت چند روزه به کشورهای خودشان برمی‌گرداندند. پلیس در یک مورد تعدادی از پناهندگان ایرانی را بعد از باز داشت به‌بیمارستان روانی منتقل کرد. پزشکان و کارکنان بیمارستان وقتی متوجه موضوع شدند ضمن اظهار تأسف همه آنها را آزاد کردند.

اسقف ژاک گایو از شخصیت‌های مذهبی فرانسه بلافاصله بعد از شنیدن خبر تجمع ایرانیان در مقابل وزارت کشور به آن محل شتافت ولی مأموران به او اجازه حضور در جمع تظاهر کنندگان که توسط پلیس محصور شده بودند، را ندادند. اعتراضات در گوشه و کنار پاریس و در کوچه‌ «گرد» در اورسوراواز ادامه پیدا کرد. کوچه‌ای که به مدت دو هفته، هواداران مجاهدین و اعتصاب غذا کنندگان را در خود جای داد. در این دو هفته کوچه‌گرد به کانون اخبار مربوط به ایران و مقاومت ایران تبدیل شد و مهمترین خبرگزاریها نمایندگان خود را به این محل گسیل داشتند.

عصر روز جمعه ۶تیر، صدها تن از مردم و جوانان در تهران با برگزاری یک تجمع در مقابل پارک ملت در تهران خواهان آزادی فوری مریم رجوی شدند. مأموران وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی با محاصره کامل پارک و بستن خیابان ولی عصر از تقاطع نیایش، تلاش کردند جمعیت را متفرق کنند، اما با مقاومت شدید جوانان مواجه شدند و تجمع تا حوالی ساعت ۱۰شب ادامه می‌یابد.

روز دوشنبه ۳۰ژوئن ۲۰۰۳- (۹تیر ۱۳۸۲) صدها تن از هواداران مقاومت و خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی مقاومت ایران با در دست‌داشتن پلاکاردهایی با شعار آزادی مریم رجوی طی چند تظاهرات و درگیری با نیروهای حکومت ایران در مقابل سفارت فرانسه و در سایر نقاط تهران، دست به‌ اعتراض و تظاهرات زدند. گروهی از این تظاهر کنندگان توسط پاسداران حکومت ایران دستگیر و روانه زندان شدند.

۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ - اعتصاب

پس از دستگیری مریم رجوی تعدادی از پناهندگان ایرانی حامی مقاومت در اعتراض به این عمل دولت فرانسه در اورسوراواز دست به اعتصاب غذا زدند. تعدادی از پناهندگان ایرانی از نقاط مختلف فرانسه و اروپا به این نقطه آمدند و در اعتصاب شرکت کردند. حامیان مقاومت ایران که در اعتصاب غذا بودند با نصب پلاکاردهایی در محل اعتصاب خواسته‌های خود و سایر متحصنان را بیان می‌کرد: آزادی مریم رجوی.

اعتصاب غذا در اعتراض به دستگیری مریم رجوی در واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ و حمایت شخصیتهای فرانسوی از این اعتصاب

اعتصاب غذا کنندگان، طیفی از مردان و دختران جوان تا مادران سالخورده بودند. دهها زن و مرد از پیر و جوان، شب را تا صبح در کنار خیابان به‌سر می‌برند و بعضی شبها باران نیز زیرانداز و پتوها را خیس می‌کند. در اورسوراواز، اسقف ژاک گایو، همراه با جلال گنجه‌ای روحانی عضو شورای ملی مقاومت ایران، یک مراسم نیایش بین‌المذاهب برگزار کردند و آزادی سریع مریم رجوی را خواستار شدند. اسقف ژاک گایو گفت: از صحبت با شما دریافتم که مریم رجوی امید شما به آزادی است. بی‌شک امید به آزادی را نمی‌توان در بند نگه داشت.

بعد از گذشت ۵روز از حمله پلیس به مقر شورای ملی مقاومت ایران در اورسوراواز و دستگیری مریم رجوی در ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، در روز اول تیر ۱۳۸۲در اورسوراوآز ۲۰۰نفر هم‌چنان در حال اعتصاب غذا هستند. دکتر صالح رجوی نماینده شورای ملی مقاومت ایران در فرانسه که پس از آزادی از باز داشت در جمع آنها حاضر شده، پیام‌ها و تأکیدات مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت ایران را برای حفظ جان ایرانیان معترض یادآوری می‌کند و از ایرانیانی که اعتصاب‌غذای خشک و بدون آب کرده و در وضعیت جسمی وخیمی به‌سر می‌بردند، خواهش می‌کند لااقل آب بنوشند و آنان با قبول این درخواست، تأکید کردند که به‌ اعتصاب‌غذای خود تا رسیدن به خواستشان که آزادی مریم رجوی است ادامه خواهند داد.

۱۷ژوئن ۲۰۰۳ـ اعتصاب در اعتراض به دستگیری مریم رجوی

«پیر برسی» رئیس انجمن حقوق‌بشر نوین در فرانسه، از تحصن‌کنندگان و شرکت‌ کنندگان در اعتصاب غذا در برابر اقامتگاه مریم رجوی دیدار کرد. او اقدام پلیس فرانسه، علیه مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی را محکوم نمود. رئیس انجمن حقوق‌بشر نوین فرانسه گفت: «آنچه مجاهدین در ایران به پیش می‌برند، یک مقاومت مشروع است… به همین خاطر از ۲۰سال پیش، از مجاهدین حمایت کرده‌ام و امروز نیز به همین خاطر اینجا هستم».

خبرگزاری فرانسه در ۴تیر گزارش داد: از ژاندارمری خبر رسید، چهارصد نفر هفتمین شب را در اورسور آواز سپری کردند و سه تن از اعتصاب غذا کنندگان بستری شدند.

شاهین قبادی عضو کمیسیون خارجی شورای ملی مقاومت روز ۴تیر ۱۳۸۲به خبرنگاران گفت تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اعتراض به باز داشت مریم رجوی به ۱۷۰نفر رسیده است. وی گفت: «اعتصاب غذا کنندگان مصمم هستند آن‌قدر به اعتصاب خود ادامه دهند تا مریم رجوی آزاد شود».

تلویزیون الجزیره ۴تیر گزارش داد: «هواداران سازمان مجاهدین خلق تعهد کردند، به اعتصاب غذا تا حد مرگ ادامه دهند تا فرانسه مریم رجوی رهبر سازمان را آزاد کند».

روز ۷تیر ۱۳۸۲در دوازدهمین روز اعتصاب غذا ۱۲۰۰تن از ایرانیان به‌نمایندگی از جوامع ایرانیان در ۲۰کشور جهان از جمله سراسر اروپا، آمریکا، کانادا و استرالیا در اورسور آواز حضور یافتند و با پیوستن به متحصنان خواستار آزادی فوری مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران شدند.

۱۷ ژوئن ـ خودسوزی

در پی اعتراض به دستگیری مریم رجوی تنها طی سه روز، ۱۶تن از ایرانیان در شهرهای پاریس، برن، رم، لندن، اتاوا، آتن و نیکوزیا و همین‌طور در ایران (سه نفر در تهران، دو تن در مشهد و یک نفر در شهر بابل) دست به خودسوزی زدند. خبرهای مربوط به ‌خودسوزی پناهندگان ایرانی در صدر خبرهای فرانسه و اروپا بود و افکار عمومی را به‌شدت منقلب کرد.

نخستین خودسوزی اعتراضی حوالی ظهر سه‌شنبه ۲۷خرداد ساعتی پس از انتشار خبر دستگیری مریم رجوی، در مقابل سفارت فرانسه در لندن صورت گرفت. حشمت زندی ۳۸ساله با آتش زدن خود به دستگیری مریم رجوی اعتراض می‌کند. پیکر به‌آتش کشیده‌اش با مداخله پلیس راهی بیمارستان می‌شود. در حالی‌که قسمتهای زیادی از بدن او سوخته است. یک روز بعد در صبح چهارشنبه ۲۸خرداد مرضیه باباخانی ۴۰ساله در مقابل وزارت کشور فرانسه در اعتراض به دستگیری مریم رجوی و احتمال استرداد وی به حکومت ایران، خود را به‌آتش می‌کشد. سه ساعت بعد صدیقه مجاوری ۴۴ساله در برابر وزارت کشور فرانسه در میان شعله‌های آتش جان باخت. در همین زمان نادر ثانی ۴۸ساله با به آتش کشیدن خود نسبت به دستگیری مریم رجوی اعتراض کرد و ندا حسنی ۲۵ساله، در حالی‌که شعله‌های آتش سر و تمامی بدنش را فراگرفته است، با فریادها و شعارهایی در اعتراض به دستگیری مریم رجوی خود را به آتش کشید. (پرواز در آتش)

روزنامه‌ ایتالیایی کوریردلاسرا درباره صدیقه و ندا، می‌گوید که آنها خودشان را آتش زدند و مانند گرزی گدازان بر سر توطئه ملایان فرود آمدند و آن را خنثی کردند.

۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ـ پیام مریم رجوی به ایرانیان معترض

مریم رجوی که تا این زمان دیوارهای بلند سلول انفرادی، او را از هر گونه ارتباط با دنیای بیرون قطع کرده بود توسط مقامات فرانسوی در جریان چند مورد خودسوزی قرار گرفت. او از این شکایت دارد که چرا پس از اولین نمونه، مقامات فرانسوی نگذاشتند او با چند نفر و حتی با نزدیکترین افراد خانواده‌اش ملاقات کند و این پیام را به مجاهدین و دیگر هموطنانش بدهد. در نهایت، د.اس. ت (سازمان امنیت داخلی فرانسه) پذیرفت مریم رجوی که خواستار تسریع در ارسال پیامش به‌ هموطنان برای توقف خودسوزی‌ها بود، یک پیام مکتوب بفرستد و از طرف او برای جمعیتی که در مقابل د.اس. ت گردآمده‌اند، خوانده شود. مریم رجوی از زندان پیام داد و تمنا کرد کسی به خودسوزی مبادرت نکند. (گاه‌شمار کودتای نافرجام ۱۷ژوئن ۲۰۳۳)

در حالیکه تظاهرات و تجمع اعتراضی خانواده‌ها و دانشجویان در برابر سفارت فرانسه در تهران نسبت به دستگیری مریم رجوی ادامه دارد و در حالیکه موج خودسوزیهای اعتراضی بالا گرفته است، دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران در روز ۲۹خرداد، پیام مریم رجوی از زندان را، که شب پیش نوشته شده است، منتشر می‌کند: «مریم رجوی از تظاهر کنندگان ایرانی می‌خواهد از خودسوزی خودداری کنند… خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، در پیامی خطاب به ایرانیان در سراسر جهان که نسبت به باز داشت غیرقانونی و ناموجه وی توسط دولت فرانسه دست به اعتراض زده‌اند، از آنان خواست که از خودسوزی خودداری کنند»

۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ - اعتراض شخصیتها

از فرانسه دانیل میتران، همسر رئیس‌جمهور فقید فرانسه و رئیس بنیاد فرانس لیبرته، فرانسوا اولاند (رئیس‌جمهور سابق و دبیر اول وقت حزب سوسیالیست فرانسه)، کلود استیه، کریستین توبیرا، ژان مارک ارول، پیربرسی، رئیس حقوق‌بشر نوین در فرانسه، مولود آئونیت، اسقف گایو، آندره میشل (جامعه‌شناس شهیر فرانسوی و رئیس افتخاری مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه)، ایوبونه (رئیس سابق د.اس. ت ـ اداره امنیت داخلی فرانسه)، ژان پیر بکه، شهردار اورسوراواز، جولیان دری (سخنگوی حزب سوسیالیست فرانسه)، انجمن شهر اورسوراواز، سندیکای قضات فرانسه، فدراسیون بین‌المللی حقوق‌بشر، جامعه حقوق‌بشر فرانسه و... شماری دیگر ار شخصیت‌ها و نهادها حمله پلیس فرانسه و دستگیری مریم رجوی را محکوم کردند.

از آمریکا: سناتور جمهوریخواه، سم براون بک، شیلا جکسون لی، اد تاونز، لیسی کلی، دنیس مور، نیک لمپسن، تام تانکردو، جیمز تلنت، دنیس مجیت، دیوید اسکات، بنی تامپسون، کندریک میک، ریچارد پیر کلودو خالد دوران و… به دستگیری مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران اعتراض و حمله پلیس فرانسه را محکوم کردند.

حمایت شخصیتهای سیاسی از مریم رجوی در جریان واقعه ۱۷ژوئن

سناتور براون بک عضو مجلس سنای آمریکا، در نامه به رئیس‌جمهور فرانسه نوشت:

«من با نگرانی و فوریت زیاد در رابطه با اقدامات اخیر کشور شما علیه چهره‌های اپوزیسیون ایران، به‌ویژه خانم مریم رجوی به شما نامه می‌نویسم. من از ملت فرانسه، که مدتهاست به‌خاطر حمایتش از حقوق‌بشر و آزادی بیان به خود می‌بالد، می‌خواهم خود را نسبت به آرمانهایش متعهد بداند و از دست زدن به اقداماتی که آن را در کنار رژیم تروریست ایران قرار دهد، خودداری ورزد».

شیلا جکسون لی، عضو کمیته قضایی مجلس نمایندگان آمریکا، با اشاره به دستگیری خانم رجوی تأکید کرد: «من برای خواهرانم در خلوت خود اشک می‌ریزم… من از این دستگیری به‌غایت ناراحت شده‌ام. به‌ویژه وقتی که صدایی که آزادی سایر مردم و رفتار عدالت جویانه با آنها را می‌خواند، دستگیر و باز داشت شده باشد، به‌عنوان یک زن، من به‌طور ویژه نسبت به وضعیت خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب نگران هستم»

از کانادا: الکسا مک دونو، فرانسوا کایر، مونیک ریچارد و سیوند رابنسون از کانادا.

از انگلستان: لرد ایوبری، لرد کوربت، لرد کلارک، لرد آنتون، وین گریفیث، جیم دوبین، مایک هنکاک، استیو مککیپ، پایرا خابرا، والری دیوی، لرد آلتون، مارگارت اوئن، الیزابت سیدنی، مالکوم هارپر، داوینا میلر، کریس دیویس، گلین فورد و استراون استیونسون.

از آلمان: دکتر آندره بری و دکتر هلموت مارکوف.

از پرتغال: پائولو کازاکا.

از دانمارک: سندبیک و پرنیل فرام.

از سوئد: لنارت فریدن.

از ایتالیا: لوئیز مورگانتینی و آنتونیو استانگو، دبیرکل شبکه سازمانهای مدافع حقوق‌بشر در حوزه اروپا و مدیترانه و رئیس کمیسیون ایتالیایی حقوق‌بشر هلسینکی.

از لوکزامبورگ: ژان اشپاتس رئیس مجلس ملی لوگزامبورگ.

آنتونیو استانگو، دبیرکل شبکه سازمانهای مدافع حقوق‌بشر در حوزه اروپا و مدیترانه و رئیس کمیسیون ایتالیایی حقوق‌بشر هلسینکی نوشت: «من بیش از یک دهه است که به‌خوبی با این مقاومت آشنا هستم و با خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده این مقاومت هم دیدار کرده‌ام و با عقاید و نظرات ایشان به‌خوبی آشنا هستم. هرکس که با سخنان و نوشته‌ها و کتابهای مریم رجوی آشنا باشد و بداند که خانم رجوی مبلغ اسلام دموکراتیک و بردباری است که در تعارض کامل با بنیادگرایی و تروریسم قرار دارد، از اتهاماتی که این روزها مطرح شده شگفت‌زده و متأثر می‌شود. این اتهامات بی‌اساس هیچ ربطی به‌ قانون ندارند، بلکه تماماً دارای انگیزه و آبشخور سیاسی هستند»

۱۷ژوئن ۲۰۰۳ - واکنش دیکتاتوری آخوندی به حوادث ۱۷ژوئن

در روز ۳۰خرداد علی یونسی وزیر اطلاعات حکومت ایران از سرکوب مجاهدین در فرانسه قدردانی کرد. خبرگزاری رسمی رژیم گزارش کرد: «حجت الاسلام علی یونسی، وزیر اطلاعات روز پنجشنبه سرکوب بزرگ سازمان مجاهدین خلق ایران توسط پلیس فرانسه را ستود و گفت: دیر یا زود کشورهای دیگر همین کار را خواهند کرد. او گفت: طبق منشور سازمان ملل تمام کشورها مسئول برخورد با تروریستها هستند: ما از این کار فرانسه خیلی خوشحال هستیم، فرانسه مهد قانون است. آنها بر اساس وظیفه عمل کرده‌اند»

جمعه ۶تیرـ رژیم آخوندی یکبار دیگر رسماً خواهان استرداد مریم رجوی و اعضای مجاهدین در فرانسه شد اما از آنجا که دریافته بود دیگر دیر شده و مجاهدین ابتکارعمل را به‌دست گرفته و فضای بین‌المللی را بر چنین درخواستهای جنایتکارانه‌یی بسته‌اند، خاطرنشان می‌کند که اگرهم در فرانسه محکوم شوند، فرانسه باید خودش به «همه جنایات منافقین» رسیدگی کند.

روز ۹تیر آخوند حسن روحانی، دبیرشورای عالی امنیت وقت رژیم همه کشورها را به‌ کارزار بین‌المللی علیه مجاهدین فرا ‌خواند.

۷تیر ۱۳۸۲محمد خاتمی رئیس‌جمهور وقت حکومت ایران بار دیگر از فرانسه خواستار «استرداد» پناهندگان سیاسی ایرانی شد.

انعکاس رسانه‌ها از واقعه ۱۷ژوئن و دستگیری مریم رجوی

۱۷ژوئن ۲۰۰۳ - برخی از واکنشهای دستگیری مریم رجوی در رسانه‌های بین‌المللی

- روزنامه واشینگتن تایمز در ۲۵ژوئن نوشت: «بعد از سقوط فرانسه در سال ۱۹۴۰شارل دو گل به‌طور قانونی در بریتانیا زندگی می‌کرد و از آنجا مبارزه‌یی را علیه فاشیزم رهبری می‌کرد یکدفعه اعلام کردند که بریتانیا موافقت کرده که او را به‌ کشور فرانسه تحت حاکمیت فاشیستها استرداد کنند که مطمئناً کشته می‌شد. البته این کار هیچ‌گاه صورت نگرفت. اما یک چیزی مشابه آن اخیراً بین فرانسه و دوست جدیدش ایران... اتفاق افتاد. مریم رجوی پناهنده سیاسی و قانونی فرانسه که از یک حفاظت ۲۴ساعت پلیس فرانسه برخوردار است دستگیر شد».

- میدل ایست آن لاین در ۱۸ژوئن نوشت: «به‌نظر می‌رسد که فرانسه تصمیم گرفته یکبار دیگر در جهت عکس حرکت کند... فرانسه لحظه‌ای را که رژیم ایران تظاهرات مردم را سرکوب کرد، برگزید تا با دستگیری ۱۵۹تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق موجود در حومه پاریس در صدر آن خانم مریم رجوی به‌ ملاهای ایران کمک برساند...»

- تلویزیون کانال ۲فرانسه در ۱۰تیر یعنی پانزدهمین روز اعتصاب گزارش می‌دهد: ایرانیان سوگند خورده‌اند که تا آزادی مریم رجوی از پا نخواهند نشست.

مریم رجوی ـ زنی که به‌گفته دادستان باز داشتها، تعادل ژئوپلیتیک دنیای وحشی آخوند سالار را برهم میریزد،

مطبوعات فرانسه به‌ این زن یعنی مریم رجوی عنوان «پاسیوناریا» ی مقاومت ایران می‌دهند. پاسیوناریا که در لغت به‌معنی «گل احساسات» است، اسم مستعار دولوروس ایباروری بانوی مقاومت اسپانیاست که در جنگهای داخلی این کشور به‌خاطر سخنرانی‌های آتشینش به‌یک افسانه زنده تبدیل شده بود. (سایت مجاهد)

پاسیوناریا همیشه این جمله منسوب به‌ امیلیانو زاپاتا را که به‌ شعار جنگهای داخلی اسپانیا تبدیل شده بود تکرار می‌کرد که: «بهتر است ایستاده بر پاهایتان بمیرید تا بر روی زانوانتان زندگی کنید»

۳ژوئیه ۲۰۰۳ - آزادی مریم رجوی

۱۱تیر ۱۳۸۲دادگاه، حکم به پایان باز داشت غیرقانونی و آزادی مریم رجوی داد اما خود او تا صبح روز بعد در سلول و بی‌اطلاع است.

به هنگام انتشار خبر آزادی مریم رجوی، اورسورواز، مقر مریم رجوی، شاهد انفجار شادی بود.

هواداران مجاهدین و مقاومت ایران که ۱۵روز در اورسور اواز در اعتصاب غذا بودند، با غریو فریادهای شادی، این پیروزی پرشور را جشن گرفتند. آنها برای رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت فرش قرمز پهن کردند تا مقدم او را گرامی بدارند.

مریم رجوی و استقبال کنندگان از او - ۳ژوئیه ۲۰۰۳

همزمان در ۲۰شهر دیگر اروپا، آمریکا و کانادا هزاران ایرانی اعتصاب کننده، به پایکوبی پرداخته و این پیروزی بزرگ را که مشت محکمی بر دهان آخوندهای ضدبشر بود، جشن گرفتند.

دادگاه که در روز ۲ژوئیه ۲۰۰۳به‌ آزادی مریم رجوی رأی داده بود، سرانجام روز پنجشنبه سوم ژوئیه ۲۰۰۳برابر با ۱۲تیر ۱۳۸۲مریم رجوی را از زندان اطلاعات فرانسه در پاریس آزاد کرد.

(آزادی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت،مریم رجوی)

۱۷ژوئن ـ سخنرانی مریم رجوی پس از آزادی از زندان

مریم رجوی پس از آزادی از زندان در تجمع عظیمی که برای استقبال از او آمده بودند، گفت: «به‌راستی که شما شعله‌های شرف و مقاومت ملتی اسیر در برابر فاشیسم مذهبی هستید که در این ایام در سراسر ایران و در اقصی‌نقاط جهان زبانه می‌کشد و جهانی را به‌ تحسین و ستایش واداشته است. شما بیش‌ از دو هفته گرسنگی و تشنگی را به‌ بهای جانهای ارزشمندتان تحمل کردید و در این مدت مردم شریف اور در کنار شما بودند و شما را تسلی می‌دادند. من می‌دانم که این‌ همه، نه به‌خاطر من، بلکه به‌خاطر آزادی مردم ایران بود. اجازه بدهید که خطاب به‌ مردم شریف اور اضافه کنم که شما مردم اور و شهردار آزاده‌ شما و شورای شهر اور از همه ‌احزاب، فرانسه را با همه ‌ارزشهای انسانی و اخلاقی و آزادیخواهانه ‌آن به‌نمایش گذاشتید. ما باعث زحمت شما شدیم و خجل هستیم، ولی حالا دیگر شما فقط همسایه نیستید و بخشی از تاریخ و مقاومت و قلب و عواطف ما و مردممان هستید و ما هرگز آن‌را فراموش نمی‌کنیم، چون در این دو هفته شما از هیچ‌چیز کوتاهی نکردید. از زنان اور، از مردان اور و از بچه‌های اور عمیقاً سپاسگزارم که در تلخ‌ترین شرایط و در سخت‌ترین ایام با همه ‌عواطف و امکانات و خانه‌هایشان در کنار ما بودند.«

مریم رجوی در قسمت دیگری از سخنانش گفت: «در حقیقت من فکر می‌کنم و این‌ را برای اطلاع دولت فرانسه و شخص پرزیدنت شیراک هم می‌گویم که برخی سرویس‌های فرانسوی با اطلاعات غلط از جانب وزارت اطلاعات ملایان و عوامل آنها و مأموران نفوذی که در این ایام خودشان را اعضای سابق مجاهدین معرفی می‌کنند، گمراه شدند. و ‌الا برای آمدن و تحقیق و بازرسی احتیاج به‌ این همه هلیکوپتر و کشتی و انفجار درها و پنجره‌ها نبود، شاید آنها فکر می‌کردند که در این‌جا همه مسلح هستند و یک درگیری مسلحانه بزرگی در پیش‌رو است‌. حال این‌که شورای شهر به‌درستی شهادت داده است که در دو‌ دهه‌ گذشته در مقر مقاومت هیچ فعل و انفعال غیر‌قانونی وجود نداشته است. در هرحال از دولت فرانسه و شخص پرزیدنت شیراک خواهان تشکیل کمیسیون ویژه‌یی برای رسیدگی به‌ این موضوع از ابتدا تا انتهای آن هستم.»

۱۷ژوئن ۲۰۰۳ - زد و بندهای پشت پرده

رسانه‌ها از قراردادهای کلان اقتصادی و رفت و آمد وزیر خارجه، وزیر تجارت و معاون کمپانی توتال به ایران، در آستانه و روزهای پس از کودتای ننگین ۱۷ژوئن خبر دادند.

مطبوعات فاش می‌کنند که حتی روز و زمان حمله را دوویلپن وزیرخارجه شیراک، از قبل با خرازی وزیر خارجه آخوند خاتمی، در میان گذاشته و هماهنگ کرده است.

سایت فرانسوی «لیده دوو ژوور» در تاریخ ۱۲اردیبهشت ۸۶نوشت: چند روز پیش از عملیات جنجالی ۱۷ژوئن، توتال و شرکت نفت انگلیس BP در رقابت برای قراردادی به‌مبلغ ۲میلیارد دلار برای استخراج منابع نفتی بودند. در تاریخ ۲۲ژوئن ۲۰۰۳، چند روز بعد از دستگیریهای گسترده در اورسوراواز، شرکت توتال این قرارداد را به‌نام خود به‌ثبت رساند. بنابراین، روابط عاشقانه میان دو دولت ایران و فرانسه ۱۰سال به‌طول انجامید؛ به بهای چند مانور پست فطرتانه برای حفظ شرکت توتال در کشور آخوندها».

۱۷ژوئن ۲۰۰۳ - افشای معاملات پنهانی فرانسه و حکومت ایران

یک ستاد ویژه در وزارت اطلاعات برای مداخله در پرونده ۱۷ژوئن و سرهم‌بندی شکایت و پرونده‌سازی علیهمقاومت تشکیل‌شده و دبیر اجرایی شورای عالی امنیت رژیم بر کار آن نظارت دارد.

شورای عالی امنیت رژیم آخوندی، در تاریخ ۲۲شهریور۱۳۸۲نامه‌یی با شماره۴۲۱۴/ ۸۲تحت عنوان «پیگیری پرونده منافقین توسط محاکم قضایی فرانسه» تنظیم کرده و برای دریافت و تصویب بودجه ارزی به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور ارسال داشته است. علاوه بر این در تاریخ ۲۶شهریور نامه محرمانه دیگری با موضوع «پیگیری قضایی پرونده مطروحه در دادگاه فرانسه» و با شماره۸۲/۳۶۱۴به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی ارسال‌شده است.

(نقش وزارت اطلاعات و مزدوران گشتاپوی آخوندی در پرونده ۱۷ژوئن)

با انتشار کتاب «اگر تکرار کنید، تکذیب خواهم کرد!»

به قلم «ژان کلود موریس» سردبیر وقت هفته‌نامه معروف فرانسوی «ژورنال دودیمانش»، پشت پرده زد و بند جمهوری اسلامی ایران و دولت وقت فرانسه به ریاست ژاک شیراک، برای حمله ۱۷ژوئن ۲۰۰۳، علیه دفتر شورای ملی مقاومت ایران و دستگیری مریم رجوی برملا شد.

افشای زدوبند رژیم آخوندی با دولت فرانسه علیه مقاومت و مریم رجوی

مریم رجوی و پایان آزمون

روز ۲۵شهریور ۹۳قضاییه فرانسه اعلام کرد:

پس از ۱۱سال تحقیق، هیچ نشانه و شاهد مادی و واقعی پیدا نکرده که بتواند فعالیت تروریستی یا تأمین مالی برای تروریسم را در مورد مجاهدین اثبات کند.

۱۵سال گذشت. پرونده بسته و درهای جدیدی به سوی مقاومت گشوده شد.

در روزهایی که شیراک و رفقایش سودای سودهای بادآورده در سر داشتند هرگز گمان نمی‌کردند روزی در پرتو برق فدای مجاهدین چراغشان خاموش و نامشان برای همیشه فراموش شود.

گمان نمی‌کردند زمانی خواهد رسید که همان جنایتکارانی که مریم رجوی و یارانش را به پولشویی و فساد و تروریسم متهم کردند با افشای اسناد زدوبند و معاملات نهانی، مورد تنفر مردم قرار گرفته و به اتهام فساد مالی و... در همان دادگاهها حسابرسی و محاکمه می‌شوند.

چند سال بعد ـ در تاریخ ۱۵اسفند ۸۹ـ سایت حکومتی فرارو که زمانی شیراک و همراهانش را حلوا حلوا می‌کرد، به‌نقل از آسوشیتدپرس نوشت:

رئیس‌جمهور سابق فرانسه در حالی روز دوشنبه به دادگاه خواهد رفت که از جنگ جهانی دوم به این سو، هنوز هیچ رئیس‌جمهوری در فرانسه تحت محاکمه قرار نگرفته است. اگر دادگاه طبق برنامه پیش رود، ژاک شیراک ۷۸ساله به اتهام کمک مالی غیرقانونی به حزب سیاسی‌اش در زمانی که شهردار پاریس بود محاکمه خواهد شد. اگر اتهام فساد مالی شیراک اثبات شود وی ممکن است به ۱۰سال زندان و جریمه‌ای برابر ۱۵۰هزار یورو محکوم شود.

سرنوشت قاضی بروگیر، بازپرس و دادستان و حاکم شرع پرونده هم بهتر از شیراک نیست.

هفت سال قبل، روزنامه فرانسوی لیبراسیون طی مقاله‌یی درباره بازپرس ژان لویی بروگیر که احکام حمله و دستگیریهای ۱۷ژوئن ۲۰۰۳را علیه مقاومت ایران صادر کرد، نوشت: «ژان لویی بروگیر، امروز خودش به اتهام ”شهادت دروغ“ و ”ایجاد مانع در راه دادرسی“ در پرونده قتل ۱۵فرانسوی در کراچی، تحت پیگرد قرار گرفته است.»

۱۷ژوئن ۲۰۰۳ـ سرنوشت بازرس و دادستان پرونده

لیبراسیون نوشت: «۸سال پیش بروگیر اعضای جنبش مقاومت علیه رژیم تهران را به اتهام ”تروریستی“ تحت تعقیب قرار داده بود. اما قاضی ترویدیک که اکنون بروگیر را احضار کرده، در ماه مه امسال قرار منع تعقیب کامل تروریستی در این پرونده را صادر کرده است.»

مقاله روزنامه لیبراسیون با عنوان «بازپرسی که خود زیر سؤال رفته» می‌نویسد: «روز ۱۶مه ۲۰۱۱سرنوشت ژان لویی بروگیر، که به اتهام "شهادت دروغ" و "ایجاد مانع در راه دادرسی" تحت پیگرد قرار دارد، به گونه دیگری رقم خورد. زیرا آقای بازپرس! در ساعت ۱۵و ۳۰دقیقه به دفتر جانشین خودش، قاضی مارک ترویدیک... احضار شده بود. درست مثل هر مظنون عادی که قاضی تحقیق احضارش می‌کند. گویی دنیا وارونه شده است!

ترویدیک، قاضی ۴۵ساله، حالا دارد از این غول ۶۸ساله درباره لاپوشانی یک سند در پرونده انفجار تروریستی کراچی حسابرسی می‌کند.»

(لیبراسیون: ژان-لویی بروگیر، امروز خودش تحت پیگرد قرار گرفته است)

و امروز هیچ اثری از هیچ‌کدام نیست. شاکیان و دست‌اندرکاران روسیاه شده؛ هر یک به گوشه‌یی خزیدند؛ شیراک تمام شد، ولایت نیمه جان فقیه در کابوس « توطئه‌های مجاهدین» و «فتنه»های جوانان و کانونهای شورشی می‌سوزد و مریم رجوی بر بام جهان می‌درخشد.

لرد آرچر دادستان پیشین انگلستان پس از شکست بزرگ رژیم و متحدان در پروژهٔ جنایتکارانه لیست تروریستی در تاریخ ۸بهمن ۱۳۸۷گفت:

«من نمی‌توانم همه چیزهایی که می‌خواهم به خانم مریم رجوی بگویم را بگویم اما فکر می‌کنم که در آینده نزدیک درباره کارهایی که شما انجام داده‌اید کتابها نوشته خواهد شد. کتابهای زیادی درباره آنچه که شما انجام دادید و این‌که شما چه کسی هستید و بدانید که کاری که شما کردید بی‌همتاست».

بی‌علت نبود که بازپرس ژان لویی بروگیر گفت مریم رجوی تهدیدی برای «نظم استراتژیک جهانی» به‌شمار می‌آید.

او درست می‌گفت. جنبش مریم رجوی با افشای پروژه‌های مخفی اتمی رژیم و دخالتهایش در عراق و لبنان و سوریه و یمن و... نقشه و جغرافیای سیاسی منطقه و جهان را تغییر داد. منطقه‌یی که می‌توانست تا امروز در کام هیولای آخوندی دود و خاکستر شود.

بسیاری از شخصیتهای مؤثر سیاسی، سیاستمداران، حقوق‌دانان، روشنفکران و کسانی که آشنایی و اشراف بیشتری نسبت به رژیم فاشیستی حاکم بر ایران و شرایط انفجاری جامعه دارند مریم رجوی را کانون الهام و امید جوانان و آنتی‌تز استبداد مذهبی حاکم بر ایران می‌دانند. ۱۴اسفند ۹۴یک نماینده پارلمان انگلستان گفت:

ما بایستی پشت سر خانم مریم رجوی بایستیم، چرا که او الهام‌بخش مردم ایران است که خواهان دموکراسی هستند من احترام بسیار زیادی برای مریم رجوی و حامیان او قائل هستم. مریم! شما یک زن بسیار شجاع هستید و ما به شما درود می‌فرستیم و از شما حمایت می‌کنیم. (آنتیا مک اینتایر ۹۴ـ نماینده پارلمان اروپا از انگلستان)

آری! ۱۵سال گذشت بانیان ۱۷ژوئن سیاه و تباه و آواره گشتند و مریم رجوی هم‌چون ستاره‌یی و مشعلی فروزان بر بام جهان می‌درخشد.

مریم رجوی و کهکشان آزادی

علت پایداری و ماندگاری بسیاری از جنبش‌های انقلابی را می‌توان در اندیشه و ریشه‌های عمیق سیاسی و اجتماعی آنان جستجو کرد. در پناه همین ریشه‌های تاریخی است که در فراز و نشیبهای مسیر آزادی، نیروهایآزادیخواه می‌توانند هر ضربه‌یی را به «فرصت» و «پیروزی» تبدیل کنند و از دیوار بلند تنگنا حریمی امن برای مقاومت، ایستادگی و باز هم فرصت‌های جدید در مسیر پیروزی بسازند.

پس از واقعه ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ مریم رجوی با اتکا به همان ریشه‌ها و پایه‌های سیاسی و اجتماعی توانسته است همه ساله، در سالگرد همان واقعه اجتماع بزرگ ایرانیان را گردآورد. این گردهمایی همزمان با سالروز ۳۰خرداد، شروع مقاومت انقلابی در برابر فاشیسم مذهبی و روز شهیدان است و در فرهنگ و ادبیات مقاومت ایران، «کهکشان» نام دارد. کهکشان میعاد با ستارگان سرخ و فروزانی است که خو نشان وثیقه سرفرازی این مقاومت است.

حضور گسترده برجسته‌ترین چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از چهارگوشه جهان، در سلسله گردهمایی‌های بزرگ ایرانیان (کهکشان) به سد سیاسی محکمی برای پشتیبانی و حمایت از پایداری پر شکوه مجاهدین در مقابل حملات و توطئه‌های رژیم آخوندی در اشرف و لیبرتی تبدیل شد. تصاویری که به‌وضوح و روشنی نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان در برابر خونخوارترین و عقب‌مانده‌ترین نظام سیاسی در جهان معاصر هر روز در مسیر رشد و اعتلا گام می‌زند و به تکیه‌گاهی الهام‌بخش برای توده‌های تحت ستم فاشیسم مذهبی در ایران تبدیل شده است.

سخنرانی‌های مریم رجوی در این گردهماییها فشرده‌یی از اصلی‌ترین مواضع و خطوط مقاومت ایران در مراحل مختلف از حیات مقاومت ایران از سال ۱۳۸۳به این سو است. (قدرت آلترناتیو۴)

مریم رجوی در نخستین همایش بزرگ ایرانیان در سال ۱۳۸۳

مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان در نخستین سالگرد کودتای ۱۷ژوئن

در اولین سالگرد حمله به مقاومت ایران و رئیس‌جمهور برگزیده‌اش مریم رجوی، دانیل میتران چهره نامدار مقاومت ضدفاشیستی فرانسویان و یکی از نمادین‌ترین قطب‌های اخلاقی فرانسه، پیام گرمی در حمایت از مقاومت ایران، به هزاران ایرانی شرکت‌ کننده در مراسم فرستاد و همبستگی خود با مردم ایران اعلام کرد.

در این مراسم مریم رجوی ضمن افشای اتهامات آخوند‌ساخته و زدوبند مماشاتگران با فاشیسم مذهبی گفت:

«هم‌چنانکه ویلیام بوردون (حقوقدان سرشناس فرانسوی) گفته است: «چنان‌چه مجاهدین موفق به عقب راندن عنصر سیاسی به نفع عنصر حقوقی شوند، نه تنها خود برنده خواهند شد بلکه بشریت را هم به پیروزی خواهند رساند».

در این گردهمایی بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و مذهبی شرکت و سخنرانی کردند.

مریم رجوی ـ شخصیت‌های شرکت‌ کننده در همایش ایرانیان در سال ۱۳۸۳

مریم رجوی در همایش بزرگ ایرانیان در سال ۱۳۸۴

یکی از ویژگی‌های این مراسم، حضور گسترده چهره‌هایی از جناح‌های سیاسی متفاوت و گاه رقیب است که برای دفاع از پایه‌یی‌ترین ارزش‌های دموکراتیک، حقوق پناهندگان، حقوق‌بشر و حق مقاومت در برابر دیکتاتوری مذهبی حاکم بر ایران در گردهمایی مقاومت شرکت می‌کنند.

در مراسم سال ۱۳۸۴همجنین دهها تن از ملی‌پوشان و ورزشکاران میهنمان به سرپرستی پهلوان مسلم اسکندر فیلابی مسئول کمیسیون ورزش شورا ضمن محکوم کردن انتخابات فرمایشی ریاست‌جمهوری رژیم آخوندی از جامعه جهانی خواستند به سیاست مماشات با ملایان پایان داده و از مقاومت ایران و راه‌حل سوم خانم رجوی حمایت کنند. آنگاه یک ورزشکار جوان ایرانی همه مدالهای خود را به رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت اهدا کرد.

مریم رجوی در همایش بزرگ ایرانیان در تیر ۱۳۸۴

خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران در سخنرانی خود که یک روز پس از برگزاری نمایش انتخابات ریاست‌جمهوری رژیم برگزار شد؛ ضمن تبریک به مردم ایران به‌خاطر تحریم یکپارچه و سراسری نمایش انتخابات ارتجاع گفت:

«دسیسه‌گرانی که دو سال پیش حمله ۱۷ژوئن را هدایت کردند، گفتند آمده‌اند که مقاومت ایران را متلاشی کنند. اما کوهها لرزیدند، شما نلرزیدید. شما ایستادید، زیرا جنبشی را نمایندگی می‌کنید که تابع منافع قدرتها و زاییده شرایط زودگذر منطقه‌یی و بین‌المللی نبوده است که با زد‌و‌بند متوقف شود. این جنبشی است برای آزادی، که چهل سال است می‌رزمد و مقاومت می‌کند، جنبشی است که کیان ایران را نگاهبانی می‌کند و اعتبار وجودی این ملت است.

شما ایستادید زیرا خونهای ۱۲۰هزار شهید راه آزادی از پیکر مقاومتتان جاریست» (قدرت آلترناتیو۵)

مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان در سال ۱۳۸۵

سومین گردهمایی بزرگ مقاومت در سالن بورژه پاریس با خروش ۳۰هزار ایرانی در تاریخ ۱۰تیر ۱۳۸۵برگزار شد.

در این مراسم که در آستانه یکصدمین سالگرد انقلاب مشروطه برگزار شد، مریم رجوی در گرامی‌داشت یاد سرداران آزادی ایران در انقلاب مشروطه گفت: اکنون مجاهدان آزادی و تمام اجزای مقاومت ایران مسئولیت بزرگی بر دوش دارند. مسئولیت به ثمر رساندن رنج صد ساله آزادیخواهان ایران. و حالا صد سال پس از انقلاب مشروطه ملت ایران، ملت ایران بیش از هر زمان به کسب دموکراسی نزدیک است. جام جم آزادی نزد مردم ایران و در اراده آزادیبخش زنان و مردان شجاع ایران است. این مردم و مقاومت ایرانند که می‌خواهند و تغییر می‌دهند و آینده را می‌سازند.

مریم رجوی درسومین همایش بزرگ مقاومت ـ ۱۰تیر ۱۳۸۵

مریم رجوی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به بی‌آیندگی رژیم حاکم بر ایران گفت:

«اگر آخوندها تمامی پول و نفت ایران را خرج سیاستهای خود کنند، اگر آخوندهای حاکم بر ایران به جای این دولت و آن دولت، صد دولت را با خود همراه کنند باید بدانند که از سرنگونی گریزی نخواهند داشت...

این مردم و مقاومت ایران هستند که اراده می‌کنند، تغییر می‌دهند و آینده را می‌سازند». (قدرت آلترناتیو۶)

مریم رجوی در گردهمایی بزرگ ایرانیان در سال ۱۳۸۶

سالن ویلپنت پاریس روز ۹تیر ۱۳۸۶شاهد گردهمایی برزگ مقاومت با نام «به سوی پیروزی» با شرکت بیش از ۵۰هزار تن از هموطنان و حامیان مقاومت ایران بود. این گردهمایی تا آن تاریخ بزرگترین اجتماع ایرانیان در تاریخ مبارزات خارج کشور محسوب می‌شد. ایرانیان شرکت‌ کننده در این گردهمایی خواهان تلاش برای تغییر دموکراتیک در ایران شدند.

فرازهایی از سخنان مریم رجوی در اجتماع ۵۰هزار نفره ایرانیان

  • «هیاهوی آخوندها برای ساختن بمب اتمی، نفیر شوم انفجارهای پرشقاوت آنها در عراق و نعره‌های آنها برای سرکوب و ارعاب در داخل کشور، صدای ایران نیست».
  • «همه آنچه دولتهای مماشاتگر درباره رژیم آخوندی می‌پنداشتند یا ادعا می‌کردند، غلط از آب درآمد. گفتند با دادن مشوق رفتار آخوندها را تغییر می‌دهند. به‌جای تغییر، آخوندها عراق را به گرداب خون فرو بردند، لبنان را به ویرانی و بحران کشاندند. فلسطین را دو نیمه کردند و تروریسم و خونریزی را به افغانستان بازگرداندند. گفتند که با مذاکره و زد و بند، آخوندها را به توقف برنامه اتمی راضی می‌کنند، اما آنها فعالیت برای ساختن سلاح هسته‌یی را گسترش دادند و به سه قطعنامه مصوب شورای امنیت بی‌اعتنایی کردند. ادعا می‌کردند با تحریمهای بین‌المللی، مرد‌م ایران به حمایت از آخوندها برمی‌خیزند. حالا چشم باز کنند این خیزش عمومی را ببینند»