شطرنج سیاسی رخدادهای هفته

۱۳۹۷/۱۲/۱۷

آغاز با آشفتگی

رژیم آخوندی هفته گذشته را در شرایطی آشفته آغاز کرد. این آشفتگی به‌خاطر «بی‌راه‌حلی» در برابر بحرانهای مرگباری است که گریبانش را گرفته است.

خروجی این آشفتگی، ورود سراسیمه خامنه‌ای به صحنه برای هشدار به بدنه و بالای نظام بود که: نترسید و جا نزنید!

خامنه‌ای: «دشمنان همه‌ٔ تلاش دشمنان ملّت ایران در جنگ نرم چیست؟ این است که ملّت ایران را اندوهگین و ناامید و ترسیده و مانند اینها بکنند، وادار کنند ملّت ایران را که از ورود در میدان بترسد، مأیوس باشد».

موضع‌گیری خامنه‌ای از آن جهت قابل تأمل است که طی ۳هفته گذشته وی ۳بار به صحنه آمده و هر بار به بسیجی‌ها و حتی سران نظام تأکید کرد: «از دشمن نترسید، هراس به خود راه ندهید، ناامید نشوید...».

هشدارهایی که نشان می‌دهد ریزش بدنه و بالای نظام تا کجا شدت یافته است.

FATF، نمود درگل‌ماندگی نظام

یکی از بحرانهایی که خامنه‌ای در برابر آن هم در باتلاق گیر کرده، FATF است. ۲سال است که خامنه‌ای توان تصمیم‌گیری درباره آن را ندارد. چرا که اگر رژیم به این نهاد بپیوندد، دیگر نه تنها نمی‌تواند به مزدورانش مانند حزب‌الشیطان، پولی بدهد، بلکه به‌قول پاسدار حسین شریعتمداری باید به دست خودش سپاه، بسیج، وزارت دفاع و ارشاد و وزارت اطلاعات را هم تحریم کند.

اگر هم به FATF نپیوندد، همان آب‌باریکه رابطه‌اش با بانک‌های جهان نیز قطع می‌شود.

در چنین وضعیتی، روز شنبه کشمکش بین باندهای نظام بر سر پیوستن یا نپیوستن به FATF چنان اوج گرفت که مجمع تشخیص مصلحت نظام، برای چندمین‌ بار نتوانست تصمیم نهایی را بگیرد و نظام ولایت باز هم پا در هوا ماند!

ورود آرتیستی خامنه‌ای، با ۸ماه تأخیر!

در چنین وضعیتی، خامنه‌ای نه تنها پاسخ قاطعی نداد، بلکه فیلم دیدار ۸ماه پیش خود با روحانی را منتشر کرد. فیلمی که در آن تأکید می‌کند اروپا نه تنها در حال فریب رژیم است بلکه عامل تثبیت تحریم‌ها هم خواهد شد.

انتشار این فیلم نشان می‌داد که امید رژیم به اروپا به کلی از میان رفته و حالا خامنه‌ای می‌خواهد تقصیر را از گردن خود باز کند. البته این فرع قضیه است، اصل مطلب اعتراف به در گل نشستن نظام است.

البته علاوه بر این موضوع استعفای ظریف هم شاهد دیگری برای در گل ماندگی نظام بود.

نتیجه:

رژیم در گرداب مجموعه‌ای از بحرانها دست و پا می‌زند. هر چند خود بحرانها بسیار جدی هستند، اما موضوع جدی‌تر، نداشتن راه‌حل و راه برون‌رفت از آنهاست.

بحران بی‌راه‌حلی البته خنثی نیست. بلکه پیاپی باعث تشدید سایر بحرانهای نظام می‌شود.

اینگونه رژیم در یک چرخه فروبرنده قرار گرفته و هر چه بیشتر پیکره این نظام به آخر خط رسیده، فرسوده‌تر می‌گردد.

روندی که هر چه بیشتر، راه را برای قیام و ضربات کاری کانون‌های شورشی باز می‌کند.

بی‌جهت نیست که جهانگیری روز ۱۴اسفند با نگرانی هشدار داد: «آنچه باید نگران‌مان کند کینه مردم نسبت به نظام است».

و یک روز پس از آن خبرگزاری سپاه پاسداران در وحشت از گرایش گسترده نسل جوان به مجاهدین هشدار داد: «سرپلهای مجاهدین از طریق فضای مجازی جوانان را شکار و جذب کرده و جوانان نیز به‌علت مرتبط شدن با مجاهدین دست به اقداماتی علیه امنیت نظام می‌زنند»!

اما درست در ساعتهای پایانی هفته، هنوز یک ضربه کاری دیگر بر پیکره پوسیده نظام ولایت باقی مانده بود: به موازات پیش‌رفت برق‌آسای کمی و کیفی کانون‌های شورشی در داخل کشور، تظاهرات بزرگ ایرانیان آزاده در برابر کاخ سفید، بار دیگر نشان از قدرت و گستردگی یگانه آلترناتیو رژیم آخوندی یعنی مجاهدین و مقاومت مردم ایران داشت.